خدای مهربان

حق و عدالت
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
بنيانگذار حقوق نوين ايران

 روزنامه اطلاعات ص 11 دوشنبه 28 مهر 1393- 25 ذي الحجه 1435ـ 20 اكتبر 2014ـ شماره 25999
اشاره‌اي به ديدگاه‌هاي استاد کاتوزيان
بنيانگذار حقوق نوين ايران
دکتر مسعود بوجاري وکيل کانون وکلاي دادگستري مرکز
 


استاد فرزانه علم حقوق امير ناصر کاتوزيان به ديار باقي سفر كرد و هنوز خاطره صحنه‌هاي فراموش نشدني و باشکوه تشييع عاشقانه و عارفانه حضرت استاد در نهايت عزت و احترام در روز پنجشنبه 13 شهريور ماه سال جاري بردوش شاگردانش از محل دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران بسوي قطعه نام‌آوران وادي رحمت بهشت زهرا(س) در اذهان همه شاگردان و دوستداران و همکاران و خانواده معزز آن استاد باقيست، هر چند با آن همه خاطرات از مهرباني و فروتني و دهها سجاياي نيک رفتاري و اخلاقي هنوز باور بر رفتن ايشان نيست ولي تقدير و مشيت الهي برآن قرار گرفت که حضرت استاد زود از ميان جامعه علمي و حقوقي کشور رخت بر بندد و به نقل از احساس دروني خويش در وصف کتاب وصيت سرانجام با شکفتن و پرواز کردن از جهان خاکي فاصله گرفت تا با توشه‌اي از مبارزه و ايثاربا کاروان عدالت و فناي در حق به سراي نورپرکشد و روح مطهرش به خداوندگار عدالت سپرده شود.

جمله معشوق است و عاشق پرده‌اي

زنده معشوق است و عاشق مرده‌اي

جايگاه شامخ و رفيع علمي و اخلاقي استاد هميشه زنده ياد آقاي دکتر کاتوزيان نه از آن جهت ارزشمند است که ايشان از ابتدا در تمام مراحل تحصيلي فردي ممتاز از لحاظ علمي بوده و در دانشگاه حائز رتبه اول رشته قضايي از دانشکده حقوق تهران در سال 1331 گرديده و موفق به اخذ مدال درجه يک فرهنگ از وزارت وقت فرهنگ گشته و جزء اولين دانش آموخته‌ها ونخستين دريافت کننده مدرک دکتري حقوق خصوصي با موضوع پايان‌نامه وصيت در مورخه 10/9/1338 با درجه بسيار خوب از دانشکده حقوق و علوم سياسي و اقتصادي دانشگاه تهران بوده است، حضرت استاد شاگرد ممتاز حقوقي و يادگار بزرگان و دست پرورده اولين نسل عالمان حقوق کشور چون دکتر سيد حسن امامي و دکترعبدالحسين علي آبادي و دکتر سيد محمد علي شايگان و دکتر کريم سنجابي و دکتر احمد متين دفتري و استاد محمود شهابي و دکتر موسي عميد و آيت‌الله محمد سنگلجي بوده است.

در کنار ابواب شخصيت علمي و حقوقي استاد کاتوزيان، شخصيت سياسي و مستمر مبارزاتي ايشان در طول زندگي با برکت و پر از عزت نفس شان که همواره با جوهره حقوقي ريشه در انديشه‌هاي الهي و عدالت خواهي حضرت استاد داشته، قابل نقل و تحليل و درس آموز براي همه آزاد انديشان و خصوصاً حقوقدانان عدالت طلب بوده که موضوع آن خارج از فرصت اين مقال بوده و نوشته‌هاي بسيار ديگري را طلبيده، در کنار ايمان عملي و قلبي هميشگي حضرت استاد به ذات اقدس الهي و تقيد به احکام و عبادات اسلامي آنچه در اين نوشتار کوتاه قصد اشارت به آن را داشته که سبب ممتاز و برجسته گرديدن ايشان در بين علماي حقوق معاصر در کشور گرديده، قدرت و توانايي و تبحربي بديل استاد کاتوزيان در به نظم در آوردن قواعد و مقررات حقوقي منطبق با حقوق نوين و خصوصاً استناد و بهره گرفتن ايشان از قواعد فقهي در بسياري از آثارشان، بدين سبب که اساسا قواعد مذکور ريشه و زيربناي مقررات حقوقي و بالاخص قانون مدني ايران بوده است، و اين امر محصول تلاش دهها سال تحصيل و تحقيق و مطالعه ايشان در زمينه همه دروس حقوقي و فقهي و بهره گرفتن از فرصت‌هاي مطالعات حقوقي در خارج از کشور بوده است.

همه آثار ارزشمند استاد کاتوزيان محصول نوع آوري و بيانگر ضروريات وتحول در نظام حقوقي وانتقال قواعد حقوقي با مباني فقهي آن از نسل قديم حقوقي به نسل و عصر حاضر و به شکل و مدل حقوق نوين بوده و بدين لحاظ ايشان در مقدمه کتاب عقود معين خويش آورده‌اند: باليدن به بناي رفيع پيشينيان و محصور ماندن در ديوارهاي مستحکم سنت‌ها داروي رفع نيازهاي کنوني نيست.1 و قطعاً ارائه اين سير حرکت ارزشمند و هوشمندانه حضرت استاد برتائيد تحول در قواعد حقوقي برحسب ضروريات سبب پويايي وگسترش نظام حقوقي و همخواني بيشتر و هم آوايي قواعد و مقررات حقوق داخلي با نظام و قواعد و مقررات بين‌المللي خواهد گرديد، که دراين خصوص در آثار منتشره حضرت استاد بر امر تاکيد بر ضرورت تحول و توجه به حقوق نوين ميتوان به مطالب مجلدات کتب فلسفه حقوق دکتر کاتوزيان اشاره نمود که ايشان زحمت سي ساله را براي تدوين آن کتب متحمل گرديده و همچنين به مطالب کتاب کليات حقوق که پس از سي سال از گذشت انتشار آن حضرت استاد به بازنگري و تجديدنظر مجدد در مطالب آن پرداخته بود که هر دو اثر از بهترين آثار و شاهکارهاي فلسفه حقوقي در بين تاليفات ايشان ميباشد.

استاد کاتوزيان به لحاظ برخورداري از هوش عالي و حافظه قوي و استعداد درخشان در فرا گرفتن دروس حقوقي و خصوصاً دروس حقوق خصوصي در ايام تحصيلات دانشگاه به سبب تلاش و تفوق فراوان در آموختن دروس فقه و قواعد و اصول فقه در محضر اساتيدي چون آيت‌الله سنگلجي و استاد شهابي به چنان تسلطي در فقه اسلامي دست يافته بود که خود ايشان در شرح زندگينامه خويش مرقوم نموده‌اند: روزي که براي آگاهي از نتيجه‌ها به دانشکده رفته بودم، کارمندان دفتر به من اخطار کردند (اطلاع دادند) که رئيس دانشکده مي‌خواهد تو را ببيند، و چون با پيراهن و شلوار بودم، از دوستانم کتي به عاريت گرفتم و پوشيدم تا نزاکت شرفيابي به حضور رئيس را رعايت کنم. همين که وارد دفتر مرحوم دکتر عميد شدم، ايشان با مهرباني دست مرا فشردند و مژده دادند که مرحوم استاد محمود شهابي به ورقه امتحان اصول فقه من نمره 20 داده‌اند و از شوراي دانشکده خواسته‌اند که سر ورقه را باز کنند تا دانشجوي نويسنده معلوم شود. زيرا مطابق مقررات آن روز سر برگ‌ها در امتحان کتبي به هنگام نمره دادن بسته مي‌ماند و تنها شورا مي‌توانست اجازه باز کردن آن و شناسايي دانشجو را بدهد.

مرحوم عميد افزودند که استاد شهابي موضوع را در شورا مطرح كرده و از دانشکده خواسته‌اند که برگ امتحان اصول شما به قم فرستاده شود تا آقايان مراجع و استادان حوزه ملاحظه بفرمايند که دانشجويان ما چگونه به دقايق فقه و اصول تسلط دارند.2 بدينسان بود که ايشان پس از گذشت حدود 51 سال بعد از خاطره مذکور به جهت تفوق علمي در امر فقه و احساس ضرورت به تحول و توجه به نيازها در مقدمه تجديد چاپ کتاب تحولات حقوق خصوصي که مربوط به يادنامه‌اي از مرحوم دکتر سيد حسن امامي بوده مرقوم نموده: شکستن خط انحصار قانون در منابع حقوق، دريچه ديگري را گشود که کمتر در حقوق ما سابقه داشت.

اين تحول را مي‌توان به نفوذ عدالت در راه حل‌هاي حقوقي و توجه به مصالح اجتماعي در فتاواي دانايان ناميد، مي‌دانيم که در فقه مصلحت گرايي ممنوع يا محدود است و فقيهان ما کوشيده‌اند تا استحسان و مصالح مرسله را از منابع فقه خارج کنند تا به اصالت کتاب و سنت صدمه نزند.

اين موضع نظري در نظام ما قابل توجيه است، هرچند که در عمل نيز نتوان پاي استدلاليان را چوبين کرد و چشم از واقعيات پوشيد ولي در نظام حقوقي که قانون ابزار پاسخگويي به نيازها و ضرورت‌ها است، فرشته عدالت را نمي‌توان براي هميشه چشم بسته نگاه داشت و در دايره تنگ منطق صوري زنداني کرد، جهان متحرک قانون ثابت و تفسير منطقي خشک را تحمل نمي‌کند و نياز به تحول دارد. 3

حضرت استاد امهات حقوق سنتي و عرفي و فقهي مدون ايران را از گذشته تا به حال را با بهره گيري از سبک‌هاي نوين حقوقي دنيا بطور منظم دسته بندي كرده و با رويکرد اخلاقي و انديشه‌هاي روشنگرانه عدالت طلبي به تدوين و نظم در نگارش قواعد و مقررات حقوقي خصوصاً در رشته حقوق خصوصي پرداخته است.

ارزش والا و شخصيت علمي استاد کاتوزيان نه از آن حيث حائز توجه و اهميت است که ايشان استاد چند هزار فارغ‌التحصيل رشته حقوق و اساتيد بسيار اين رشته در کشور بوده‌اند ، بلکه به جهت شاخص و منبع قرارگرفتن همه کتب و آثار حقوقي ايشان در امر تدريس و تحقيق در دانشکده‌ها و مراکز حقوقي کشور و به لحاظ تاثيرات فراوان افکار و انديشه‌هاي ايشان در نظام کنوني حقوق ايران، همگي سبب گرديده که ايشان علاوه بر جايگاه پدر معنوي همه حقوقدانان کشور به حق به عنوان بنيانگذار علم حقوق نوين ايران ناميده شود، که هيچکدام از محاسن و سجاياي مذکور براي حضرت استاد سبب خدشه بر شخصيت والا و ارزشمند علمي ديگر پيشکسوتان و اساتيد برجسته حاضرعلم حقوق در کشور نمي‌باشد.‏

از شاخص‌ترين خصوصيات و صفات ممتازه دکتر کاتوزيان در تمام مراحل زندگي توجه همه جانبه و غايي ايشان به امر حق وموضوع عدالت بوده که اين نوع نگاه حق طلبانه و عدالت خواهانه حضرت استاد سرمشق خوبي در انجام همه امور و افعال و اعمال و انديشه‌ها و آراء براي افراد جامعه حقوقي در مناصب قضاوت يا وکالت و ديگر مسئوليت‌هاي حقوقي ميباشد، حضرت استاد در سرآغاز کتاب عدالت قضايي فرموده‌اند: در عشق به عدالت و آموختن و تجربه کردن، همواره بايد اين دغدغه و احساس را داشت که چه بايد کرد تا گردي بر چهره حساس عدالت ننشيند، اينکه آيا وفادار ماندن به قانون و رسوم قضايي و آرمان‌هاي قانونگذار کافي است، يا دادرس هم بعنوان انساني عاقل و خدمتگزار، بايد نقشي بيش از مجري و مقلد و مفسر داشته باشد؟

آيا فرمان دولت و قانون و نظام‌هاي شغلي والاتر است يا نداي وجدان که به گوش جان شنيده مي‌شود؟ و بدين لحاظ همواره در ذهن خويش به اين امر توجه و دغدغه اين را داشتند که فرمان عدالت کدام است، و حال که به عدالت مطلق دسترسي نداريم، چگونه ميتوان چهره‌اي نسبي و خاکي از آن عدالت را در وجود خويش داشت و به قدر تشنگي از درياي زلال عدالت چشيد4، اينکه سرشت آدمي به سوي عدالت تمايل دارد و پرهيز از بيدادگري در زمره نيازهاي فطري بشر است.‏

در خصوص انديشه‌هاي عرفاني حضرت استاد در باب حق، ايشان حق اثبات شده را حق واقعي اعلام داشته و شعور و وجدان را ترازوي اثبات حق مي‌دانست که دادگر نهايي در وجود آدمي به وديعه قرار داده و اينکه بايد بيشتر از دادگر سخن گفت، هم بر او باليد و هم از او ناليد: چرا که دادگر جز به حق سخن نمي‌گويد و قلم و زبان بايد در خدمت عدالت باشد.5

حضرت استاد بيان داشته است که: نوميدي از علم انسان را به سوي عرفان کشاند، بدين سودا که در آئينه صافي دل حقيقت را ببيند: عارفان چاره در اين ديدند که زبان ببنديم و دريچه دل گشوده داريم، ولي از کاروان هستي جز بانگ جرسي به گوش نرسيد و به گفته حافظ «کس ندانست که منزلگه مقصود کجاست» آدمي همواره دست نياز به سوي حق دارد تا از عقل نخستين پاسخي مناسب بگيرد، آفريدگار جهان هستي هشدار مي‌دهد که:‌اي انسان، تو با تلاشي سخت و دائم به سوي پروردگارت ميروي تا به او برسي، وعده وصل را دلي پاک وصافي از دريچه وحي مي‌آورد تا در گوش جانمان نشيند، و نداي آسماني اين است که «زندگي حرکت به سوي کمال است و مقصود و معبود يکي است». و دشواري در اين است که آدمي ذات معبود را در نمي‌يابد و ناچار به وصفي از آن قانع مي‌شود، نمادها به اعتبار ديدگاهها و آرمان‌ها گوناگون است و هر کس وصفي از کمال مطلق را مظهر گمشده خويش مي‌بيند: يکي او را قاهر و خالق و ديگري رحمن و رحيم و سومي عليم و حکيم مي‌خواند، حقوقدان نيز به ارزش مطلوب خود مي‌انديشد، به اقتضاي تربيت و حرفه خويش خواهان عدالت است و معشوق را در اين لباس مي‌پسندد و سير هستي را به سوي عادل مطلق مي‌بيند، و من نيز از اينانم و به اين اعتبار است که حاصل عمر را گامي به سوي عدالت خوانده‌ام.6 «و عدالت هر چه مطلق‌تر و هر چه زلال‌تر و هرچه کامل‌تر باشد بهتر است و ارزشي است بدون قيد که غايت آمال و آخرين آرمان انسان‌هاست، شايد به دليل کششي که ما به سوي حق و به سوي تعالي داريم، اين تمايل در ما ايجاد شده است که اگر به عدالت الهي دسترسي نداريم، چهره خاکي آن را از دست ندهيم، اگر چه به بهاي فدا کردن آزادي و برابري ما باشد».7

حضرت استاد در همه عمر با نوشته‌ها و تقريرات و سخنان خويش همواره بر اين تلاش بود که با رهروان حق براي استقرار عدالت بکوشد، و قصدش از آن همه درس و بحث و کتاب وشرح قانون و حقوق و سير انديشه همواره چون تشنه‌اي بود که با سبوي عشق فقط و فقط به دنبال عدالت و خداي آن بود.

حضرت استاد در خصوص اهميت قضا و در باب لزوم تقواي قاضي و ترس از عدل الهي دراثر ارزشمند خويش بنام رويه قضايي: «عشق به عدالت را چون عشق به تمام مظاهر معشوق دانسته و رويه قضايي را آشکارترين محل جلوه عدالت قانوني مي‌دانست، و اينکه قانون يگانه منبع فوق تلقي شود و دادرس صرفاً خود را مامور اجراي آن بداند اين امر را عذر بدتر از گناه و توهم دانسته و در هنر دادگستري تاخير در اجراي حق را گناه نابخشودني مي‌شمرد، و اينکه دادرس پس از احراز واقع نبايد در اجراي عدالت درنگ نمايد و به انتظار قانون مکتوب نماند، زيرا قانون نانوشته را در وجدان خود پرورده و شادمان است که به جاي اطاعت از فرمان دولت، گوش به نداي اخلاق و عدالت دارد و به زمزمه دل و حکم عقل پاسخ مي‌دهد.

اين امر آزادي نسبي براي دادرس بوده که در غياب قانون خود را ارج نهاده و به انتخاب و گاه به ابداع قانون حاکم بر دعوي دست مي‌زند و شادمان‌تر اين که نه به اجبار قانون، بلکه به رغبت خود حکم صادر مي‌نمايد».8

حضرت استاد اعتقاد به اين امر داشت که: همه نظريه‌هاي حقوقي بايد در خدمت عدالت باشد و همچون ابزاري براي به راه انداختن ماشين طبيعي و انساني عدالتخواهي به کار رود، او هدف نهايي هنر دادگستري را بيش از هر چيز انسان و سعادت او مي‌دانست، او هنر دادگستري را حق گذاري و ستيز با بيدادگري مي‌دانست.9

او احترام گذاشتن به قانون را شرط نخستين نظم و امنيت حقوقي را زاده نظم مي‌دانست، او بيان مي‌داشت که نظم بر همه ارزش‌ها غلبه دارد و مي‌تواند سرپوش مناسبي براي هر ظلم باشد و صلحي مطلوب اجتماع است که از راه اجراي عدالت بوجود‌آيد، او معتقد بود که ذهن حکيم به نظم قانع نگرديده و هر امنيتي را نمي‌پسندد و او هدف حکيم را در احترام به قانون والاتر از دستيابي به نظم و امنيت مي‌دانست و معتقد بود که از درون نظم بايد به عدالت دست يافت و دانش حقوق به عارفان منظمي نياز دارد که فن اجراي قانون را به هنر عدالت پروري زينت بخشند و نظريه‌هاي حقوقي را به جاي بر سر عدالت قرار دادن در خدمت عدالت قرار دهند. 10

دکتر کاتوزيان اعتقاد داشت: آنان که با بضاعت اندک خود و بي‌آنکه اطلاعي درخور از دادرسي و قضا و دانش حقوقي داشته باشند، با غرور تکيه بر مسند قضا مي‌زنند، با خونسردي و تهور کامل حکم مي‌رانند، چنان که گويي بر ميراث غصب شده خود سلطه يافته‌اند. بر اين باور بودند که در اين جهان پرغوغا و گوناگون ميان آنچه هست و آنچه بايد باشد فاصله‌اي عميق است. 11حضرت استاد اعتقاد داشت: احکام قضايي در واقع بايد ترکيبي از اخلاق و عدالت باشد که در کارگاه وجدان قاضي به هم آميخته و انگيزه صدور حکم شده باشد.12

زندگي سياسي و مبارزاتي انديشمند معاصر دکتر کاتوزيان داراي اهميتي کمتر از زندگي حقوقي او نبوده، حضرت استاد آزادي انديشه را سر آمد ارزش‌ها و آموختن و ياد دادن را والاترين لذت‌ها مي‌دانست و معتقد بود که رشته پيوند انسان‌ها و رابطه دولت و مردم را تنها قانون منظم نمي‌کند و انسانيت والاتر از آن است که در تار و پود مواد خشک و بي‌روح قوانين محصور بماند، در وراي قوانين اصول عالي و محترمي وجود دارد که جوهره تمدن و مظهر اخلاق است. 13

به نقل يکي از اساتيد برجسته حاضر فلسفه حقوق، از ميان انواع کاتوزيان تاکنون جلوه‌اي از کاتوزيان حقوقي بيان شده است و ساير ابعاد شخصيتي حضرت استاد با توجه به مجموعه ارزشمند آثارش هنوز جاي تامل و شرح و بسط دارد. در بسياري از آثارايشان خصوصاً در کتاب زندگي من... که زندگينامه خود نوشت آن استاد بوده، گوشه‌هايي ازايام ناسازگاري و روزگار ناملايمت در قبل و بعد از انقلاب در زندگي حضرت استاد بيان شده که ايشان فقط با توکل به باريتعالي از تمام آن سختي‌ها فرصت ساخت.

حضرت استاد همه كتاب‌ها و مقالات و نوشته‌ها و خصوصاً سخنراني‌هايش را با صدايي شيوا و دلنشين و با ذکر عبارات و کلمات و يا اشعار مربوط به تقديس ذات باريتعالي آغاز مي‌نمود و از او نقل است: که از شاهکارهاي قرآن کريم سوره حمد بوده و در همه ايام عسرت و سختي روزگار از عمق جان به تکرار قرائت آيه شريفه اياک نعبد و اياک نستعين مي‌پرداخت و همواره توجه به ذات اقدس احديت ره توشه سفردر مسير زندگي پربرکت و عدالت خواهانه‌اش بود به بيان عارف بايزيد بسطامي که در باب درگاه حق فرمايد: به همه دست‌ها در حق بکوفتم، آخر تا به دست بلا نکوفتم، نگشادند.

و به همه زبان‌ها بار خواستم، تا به زبان اندوه نخواستم، بار ندادند.

و به همه قدم‌ها به راه او برفتم، تا به قدم دل نرفتم، به منزلگاه عزت نرسيدم.

حضرت استاد همانطور که در پيش گفتار جلد يک کتاب گامي به سوي عدالت مرقوم فرموده‌اند: بزرگترين آرزويش اين بود که تا دم واپسين همچنان استوار بماند و سستي و زبوني در او راه نيابد و زماني که از حرکت باز مي‌ايستد، راهي را براي ساير کاروانيان گشوده باشد.14 و همانطور که مرحوم دکتر سيد حسن امامي به حق در وصف ايشان در جريان معرفي ايشان به دانشجويان وقت دانشگاه ملي تصريح كرده بودند: به جدم قسم استادي را که معرفي مي‌كنم بهتر ازمن است.15

حضرت استاد هم که هميشه دانشگاه را خانه خود دانسته و دانشجويان را فرزندان و سرمايه‌هاي خويش مي‌دانست، همواره در کمال تواضع دانشجويانش را بهتر از خود اعلام مي‌داشت و با تمام وجود به آنها عشق مي‌ورزيد، و ديديم که چگونه به پاس راهي که از علم و حريت و آزادي گشود، چه زيبا در روز تشييع بزرگ او در سيزدهم شهريور ماه همه دوستان و شاگردان و ارادتمندان به ايشان، با شکوه و با عظمت، با سوز دل آه و با احساس فراق و از دست دادن او همدل و يک صدا ندا برداشتند که راهي را که او بر گستره حق و عدالت در نهاد حقوق کشور بنيان گذاشته، آنان با قلم و گام‌هاي علمي پرتوان‌تر ادامه خواهند داد، او همه عمر با قدم دل بسوي عدالت و خداي آن گام برداشت و سرانجام در اين دنيا و قطعاً با آن همه دعاي خير که بدرقه راهش بود در سراي آخرت به منزلگه عزت خواهد رسيد، راهش پر رهرو و يادش تا ابد در خاطره‌ها ماندگار و روحش در اعلاعليين و در جوار رحمت الهي همواره شاد باد.



‏پاورقي‌ها:

1ـ حقوق‏ مدني، عقود معين 3، دکتر کاتوزيان، ص1.‏

2ـ زندگي من... دکتر کاتوزيان، صص 36 و 37.‏

3ـ تحولات‏ حقوق خصوصي، زير نظر دکتر کاتوزيان، ص3.‏

4ـ عدالت‏ قضايي، دکتر کاتوزيان، صص 6 و 5.‏

5ـ اثبات‏ و دليل اثبات، جلد اول، دکتر کاتوزيان، ص 5.‏

6ـ گامي به سوي عدالت، جلد اول، دکتر کاتوزيان، ص 10.‏

7ـ همان‏ منبع، ص 15.‏

8ـ رويه قضايي، دکتر کاتوزيان، ص 5.‏

9ـ همان‏ منبع، ص 6.‏

10ـ همان‏، 10.‏

11ـ عدالت‏ قضايي، همان، ص 7.‏

12ـ رويه قضايي، همان ص 6.‏

13ـ زندگي من...، همان، ص 163.‏

14ـ گامي به سوي عدالت، همان، ص 15.‏

15ـ زندگي من...، همان، ص 118.‏



دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393-9:0 |   | مسعود بوجاری | گروه حقوقی |لینک به نوشته
حضرت استاد سودای رفتن داشت .....

                    

                  حضرت استاد سودای رفتن داشت .....                                                

 

     دکتر مسعود بوجاری

     وکیل کانون وکلای دادگستری مرکز

درپائیز 1362 همزمان با خرید کتاب مقدمه علم حقوق استاد در فروشگاه انتشارات امیرکبیر در چهار راه مخبرالدوله  به مبلغ 40 تومان توفیق زیارت حضرت استاد نصیب گردید ، وایشان ضمن بیان خاطرات و گله از وقایع دانشگاه و تعطیلی آن به سبب انقلاب فرهنگی مطالبی را در خصوص بازگشایی مجدد دانشگاه و دلتنگی خویش را نسبت به فضای  دانشکده حقوق تهران  و صحن و سرای آن بیان داشتند و هنوز این کلام استاد را در آن ملاقات به خاطر دارم که فرمودند : حقوق ملت تعطیل بردار نیست " و سپس کتاب خریداری نموده را با امضا در ذیل اسم مبارکشان در پیش گفتارآن مزین فرمودند ، پس از آن در سال های بعد که حضرت استاد در دانشکده حضور نداشتند ، هرگاه از پله های ورودی دانشکده پا به داخل راهروی ورودی کوچک آن میگذاشتم ، ناخودآگاه یاد و خاطره عدم حضور حضرت استاد  و دلتنگی ایشان به دانشکده و دانشجویان در ذهنم  آشکار میگشت ، و توصیه حضرت استاد در تمام سال های فراغ و دوری از دانشگاه خوب درس خواندن بود.

بهر حال بعد از گذشت چند سال در پائیز سال 1370  در میان شورو شوق زائد الوصف بسیاری از اساتید و دانشجویان و کارمندان دانشکده حقوق دانشکاه تهران حضرت استاد به خانه خویش دانشگاه برگشتند و محفل انس و زیارت بیشتر استاد برای همگان ایجاد گردید ، زیرا حضرت استاد عشق شاگردانش بود و شاگردانش عشق او ، و درود به روان پاک استاد فقید حقوق اساسی دانشکده حقوق دکتر ابوالفضل قاضی شریعت پناهی که چه زیبا درمراسم استقبال از حضرت استاد در شعری بنام شادیانه سرودند :

به صحن علم و دانش نوبهاران در خزان آمد    نوای بلبل دستانسرا از بوستان آمد فضای دل منور شد ، مشام جان معطر شد    نسیمی تازه از خلد برین دامن کشان آمد                                                                                                                                       

بگو با جمع  برنایان شیدای سرکویش          که استاد مسلم حضرت کاتوزیان آمد

و مهم این بود که در آن سالهای عسرت و عزلت هیچگاه حضرت استاد مایوس نگردید و زانوی غم بغل نگرفت و با امید به خداوند متعال چون یک سرباز پرتوان عدالت به پشتکار علمی خویش ادامه داد و ازآن ایام عزلت فرصت ساخت که نتیجه آن نگارش  و تقدیم چندین کتاب  ارزشمند به جامعه حقوقی کشور بود .

 

از زمان برگزاری بیستمین اجلاس اسکودا دراردیبهشت  1392 درسرعین اردبیل به سبب توفیق و مجالست بیشتر با حضرت استاد ، هر گاه سخنی به میان می آمد سیمای مبارک ایشان نشان از رفتن داشت ، و در طول سال گذشته همواره از درد عضلات و بیماری گله میکرد و تکه کلامش این بود که عاقبتش رفتن است ، این وضعیت حضرت استاد حقیر را جدا مشوش  نموده بود و بعضا نگرانی  و عدم سلامتی  و بقای حضرت استاد  را به برخی از دوستان اعلام میداشتم  ، تا جائیکه توسط کانون فارغ التحصیلان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برنامه ریزی شده  بود که تحت عنوان بزرگداشت علمای حقوق مراسم پاسداشتی برای حضرت استاد در تالار شیخ مرتضی انصاری دانشکده حقوق برگزار گردد که مجال آن حاصل نگردید .

در ایام عید نوروز امسال  دوستان کانون مرکز طی دو مرحله به دیدار حضرت استاد شتافتند که نگرانی از عدم سلامت حضرت استاد در وجود مبارک ایشان مشهود بود ، و حقیر را براین داشت که برای یادآوری خاطرات و خوشحالی ایشان با کسب اجازه از وی ، سیر زندگی  تطبیقی ایشان را با بهره گرفتن از کتاب زندگی من ... حضرت استاد ، همراه با اضافه نمودن مطالب و خاطرات جدید به رشته تحریر در آورم ، که مطالب سیرزندگی ایشان با نظارت حضرت استاد درچهار قسمت تهیه که اولین قسمت آن مصادف با هشتاد و سومین سال تولد مبارکشان  در مورخه 2/2/1393 در روزنامه قانون چاپ گردید ، ولی انتشار قسمت های بعدی آن به جهت توقیف روزنامه مذکور مسکوت ماند ، در اواسط اردیبهشت ماه امسال توفیق انجام حج عمره و زیارت خانه کعبه و مدینه منوره برای اینجانب حاصل گردید ، برای خداحافظی به نزد ایشان رفته  و هنوزگرمای دستان مبارک شان را در دستهایم احساس میکنم  و به یاد دارم که با چه شور و احساس غیر قابل وصفی ، از آرزوی دیرینه خویش مبنی بر عدم سعادت زیارت خانه خدا تاکنون ، نسبت به عدم توفیق زیارت در سال اخیر به جهت عدم سلامت قلبی و عدم تجویز پزشک معالج برای انجام آن سفرابراز تالم و تاثر می نمودند و اظهارداشتند که نماز و دعا برایشان در کنار خانه کعبه بسیار عزیز است ، لذا در جریان آن سفر معنوی در مکه و مدینه و سایر اماکن متبرکه هر کجا که رفتم ، یاد اورا نموده و برایش نماز خوانده و دعا کردم ، پس از بازگشت از سفر مذکور از اینجانب پرسیدند ما را دعا کردید ؟  عرض نمودم همه جا یاد شما بودم و به نیابت از شما طواف مستحبی و نماز و دعا به جا آوردم ، فرمودند به خدا چه گفتی ، عرض کردم اعطای سعادت دنیا و آخرت ، و ایشان زیر لب  چند بار زمزمه فرمودند : آخرت ، آخرت ، آخرت .

اینجانب به رسم هر بار سفر حج عمره تعدادی پارچه خلعت تهیه و با بردن به اماکن مقدسه و خانه کعبه آن پارچه ها را طواف داده ، در سفر اخیر تعدادی خلعت یمنی و به نام افراد مشخص تهیه  و آن پارچه ها را متبرک نموده بودم که یکی از آن خلعت ها را برای حضرت استاد تهیه نموده بودم ، و در جریان ملاقات مذکوردر منزل  حضرت استاد ، پس از اینکه مقداری آب زمزم  را که از جوار خانه کعبه آورده و به همسر محترم ایشان تقدیم نمودم ، سپس  استاد که گویی میدانستند می خواهم چیزی را از ایشان پنهان نمایم ، با نگاهی نافذ به اینجانب فرمودند که دیگر برای ما چه آورده ای ؟ با زبانی الکن و پنهان حقیقت در کلام و برای فرار از بیان موضوع تهیه پارچه خلعت اعلام داشتم که هیچ ، و چیزی معنوی است  که بعدا تقدیم می نمایم ، که ایشان با بیانی گرم اعلام داشتند که نگه اش دار لازم میشود ! و هیچگاه فکر نمیکردم که به این زودی و پس از گذشت سه ماه ونیم آن پارچه خلعت استفاده گردد ، و هر گاه در روزهای بستری شدن ایشان در بیمارستان تهران کلینیک سعادت ملاقات ایشان برایم حاصل میگشت و به منزل برمی گشتم ، به خلعت مذکور نگاه و پیش خود زمزمه می نمودم که خدا نکند که به این زودی برای وجود مبارک ایشان استفاده شود ، که سرانجام  در روزهای آخر حضورشان  در بیمارستان و وخامت وضع ایشان و خصوصا بستری گردیدن در بخش های icuو  ccu برایم  یقین حاصل گردید که دیگر وقتش رسیده و به پارچه خلعت مذکور نیاز است ، که با حمد و ثنا و دعای دیگر خوبان آن را آماده وتقدیم داشته .

 هنوز نوشته منتشر نشده ای در اختیار داشته که در وصف وضعیت حضرت استاد در جریان ملاقات  ایشان بر روی تخت اتاق 802 در بیمارستان مذکور بوده که  تحت عنوان : مرد حق و عدالت در بستر بیماری، آن را تهیه و برای انتشار آماده نموده بودم ، که حضرت استاد عالمی بود که بسان جهان بر روی تخت بیماری قرار گرفته بود ، که قبل ازچاپ نوشته مذکور و به جهت مشورت با خانواده محترم حضرت استاد ، و به لحاظ اینکه ممکن بود آن نوشته تاثیر نامطللوب برسلامت روحی حضرت استاد بگذارد از چاپ آن خودداری ورزیده ، در جریان آخرین اجلاس اسکودا در خردادماه امسال در مشهد مقدس پس از زیارت حرم حضرت علی بن موسی الرضا ( ع ) حضرت استاد که گویا آگاه به آینده بود ، در پاسخ به قبولی زیارت فرمودند : دیگر آخرش است !

 ای استاد پاکی و عدالت ، ای مظهر شجاعت و سربلندی و آزادگی ، ای عزیز سفر کرده ، باران بیاید یا نیاید ، تو باشی یا نباشی ...

 ما همه ای عمر خیس محبت ها و یاد خاطرات زیبای تو هستیم ...

خدایش رحمت و روحش شاد و روان پاکش گرامی  و همواره  راه  و منش عدالت خواهانه اش پر از رهرو باد .

منبع : هفته نامه نقش نو 62/7/1393



شنبه بیست و ششم مهر 1393-10:54 |   | مسعود بوجاری | گروه حقوقی |لینک به نوشته
محاکمه حامیان داعش در دادگاه‌های بین المللی

منتشره در روزنامه حمایت مورخه 1393/6/23 صفحات 1 و 3

حقوقدانان در گفت‌وگو با «حمایت» مطرح کردند لزوم محاکمه حامیان داعش در دادگاه‌های بین المللی

مهدیه سید میرزایی - این روزها اخبار جنایات گروه «داعش» برکسی پوشیده نیست؛جنایاتی که در سوریه و عراق رقم خورده است و مورد تایید کشورهای داعیه‌دار حقوق بشر هم قرار دارد.این موضوع سبب شدتا «حمایت» در گفت‏وگویی با حقوقدانان بین‏ الملل وضعیت رسیدگی به اقدامات جنایتکارانه این گروه را بررسی کند که در پی می‌‎آید.

یک حقوقدان و تحلیل‌گر ارشد حقوق بین‌الملل در خصوص چگونگی صدور قطعنامه ۲۱۷۰ شورای امنیت در مورد گروه تروریستی داعش و محتوا و روند اجرایی این قطعنامه به «حمایت» گفت: در پی اقدامات جنایتکارانه و ضد بشری گروه تروریستی داعش در سوریه و ادامه آن در کشورعراق که منجر به اقدامات همه‌جانبه مخرب علیه غیرنظامیان در این کشور‌ها و قتل‌عام، کشتار و تجاوز به ده‌ها هزار انسان و در حقیقت سبب نسل‌کشی گسترده نسبت به اتباع کشورهای مذکور شد و غارت، تخریب و ویرانی اماکن متعدد مسکونی، مذهبی و تاریخی و نیز آوارگی میلیون‌ها انسان را به دنبال داشت، سرانجام شورای امنیت سازمان ملل متحد پس از یک هفته رایزنی، متن پیشنهادی انگلیس را که ریاست دوره‌ای شورای امنیت را بر عهده داشت، تحت عنوان قطعنامه ۲۱۷۰ در ۱۶ آگوست ۲۰۱۴ با اجماع به تصویب رساند. دکتر مسعود بوجاری افزود: در این قطعنامه با تاکید بر استقلال، حاکمیت، اتحاد و تمامیت ارضی عراق و سوریه ، اقدامات تروریستی داعش را به هیچ مذهب ، ملیت یا تمدنی مرتبط ندانسته است. وی با بیان اینکه این قطعنامه بر اساس فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد و در راستای تهدید علیه صلح و امنیت بین‌المللی صادر شده است، ادامه داد: در این قطعنامه آمده است که از طریق همکاری فعالانه، گسترده و قاطع همه کشور‌ها و گروه‌های بین‌المللی و منطقه‌ای باید با تروریسم مقابله شود؛ در حقیقت تصویب قطعنامه مذکور در چارچوب فصل هفتم منشور یعنی اجازه شورای امنیت به استفاده همه‌جانبه از قدرت نظامی علیه گروه تروریستی داعش و ناقضان قطعنامه، موصوف است.

لزوم برخورد کشورها با سازمان‌دهندگان اقدامات تروریستی

وی همچنین اظهارکرد: همین امر سبب شده است که ضمن احساس مخاطرات جهانی، ائتلافی در بین بیش از 40 کشور جهان برای برخورد با گروه‌های تروریستی در عراق و سوریه به وجود آید و با توجه به پیوستن تروریست‌های خارجی به داعش و النصره از طریق سربازگیری و حمایت مستقیم مالی از آنان، ضمن تحریم شش نفر از اتباع عربستان، کویت، الجزایر و عراق، تدابیر مهم اجرایی از قبیل انسداد اموال، منع سفر و تحریم تسلیحاتی برای افراد گروه‌های داعش، جبهه النصره و نهادهای وابسته به القاعده و نیز حامیان مالی و کلیدی آنان پیش‌بینی و در این قطعنامه ذکر شود تا اقدامات مذکور به فوریت اجرایی شوند.به گفته این حقوقدان، شورای امنیت سازمان ملل از همه کشورهای جهان درخواست کرده است که وفق قطعنامه ۱۳۷۳ که در سال ۲۰۰۱ میلادی به تصویب رسید، در برخورد با سازمان‌دهندگان و تامین‌ کنندگان اقدامات تروریستی بااین نهاد بین‎المللی همکاری کنند، تدابیر ملی را به منظور جلوگیری از سرازیر شدن تروریست‌های خارجی به عراق و سوریه به کار گیرند، از هرگونه تامین مالی برای اقدامات تروریستی جلوگیری کرده و مانع از فراهم شدن حمایت‌های مالی از گروه‌های تروریستی مذکور شوند. همچنین این‌نهاد از سایر کشورها درخواست کرده هیچ‌گونه دارایی مالی یا منابع اقتصادی مستقیم و غیرمستقیم در اختیار گروه‌های تروریستی مذکور قرار ندهند و شهروندان خود را نیز از هرگونه کمک یا خدماتی در این زمینه منع کنند.

محکومیت هرگونه مبادله با گروه‌های تروریستی

بوجاری در ادامه سخنانش با بیان اینکه درباره کنترل میدان‌های نفتی توسط داعش و جبهه النصره و دیگر نهادهای وابسته به القاعده، در قطعنامه ۲۱۷۰ شورای امنیت نیز مواردی قیدشده است، بیان کرد: در این قطعنامه آمده است که هرگونه مبادله مستقیم یا غیر مستقیم با گروه‌های تروریستی محکوم است و بر قرار گرفتن خاطیان در فهرست تحریم‌ها تاکید شده است. وی اضافه کرد: همچنین این قطعنامه ضمن ابراز نگرانی درباره استفاده از وسایل نقلیه از جمله هواپیما برای انتقال طلا و دیگر اقلام باارزش و منابع اقتصادی برای فروش در بازارهای بین‌المللی در نواحی تحت کنترل داعش، اقدامات خاطیان را سبب مسدود کردن دارایی آنان برشمرده است و اینکه شورای امنیت برای مهار تروریسم و عدم تسری آن به سایر کشورهای جهان در چارچوب حقوقی و اجرایی قطعنامه ۲۱۷۰ شورای امنیت از محتوای دو قطعنامه ۲۱۶۰ و ۲۱۶۱ که طالبان، القاعده، تکفیری‌ها و النصره را هدف قرار داده است، پیروی کرده و تحریم را به عنوان ابزار مشترکی در هر سه قطعنامه برای کنترل، تضعیف و محدودیت گروه‌های تروریستی به کار گرفته است. این حقوقدان یادآور شد: همچنین این قطعنامه درباره چگونگی بازخواست و محاکمه کشورهای حامی گروه داعش که در شکل‌گیری و تجهیز گروه مذکور دخالت داشته‌اند و در قبال جنایات آنها دارای مسئولیت بین المللی هستند، اعلام داشته که به دلیل فرا ملی بودن آثار جنایات گروه تروریستی داعش قطعا کشورهایی که در روند شکل‌گیری و حمایت از گروه‌های تروریستی مذکور به هر طریقی دخالت داشته‌اند، به موجب مقررات بین‌المللی در زمره ناقضان قوانین بین‌المللی در امور انسان‌دوستانه و حقوق بشر و نیز نسل‌کشی در عراق و سوریه محسوب می‌شوند .

ضرورت تشکیل دادگاه کیفری بین‌المللی

این تحلیل‌گر ارشد حقوق بین‌الملل در ادامه سخنانش تصریح کرد: از آنجایی که طبق قطعنامه‌های ۱۲۶۹ و ۱۳۷۳ شورای امنیت سازمان ملل، اعمال و اقدامات تروریستی گروه‌های مذکور به سبب تاثیرات اقدامات جنایتکارانه این قبیل گروه‌های تروریستی در سه سطح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی از سوی این شورا محکوم شده است؛ بنابراین طبق اسناد و پروتکل‌های بین‌المللی و قطعنامه‌های مذکور به دلیل زمینه‌ساز شدن نقض مقررات بین‌المللی موجبات مسئولیت و تعقیب این گروه از کشورهای حامی گروه‌های تروریستی فراهم بوده و دولت‌های عراق و سوریه می‌توانند علیه کشور‌ها و حامیان داعش در دادگاه بین‌المللی لاهه اقامه دعوی کنند. وی اضافه کرد: تاکنون علاوه بر اعتراضات مردمی به رفتارهای غیرانسانی و ضد بشری گروه داعش در سطح جهان، گروه‌های حقوقی وابسته به سازمان ملل متحد از جمله سازمان ائتلاف بین‌المللی مبارزه با مصونیت از مجازات به ریاست خانم دکتر «می‌صبحی الخنساء» که یک سازمان حقوقی چند ملیتی است، اقدام به تدارک لازم برای ارسال شکایت‌نامه‌ای مبنی بر محاکمه حامیان گروه‌های تروریستی در منطقه از جمله ترکیه در نزد دادگاه حقوق بشر اروپا واقع در استراسبورگ فرانسه کرده‌ است. بوجاری خاطرنشان کرد: هرچند اکنون صدور قطعنامه ۲۱۷۰ توسط شورای امنیت موجب شکل‌گیری ائتلاف جهانی علیه گروه تروریستی داعش در صحنه بین‌المللی شده است اما این امر برای مبارزه با تروریسم و حفظ صلح کافی نبوده و ضرورتا تشکیل دادگاه کیفری بین‌المللی برای محاکمه سران این گروه تروریستی و حامیان آنان، اقدامی لازم و عملی برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی در سطح جهان است.

پیش‌بینی جرایم داعش در اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی

یک حقوقدان بین‌الملل دیگر هم در گفت‌وگو با «حمایت» در پاسخ به این پرسش که برای محاکمه دولت‌هایی که از گروهک تروریستی داعش حمایت می‌کنند، آیا تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب ضروری به نظر می‌رسد یا خیر؟ اظهار کرد: جرایم این گروهک تروریستی کاملا در مواد 5 تا 9 اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی پیش‌بینی شده است. مکرمی افزود: بر اساس ماده 7 این اساسنامه، این گروهک مرتکب جرایم علیه بشریت و بر اساس ماده 8 مرتکب جرایم جنگی شده اند. همچنین به استناد اصول کلی که در مواد 22 به بعد اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی وجود دارد، هرگونه معاونت و مشارکت با این گروهک جرم محسوب می‌شود.وی تاکید کرد: با این تفاسیر اصل جرمی که داعش در حال ارتکاب آن است و نیز معاونت و شراکت با آنها در زمره جرایم علیه بشریت محسوب می‌شود و مرتکبان این جرم و معاونان و مشارکت‌کنندگان در این جرم نیز قابل تعقیب و پیگیری هستند.

تشکیل کمیته حقیقت‌یاب ضرورتی ندارد

این حقوقدان همچنین با تاکید بر اینکه اثبات جرایم ارتکابی توسط گروهک تروریستی داعش، موضوع چندان پیچیده‌ای نیست که یک کمیته حقیقت‌یاب بخواهد ابعاد مختلف موضوع آن را بررسی و تحقیقات لازم را انجام دهد، ادامه داد: اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی به صراحت جرایم ارتکابی را پیش‌بینی کرده و بهترین راه‌حل ممکن برای تعقیب کیفری این جرایم در دیوان، آن است که شورای امنیت سازمان ملل این موضوع را درخواست کند تا با این درخواست، کشورهایی که معاونت و مشارکت کرده‌اند، تحت تعقیب قرار گیرند.وی اضافه کرد: به عنوان مثال ابتدا جمهوری اسلامی ایران، می‌تواند درخواستی را در شورای امنیت سازمان ملل مطرح کند و اگر 2 یا 3 کشور نیز از این موضوع حمایت کنند، شورای امنیت می‌تواند به استناد اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی از جمله شاکیان این موضوع باشد. همانگونه که این شورا درخواست تعقیب «عمرالبشیر» را نیز مطرح کرده بود و دیوان نیز وی را تحت تعقیب قرار داد.



یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393-11:25 |   | مسعود بوجاری | گروه حقوقی |لینک به نوشته
نابغه ايراني خانم پرفسور مریم میرزاخانی برنده عالي ترين جايزه رياضي جهان شد

روزنامه اظلاعات ص 3 پنج‌شنبه 23 امرداد 1393- 17 شوال 1435ـ 14 آگوست 2014ـ شماره 25944
نابغه ايراني برنده عالي ترين جايزه رياضي جهان شد
 


دکتر مریم میرزاخانی، استاد 37 ساله دانشگاه استنفورد به عنوان نخستین زن ریاضیدان جهان موفق به دریافت مدال «فیلدز» شد که به عنوان عالی ترین جایزه علمی رشته ریاضیات از آن به عنوان «نوبل ریاضیات» یاد می‌شود .

به گزارش ایسنا، پروفسور میرزاخانی که به دلیل تحقیقات برجسته‌اش در حوزه هندسه و نظریه ارگودیک کاملا شناخته شده است به همراه آرتور آویلا، مانجول بهارگوا و مارتین هایرر مدال فیلدز ۲۰۱۴را دیروز در کنگره بین‌المللی ریاضیات که در سئول کره جنوبی برگزار می‌شود، دریافت کرد.

بنابر اعلام داوران، مریم میرزاخانی در زمینه نظریه سطوح ریمانی و فضاهای مدولی آن به پیشرفت‌های چشمگیری نائل آمده و افق‌های جدیدی را در این رشته گشوده است.

مدال فیلدز از سال 1936 هر چهار سال یکبار به برترین ریاضیدانان جوان (زیر 40 سال) جهان اعطا می شود که میرزاخانی، نخستین زن برنده این جایزه به شمار می‌رود.

دکتر میرزاخانی که چندی پیش جایزه 2014 موسسه ریاضیClay را نیز دریافت کرده در سال 2005 از سوی نشریه آمریکایی «پاپیولار ساینس» به عنوان یکی از 10 ذهنِ جوان برگزیده سال در آمریکای شمالی معرفی شد.

وی جوایز علمی متعدد دیگر از جمله جایزه ستر انجمن ریاضی آمریکا در سال ۲۰۱۳را در کارنامه علمی خود دارد.

میرزاخانی که متولد تهران است در سال‌های ۱۳۷۳و ۱۳۷۴در زمان تحصیل در دبیرستان با کسب مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری به المپیاد جهانی ریاضیات در هنگ کنگ و کانادا اعزام شد که در المپیاد ۱۹۹۵کانادا علاوه بر کسب مدال طلا حائز بالاترین امتیاز در بین دانش آموزان جهان شد. وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه در دبیرستان فرزانگان تهران، تحصیلات کارشناسی خود را در رشته ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف به پایان برد.

میرزاخانی پس از پایان دوره کارشناسی برای ادامه تحصیل به دانشگاه هاروارد آمریکا رفت.

وی در سال ۱۹۹۹میلادی زمانی که در دانشگاه پرینستون به تحقیق و تدریس اشتغال داشت موفق شد راه‌حلی برای یک مشکل ریاضی پیدا کند.

ریاضیدانان مدت‌های طولانی است که به دنبال یافتن راه عملی برای محاسبه حجم رمزهای جایگزین فرم‌های هندسی هذلولی بوده‌اند و در این میان مریم میرزاخانی جوان در دانشگاه پرینستون نشان داد که با استفاده از ریاضیات شاید بتوان بهترین راه را به سوی دست یافتن به راه‌حلی روشن در اختیار داشت: محاسبه عمق حلقه‌های ترسیم شده بر روی سطوح هذلولی.

پیام تبریک رئیس جمهوری به خانم میرزاخانی

رئیس جمهوری در پیامی به خانم پروفسور مریم میرزاخانی، کسب برترین جایزه ریاضیات در جهان را به وی تبریک گفت.

متن پیام حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

خانم پروفسور مریم میرزاخانی

کسب برترین جایزه ریاضیات در جهان را به شما تبریک

می گویم.

امروز ایرانیان می توانند به خود ببالند که اولین زن برنده جایزه "فیلدز" هموطن آنان است؛ آری باید که شایستگان بر صدر نشینند و قدر ببینند.

همه ایرانیان در هر کجای جهان سرمایه های ملی این مرز و بوم هستند و من به نمایندگی از ملت ایران تلاش های علمی شما را ارج می نهم.

امیدوارم زندگی تان همواره سرشار از شادکامی و موفقیت باشد.

حسن روحانی

رئیس جمهوری اسلامی ایران

مريم ميرزاخاني در 20 سال قبل‏

‏‎خانم معصومه عصارزاده خبرنگار مجله جوانان امروز در سال 1373 همزمان با برگزاري مسابقات جهاني المپياد رياضي كه در كشور هنگ‌كنگ برگزار شده بود، با برگزيدگان اين المپياد گفتگوي مفصلي كرده بود. يكي از اين افراد خانم «مريم ميرزاخاني» بود كه برنده مدال طلاي المپياد جهاني و تنها دختر برنده اين مدال در دنيا شناخته شد.

امروز 20 سال از آن تاريخ مي‌گذرد و خانم ميرزاخاني و به عبارت درست‌تر پرفسور ميرزاخاني تاريخ‌ساز شده است. گفتگوي مجله جوانان امروز در سال 1373 را عيناً در زير برايتان نقل مي‌كنيم. حرف‌هاي او در سن 18 سالگي همچنان پخته و با دورنگري از آينده درخشان او است.

دختران نبايد از نظر علمي خود را دست‌كم بگيرند

«مريم ميرزاخاني دانش‌آموز سال سوم رياضي ـ فيزيك از دبيرستان فرزانگان تهران و برنده مدال طلا در المپياد رياضي، نخستين مخاطب ماست.

وي عوامل موفقيت خود را خانواده و تشويق خواهر و برادر بزرگ‌تر، داشتن دوستان خوب و همچنين محيط خوب مدرسه مي‌داند.

خانم ميرزاخاني! با توجه به اينكه اين اولين سفر خارج از كشور شما بود، چه خاطره‌اي از آن داريد؟

ديدن دانش‌آموزان 70 كشور، خودش خاطره بزرگي است.

آيا مي‌توانستيد با اين دانش‌آموزان به راحتي ارتباط برقرار كنيد؟

بله، چون همه زبان انگليسي مي‌دانستيم، به راحتي از وضعيت درسي يكديگر سؤال مي‌كرديم.

آيا شما مطالعات غيردرسي هم داريد؟

در اين مدت، نه؛ ولي كلاً كتابهاي علمي، رياضي، فلسفي، تاريخي، كامپيوتر و رمان را مي‌خوانم. به عقيده من، انسان بايد همه جور كتابي را مطالعه كند.

چه پيامي براي دختران هم‌سن و سال خود داريد؟

اينكه هيچگاه خود را دست كم نگيرند. يكي از دلايلي كه بعضي از دختران ما فكر مي‌كنند در زمينه‌هاي علمي موفق نيستند و يا حداقل خود را نسبت به پسرها كم مي‌بينند، اين است كه اعتماد به نفس ندارند. اگر دختران به دنبال علائق صحيح خود بروند و الگوي مناسبي براي خود انتخاب كنند، حتماً موفق خواهند بود.

اعتماد به نفس پسران را چگونه مي‌بيني؟

پسرها، معمولاً از خود راضي هستند و اگر يك كمي توانايي ـ در هر زمينه‌اي ـ داشته باشند خودشان را مي‌گيرند ولي دخترها اين طور نيستند. نكته ديگر محدوديت ما است. ما در جامعه و محيط اجتماع خود محدودتر از پسرها هستيم. شما چند نفر زن رياضيدان ايراني را مي‌شناسيد؟ جوي در جامعه ما حكمفرما است كه انگار خانم‌ها نمي‌توانند در رياضيات موفق باشند. به همين خاطر اعتماد به نفس دخترها كم شده است.

رياضيات را خوب مي‌دانيد. ادبياتت چطور است؟

علاقه زيادي دارم، خصوصاً به شعر.

چه پيامي به دوستان دانش‌آموز خود داري؟

دنبال علاقه‌شان بروند.

در چه رشته‌اي ادامه تحصيل خواهي داد؟

رياضي يا كامپيوتر. البته مطمئن نيستم چون يك سال ديگر وقت دارم.

چگونه بايد از علم استفاده كرد؟

بستگي به رشته تحصيلي و علم فرد دارد. استفاده حتماً يك استفاده اوليه و درجا نيست كه همان لحظه سود بدهد. ممكن است در صورت ظاهر هيچ استفاده‌اي نشود از رياضيات برد ولي پايه تمام علوم، رياضيات است.

دوره آموزشي شما چقدر طول كشيد؟

دوره آموزشي رياضيات مثل كامپيوتر از اول اسفندماه پارسال شروع شد و تا قبل از اعزام ما ادامه دارد.

شما حافظ حيثيت علمي جوانان ايران در يك پيكار بين‌المللي هستيد چه احساسي داري؟

احساس خاصي ندارم، فقط خوشحالم.

فكر مي‌كنيد موفق خواهيد شد؟

بستگي به شانسم دارد من و همه دوستانم سعي خودمان را مي‌كنيم. انشاءالله كه خداوند هم ياريمان كند. موقعيت و وضعيت كشور ميزبان و ساير كشورها روي برنده شدن تأثير بسزايي دارد.

شغل پدر و مادرتان چيست؟

پدرم مهندس برق و مادرم خانه‌دار و ديپلمه تجربي است.



پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393-11:34 |   | مسعود بوجاری | گروه اجتماعی |لینک به نوشته
كسب رتبه دوم المپياد جهاني نجوم توسط دانش آموزان ايراني

 رزونامه اظلاعات ص 3 دوشنبه 20 امرداد 1393- 14 شوال 1435ـ 11 آگوست 2014ـ شماره 25941
كسب رتبه دوم المپياد جهاني نجوم توسط دانش آموزان ايراني
 


اعضاي تيم ملي دانش آموزي المپياد علمي نجوم و اختر فيزيك ايران توانستند مقام دوم جهان را پس از کشور ميزبان روماني به دست آورند. تيم اول ايران 3 مدال طلا و 2 مدال نقره و تيم دوم ايران يک مدال طلا و 4 مدال نقره کسب کردند.

به گزارش مهر، مسابقات جهاني المپياد نجوم و اختر فيزيك اول تا 10 آگوست 2014 مطابق با 10 تا 19 مردادماه 93 در شهر سوکياوا روماني برگزار شد.بر اساس اعلام نتايج اين دوره از المپياد 45 تيم از 37 کشور جهان در اين دوره از مسابقات شرکت کردند.

اعضاي تيم ملي الف دانش آموزي المپياد علمي نجوم و اختر فيزيك شامل عليرضا علوي از شهر تهران، يزدان بابازاده مقصودلو از شهر تهران، سهيل انصارين از شهر تبريز، کيان بهدين از شهر تهران، علي زينالي از شهر تهران بودند که يزدان بابازاده مقصودلو، عليرضا علوي و علي زينالي توانستند مدال طلاي مسابقات را به دست آورند. سهيل انصارين و کيان بهدين هم مدال نقره را به دست آوردند. اعضاي تيم ملي دوم دانش آموزي المپياد علمي نجوم و اختر فيزيك شامل اميررضا اسد زاده از شهر تهران، محمدنبي زاده از شهر تهران، شروين حکيمي از شهر تهران، محمدرضا حسن پور از شهر کاشمر، شهاب الدين محين از شهر تهران بودند که از اين ميان شهاب الدين محين مدال طلا و اسدزاده،حكيمي، حسن پورو نبي زاده مدال نقره را کسب کردند. همچنين بر اساس نتايج نهايي المپياد نجوم و اخترفيزيک يزدان بابازاده مقصودلو به عنوان نفر دوم جهان انتخاب.



دوشنبه بیستم مرداد 1393-11:32 |   | مسعود بوجاری | گروه اجتماعی |لینک به نوشته
کرامت انسانی قربانی پيچ وتاب اداری * والعاقبه للمتقین

روزنامه اطلاعات صفحه 2 شنبه 18 امرداد 1393- 12 شوال 1435ـ 9 آگوست 2014ـ شماره 25939
يادداشت
کرامت انساني قرباني پيچ وتاب اداري
آيت‌الله دكتر سيد مصطفي محقق داماد


مکرراً از طرق مختلف به گوش مي‌رسد که عاليجناب رياست محترم جمهوري اسلامي ايران برآنند که منشور حقوق شهروندي صادر فرمايند وبراي اين منظور حسب اطلاع اقداماتي نيز انجام شده است ،شکرالله سعيه وايده لمرضاته.ولي پيشنهاد اينجانب آنست که معظم له قبل از صدور منشور و حتي به جاي آن،خطاب به مراجع زير مجموعه دولت نه منشور که دستور صادر بفرمايند مبني بر اين که تنها يک اصل اصيل که مي‌توان آنرا اصل محوري وپايه‌اي براي تمام اصول حقوق بشر ونيز حقوق شهروندي محسوب داشت رعايت کنند و براي اجرايي شدن دستورآن مقام معظم راهکارهاي اجرايي منظور و براي تخلف از دستورات ضمانت اجراي متناسب ملحوظ فرمايند بگونه‌اي که شهروندان بتوانند با متخلفان برخورد قانوني كنند. آن اصل عبارت است از اصل کرامت انساني.

معروف است که ايمانوئل کانت،فيلسوف نامدار قرن هيجدهم ميلادي پدر حقوق بشر است درحاليکه در سراسر آثار وي حتي يک مورد ترکيب حقوق بشرديده نمي‌شود. آنچه موجب شده که وي را به اين لقب بخوانند آنست که در چند جا در نوشته‌هاي او ترکيب «کرامت انساني» ديده مي‌شود و چون اين اصل خمير مايه حقوق بشراست اورا چنين عنوان داده اند.

من دراين يادداشت نمي‌خواهم به تحليل وتبيين اين اصل بپردازم و در جاي خود درحدتوان انجام وظيفه كرده‌ام. اينک صرفا برآنم که در پيشگاه خوانندگان اين سطور نوعي خود انتقادي و يا بقول ديگري خود مشت مالي کنم.

در جامعه‌اي که مزين و معنون به نام اسلام و مفتخر به پيروي از قرآن مجيد است که 14 قرن قبل اصل کرامت بشري را مطرح ساخته و در ادبيات اسلامي همين ترکيب و ترکيبات مشابه نظير شرافت و عزت جامعه مومنين به وفور تاکيد شده، چرا اين اصل اصيل فراموش شده ودر عداد مناسک و شعائر لازم الرعايه قرار نگرفته و نمي‌گيرد. اجازه بفرماييد از کلي گويي بپرهيزم و به يکي از حوادث واقعه‌اي که در روزهاي اخير براي صاحب اين قلم رخ‌داده اشاره کنم که به نظر مي‌رسد چنانچه دولتمردان و ارباب قدرت به کرامت انساني شهروندان توجه داشتند براي اجتناب از وقوع اينگونه پديده‌ها که نقض صريح کرامت است راه حلي را مي‌انديشيدند. مشروح قضيه را مي‌نگارم و از خوانندگان کرام به خاطر تفصيل پوزش مي‌طلبم زيرا با تحمل آن تصديق خواهند فرمود که تطويل بلا طائل نيست و نگارنده از نقل ريز ماجرا، ارائه نمونه‌اي از صدها وقايع مشابه است. از اينجانب بپذيريد که هيچگونه گزاف و بزرگ نمايي در آن وجود ندارد و عيناً نقل ماوقع است.

صفحه اول گذرنامه اينجانب در يک سفرعلمي به علت بي احتياطي مامورين ‎مربوطه اندکي مخدوش شده بود که مي‌بايست اصلاح ويا تعويض شود پس از تحقيق وتفحص، پرس وجو از اين مقام وآن مقام معلوم شد تنها راهش مراجعه به امکنه ايست که «پيشخوان دولت» عنوان دارد و حل مشکل تنها با مراجعه شخص دارنده گذرنامه امکان پذيراست ولاً غير يعني به اصطلاح حقوقي از امور نيابت بردار نيست... به ناچار در تيرماه خورشيدي مقارن با ماه مبارک رمضان صائماً حرکت کردم درحالي‌که شدت گرما بيداد مي‌کرد گويي ذرات آتش همراه با گاز‌هاي متصاعد از مواد آلاينده برسر عابرين ريخته مي‌شد و بقول سعدي ‏‎«در تموزي که حرورش دهان بخوشانيدي و سمومش مغز استخوان بجوشانيدي» از سراي به درشدم و روانه يکي از آن مراکزگشتم. اولاً معلوم شد پيشخوان‌ها مقول بتشکيک هستند، همه، همه کارهارا نمي‌کنند و تنها مشکل من مربوط به پيشخواني خاص است .تا آنکه به هرحال ملجا خودرا يافتم وبه درگاه آن رسيدم. پيشخوان مزبور در طبقه فوقاني ساختماني واقع بود، با پله‌هاي عديده بدون هرگونه بالابر برقي که جسم خسته من پيرمرد هفتاد ساله را مساعدت کند. نفس زنان پله‌هارا طي کردم وبه محل مزبور واصل شدم. با سالني پر از جمعيت روبرو شدم که قبل از من آمده بودند.کثرت جمعيت حاضران درمحيطي تنگ و مضيق در هواي گرم تابستان، گويي وسائل تبريد را به کلي بي اثر ساخته بود. من بخت برگشته گذرنامه مخدوش!!، براي مراجعه به باجه مربوط طبعاً بايستي حق تقدم را رعايت کنم. با طيب خاطر و رضايت باطن نسبت به رعايت نوبت چشمم را براي يافتن يک صندلي گرداندم ولي صندلي‌هاي انتظار مراجعه کلا پر بود لذا زبان بريده به گوشه‌اي درجوار ديواري خزيدم وصمُ بکم ايستادم تا نوبتم فرارسد. (البته شکوه نمي‌کنم که چرا جز سالخوردگان هم سن خودم احدي برنخاست که صندلي خود را به من تعارف کند، علتش را مي‌دانم،خودم شرمنده وسرافکنده‌ام و لب فرومي بندم ) به هرحال نوبتم رسيد و به باجه مربوط خوانده شدم و نياز خود را مطرح کردم و خوشحال بودم که بخت مرا يار شده و ساعات انتظار سرآمده و لحظاتي ديگر مدارک مرا تحويل مي‌گيرند وازهواي اين محيط که راه تنفس را برمن تنگ کرده بود راحت مي‌شوم وبه سراغ کارم خواهم رفت.. درپاسخ با صدايي بلنداز پشت باجه و وراء زجاجه چنين شنيدم:

شما بايد برويد اداره گذرنامه!!

مامور باجه اين را گفت و نفر بعدي را به باجه فراخواند. من بيچاره پس از آن‌همه انتظار از شنيدن اين جمله بدون توضيح چنان يکه خوردم که گويي مشت محکمي برمغزم کوبيده شد يک لحظه فقط ايستادم و با خود سئوال کردم مگر اين مراکز نه براي گرفتن مدارک متقاضيان حل مشکل گذر نامه است؟ وانگهي اداره گذرنامه کجاست؟ به کجا بايد بروم؟ کدام اداره گذرنامه؟ دور است يا نزديک؟ راستي ازچه کسي بايد سئوال کنم؟ به هرحال برگشتم به آخر صف و دو مرتبه براي پرسيدن سئوالاتم بخصوص آدرس اداره‌اي که بايد مراجعه کنم،در نوبت نشستم تا به باجه خوانده شدم پرسيدم شما چرا مدارک را تحويل نمي‌گيريد؟ پاسخ داد شما بايد برويد اداره گذرنامه برويد ازآنجا به ما بنويسند تا ما تحويل بگيريم!! گفتم اداره گذرنامه‌اي که بايد مراجعه کنم کجاست؟ فرمودند: يافت آباد چهارراه قهوه خانه!! اين را گفت و نفر بعدي را به باجه فراخواند. يادداشت کردم و لنگان لنگان با خوف ورجاء محل را ترک کردم در حاليکه وقت اداري هم لحظات آخر بود وآن روزم چنان سپري شد.

نخستين ساعات روز بعد قبا و ردا کردم و به سوي يافت آباد به راه افتادم تا به منطقه رسيدم پرسان و جويان از چهار راه قهوه خانه و محل اداره گذرنامه تا پس از دو ساعت راه آمدن در ترافيک کشنده تهران به مقصد واصل شدم. عمارتي ظاهراً چهارطبقه بود ماموري با مقاديم بدن جلوي من را گرفت و چنان مهر سکوت بر لب داشت که گويي به پيروي از اديان انبياء سلف روزه سکوت نيت کرده بود. تمام خلل وفُرج بدنم را بازرسي نمود و موبايلم را گرفت و اذن دخول عطا فرمود و با اشاره سبابه مبارک مرا به طبقات بالا هدايت کرد. از ظهور سبابه مبارکه و با اجراي اصالة الظهور در اشارات، طبقه چهارم را مقصد حرکت خود دانستم. پله‌هاي عديده وکثيره از يکسو، هواي گرم تابستان ومن پيرمرد گرفتار درد زانو نگاهي به پله‌ها کردم و انا اليه راجعون گويان راه را ادامه دادم هر طبقه‌اي که رفتم معلوم مي‌شد بايد بالا‌تر بروم گاهي مردد مي‌شدم مجدداً به طبقه پائين‌تر بر مي‌گشتم تا آنکه سرگردان و حيران در ميان پله‌ها دل مردي از ارباب رجوع برايم سوخت و مرا به طبقه سوم رهنمون شد. وارد شدم خواتيني در پشت باجه‌ها با حجاب کامل مشغول به کار بودند و وضع سالن نشان مي‌دادکه بايد مانند روز قبل در نوبت بايستم. ايستادم تا نوبتم فرا رسيد مشکل را به خاتون پشت باجه مطرح کردم مدارکم را گرفت و فرمودند متاسفانه يکي از صفحات گذرنامه کپي کم دارد. برويد کپي بگيريد و بياوريد. پله‌ها را مجددا برگشتم به پايين براي يافتن محل اخذ کپي پرسان وجويان شدم تا به هرحال يافتم وگرفتم و برگشتم. دو مرتبه پله‌هاي کثيره را پيمودم و باز پس از تحمل نوبت خاتون بزرگوار مدارک را گرفت وگفت بنشينيد. به هرحال در آخرين لحظات وقت اداري موفق شدم نامه مربوط را دريافت کنم. اين روزمن هم به‌طور کامل گذشت. روز بعد با داشتن نامه در دست به پيشخوان دولت قبلي برگشتم. همان مسيررا طي گرفتم.درنوبت نشستم وقتي به باجه رسيدم معلوم شد که عکسي که ارائه کرده ام مربوط به سال قبل است بايد به روز باشد. باز مجدداً از پله‌ها پايين آمدم و چون امکان دسترسي به عکاسي نبود کاررا به روز ديگر موکول کردم براي روز چهارم پس از تهيه عکس مجددا به دفتر پيشخوان مراجعه وپس از طي نوبت موفق به تحويل مدارک شدم وفرمودند برويد تا گذرنامه به آدرستان بيايد. خدا را شکر کردم و نفس راحتي کشيدم.

ملاحظه مي‌کنيد که در جريان فوق که نمونه‌اي کوچک وملموس ومحسوس بود ظاهراً از هيچ کس تخلفي سرنزده ولي تصديق مي‌فرماييد که کرامت انساني در اين‌گونه معيشت قرباني مي‌شود.‏

معما همين جاست که چگونه مي‌شود كاري كرد كه از سويي تخلفي صورت نگيرد و از سوي ديگر کرامت انساني شهروندان زير پا گذاشته نشود. به نظر مي‌رسد سرّ معما آنست که مسئله کرامت انساني براي ما از يک اصل وجودي و شناختي به صورت يک حکم قانوني درنيامده که بايد ونبايد به دنبال داشته باشد.‏

خداگواه است که هرگز نمي‌خواهم ذره‌اي براي خويشتن حسابي خاص باز کنم و خودرا از آحاد ملت جدا بدانم زيرا براين باورم که:

قطره درياست اگر با درياست

ورنه او قطره ودريا درياست.

ازسوي ديگر من سرزمينم را مي‌شناسم و از شرائط جاري درکشور و وجود مراکز متعدد قدرت آگاهي کافي دارم و هرگز نمي‌خواهم با فلان ديار غربي و يا شرقي مقايسه کنم، حاشا وکلّا، ولي طرح اين سئوال را براي خود مجاز مي‌دانم که مگر فراهم شدن زيست بهينه، بي تنش و دغدغه، آسوده و کريمانه براي جامعه مومنين امکان وقوعي ندارد؟ به يقين ممکن بلکه نه دشوار که آسان و ميسور است و اگر چنين است پس:

آيا کليد حل مشکل مفقود شده؟

واگر مفقود نشده در دست کيست؟

ممکن است خواننده نکته سنجي خطاب به نگارنده بگويد که شما خودت سال‌ها مسئول رسيدگي به سوء جريان‌هاي اداري بودي پس چرا اينک......؟ در پاسخ خاضعانه عرض مي‌کنم که اولاً اگر از من در چنان سمتي تقصير و يا قصوري سرزده يعني کاري که بايد بکنم نکرده‌ام با همين قلم از پيشگاه ملت عذر مي‌خواهم و از عذر خواهي هرگز ابايي ندارم وبراي خويشتن افتخار مي‌دانم. اميدوارم با گذشت آنان خداي بزرگ ارحم الراحمين مرا ببخشدوثانياً در آن‌زمان که حدود ربع قرن از آن مي‌گذرد سوء جريانات بگونه‌اي فزون بود که با توجه به مقتضاي حاکم بر کشورتوسط اداره‌اي مضيق و محدود بيش از آنچه انجام شد امکان وقوعي نداشت.آنروز اينجانب چنين مي‌انديشيدم وهنوز هم برآنم که بايستي درآن سمت و نظائر آن در درجه نخست به فکر حمايت از حکومت شونده باشم تا حکومت کننده.

به هرحال داوري راجع به آنچه شده ونشده را به وجدان پاک ملت عزيز ايران مي‌سپارم.‏

‏ اللهم انا نرغب اليک في دولة کريمة تعز بها الاسلام واهله

سيد مصطفي محقق داماد-14مردادماه 93‏



شنبه هجدهم مرداد 1393-23:1 |   | مسعود بوجاری | گروه اجتماعی |لینک به نوشته
نخستين دانشمند ايراني برنده جايزه گراهام‌بل شناخته شد

روزنامه اطلاعات ص3 پنج‌شنبه 16 امرداد 1393- 10 شوال 1435ـ 7 آگوست 2014ـ شماره 25938
دكتر داريوش ديوسالار، نخستين دانشمند ايراني برنده جايزه گراهام‌بل شناخته شد
 

دكتر داريوش ديوسالار به خاطر كارهاي ارزنده علمي خود، در تئوري اطلاعات و تكنولوژي مخابرات برنده جايزه سال 2014 گراهام بل شد.

به گزارش خبرنگار ما، اين جايزه كه بعد از جايزه نوبل، مهمترين جايزه در بخش علوم و مهندسي است در سال 2012 به دكتر لئونارد كلين راك پدر و طراح اينترنت تعلق گرفت.

بنابراين گزارش، دكتر داريوش ديوسالار، در خانواده‌اي فرهنگي، پرورش يافته است و پدر وي شادروان پرويز ديوسالار از شخصيت‌هاي ممتاز فرهنگي كشور بود و ساليان متمادي مديريت دبيرستان ابوريحان تهران را به عهده داشت.

دكتر ديوسالار دوره دبيرستان را در سال 1345 در دبيرستان البرز به پايان رساند و وارد دانشكده فني دانشگاه تهران شد و در سال 1349 در رشته مهندسي برق از دانشكده فني فارغ‌التحصيل شد و تا سال 1352 در بخش مهندسي صدا و سيما مشغول به كار بود و در سال 1352 براي ادامه تحصيل به دانشگاه كاليفرنيا UCLA رفت و در سال 1357 دكتراي خود را در رشته مخابرات از دانشگاه كاليفرنيا گرفت و وارد سازماني فضايي آمريكا (ناسا) شد و از سال 1357 تاكنون به عنوان پژوهشگر ارشد در ناسا مشغول به كار است.

وي در سال 1375 (ميلادي 1996) به خاطر دست‌آوردهاي خود در مهندسي مخابرات موفق به دريافت مدال سازمان فضايي آمريكا شد.

codex37x


پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393-23:3 |   | مسعود بوجاری | گروه اجتماعی |لینک به نوشته
تأمين اجتماعى در ايران باستان

روزنامه اطلاعات ص 6 چهار‌شنبه 15 امرداد 1393- 9 شوال 1435ـ 6 آگوست 2014ـ شماره 25937
تأمين اجتماعى در ايران باستان
دكتر ايرج وامقى - بخش اول
 


در سال 1312 هنگام خاكبردارى از تخت جمشيد، در گوشه شمال غربى صفّه، اتاقى پيدا شد كه درِ آن تيغه شده بود، گويا در همان روزگاران. در اين اتاق تعداد فراوانى الواح گلى كشف شد كه بر روى آنها و در تمام اطراف هر يك، نوشته‌‏هايى به خط ميخى ديده مي‌‏شد و پس از مطالعات اوليه معلوم شد خط و زبان آنها ايلامى است. در آن زمان تنها مركز ايلام شناسى جهان، دانشگاه شيكاگو بود. متخصصان برجسته كه يكى پروفسور برستد (Breasted) بود كه متأسفانه در همان اوان در گذشته بود و ديگرى پروفسور كامرون.

لازم به ذكر است كه اساساً حفريات تخت جمشيد، طبق قراردادى به مؤسسه شرقى همين دانشگاه واگذار شده بود. چندى بعد در محلى كه امروز به‌‏ طور قطع محل خزانه و حسابدارى تخت جمشيد تشخيص داده شده است، تعداد 75 لوح ديگر به دست آمد. دو سال بعد، يعنى در سال 1314 با توافقى كه با دولت ايران به عمل آمد، اين الواح را در صندوقهايى با كشتى به آمريكا فرستادند و در آنجا مورد مطالعه و بررسى دانشمندان قرار گرفت و اكنون كه اين سطور نوشته مي‌‏شود، در زمينه ترجمه اين الواح دو كتاب موجود است كه نخستين آنها ثمره زحمات و كوششهاى پروفسور كامرون بر روى الواح خزانه تخت جمشيد و ديگرى حاصل مطالعات و بررسي‌‏هاى عميق و همه‌‏جانبه پروفسور‌هالك است بر روى الواح باروى تخت جمشيد.

در كتاب دكتر كامرون «الواح خزانه تخت جمشيد»، جمعاً 85 لوح، ترجمه و به‌‏چاپ رسيده است، به همراه مقدمه‌‏اى در 82 صفحه، كه طى آن در ده بخش به تمام مسائل و جنبه‌‏هاى مربوط به الواح پرداخته و در پايان نشانه‌‏هاى الفباى ايلامى نيز آورده است.



كارگران حقوق‌‏بگير

اينك به گزارش وضع كارگران حقوق‌‏بگير در اين 85 لوح مي‌‏پردازيم. نخست بايد گفت بيشتر كارگران، ايرانى و ظاهراً اهل محل هستند؛ كارگرانى كه از ساير نقاط امپراتورى هخامنشى آمده‌‏اند، به ‌‏طور واضح معرفى شده‌‏اند؛ مثلاً در نخستين لوح اين مجموعه يك كارگر مصرى كه درودگر يا نجار بوده و نيز سرپرستى صد نفر كارگر را به‌‏عهده داشته است، دستمزد پنج ماه خود را يك جا دريافت داشته، حقوق ماهيانه او 5/6 شِكِل (Shekel) بوده است.

نكته جالب كه در تمامى اين الواح به چشم مي‌‏خورد، اين است كه كارگر مي‌‏توانسته نصف حقوق دريافتى خود را به صورت جنس دريافت كند و نيز بهاى جنسى كه دريافت مي‌‏كرده، به صراحت در هر متن ذكر مي‌‏شده و مي‌‏توان ادعا كرد كه نخستين تأمينى كه براى كارگر در نظر گرفته شده، همين است كه هيچ ‌‏كس نگرانى از اين بابت نداشته كه جنسى را گرانتر بخرد و درنتيجه قدرت خريدش به نسبت به دستمزدى كه دريافت مي‌‏كرده، هميشه ثابت مي‌‏مانده است.

نكته ديگر حائز اهميت اين است كه احتمال دارد مبلغ نقدى دريافتى، نصف دستمزد واقعى كارگر بوده ونيم ديگر را جنس مي‌‏گرفته است.

نكته سوم اينكه در اين متنها به ندرت به حقوق يك ماهه برمي‌‏خوريم؛ يعنى حقوقها ماه به ماه پرداخت نمي‌‏شده، ما به حقوقهاى دوماهه، سه ماهه، چهارماهه و حتى دوازده ماهه برمي‌‏خوريم. براى نمونه در لوح شماره 23 دو نفر كارگر، كه كارشان ساختن درهاى آهنى بوده، مزد دوازده ماه كار خود را از فروردين تا اسفند يا بنا بر تقويم هخامنشى، از «ادوكانى» تا «ويخته» يكجا دريافت كرده‌‏اند. اگر درنظر بگيريم كه عده زيادى از كارگران قطعاً و نه احتمالاً زن و بچه هم داشته‌‏اند، نمي‌‏توان پذيرفت كه آنها دوازده ماه گرسنگى را تحمل مي‌‏كرده‌‏اند تا پدر خانواده در پايان سال حقوق خود را دريافت دارد. مي‌‏توان در اينجا چند فرض را مطرح كرد:

نخست: كارگران كه بيشتر محلى هستند، از روستاهاى نزديك و دور حتى از شيراز به تخت جمشيد براى كار مي‌‏آمدند. زنان در خانه خود و با فرزندان زندگى مي‌‏كردند و احتمالاً قطعه زمينى داشتند و چارپايانى كه خوراكشان را تأمين مي‌‏كرد. شايد زنان و دختران، به كارهاى دستى نيز مي‌‏پرداختند و از فروش آنها درآمدى داشتند كه كمك خرج زندگى آنها مي‌‏شد. هنوز چه در ايران و چه در بسيارى از نقاط جهان، مي‌‏توان پدرانى را يافت كه در نقطه‌‏اى دور از زادگاه خود به كار مشغولند و هرچندماه يك بار به خانواده خود سرمي‌‏زنند و دستمزد مدت كار خود را براى خانواده خود مي‌‏برند.



مرخصى بدون حقوق

پيداست كه مي‌‏توان بلافاصله اين احتمال را هم مطرح كرد كه كسانى كه دستمزد سه يا چهار ماه كار خود را دريافت مي‌‏دارند، ترك كارشان ممكن است براى سركشى به خانواده باشد و اين را بايد يك نوع مرخصى بدون حقوق تلقى كرد كه پس از گذراندن روزها يا هفته‌‏هايى، بار ديگر به سر كار خود بازمي‌‏گردند. معلوم است كسانى كه مزد يك ساله را يكجا دريافت كرده‌‏اند، متأهل نبوده‌‏اند.

دوم: باتوجه به اينكه كارگران براى تأمين معاش و خورد وخوراك روزانه خود نياز به پول داشته‌‏اند، معقول نيست تصور كنيم در تمام مدت سه يا چهارماه يا بيشتر يا كمتر كه دستمزدى نگرفته‌‏اند، احتياجى به خوراك و مسكن و حتى لباس نداشته‌‏اند. بنابراين مي‌‏توان به ‌‏طور قطع اظهارنظر كرد كه اين مسائل كلاً به عهده كارفرما بوده است.

مي‌‏توان بر مطالب فوق بيمارى را نيز اضافه نمود و نيز صدمات احتمالى ناشى از كارهاى سخت و سنگينى كه باتوجه به ساختمان عظيم تخت جمشيد، مي‌‏توان انتظار داشت. من تصور مي‌‏كنم كه ما با يك نوع هر نوعى كه بشود پذيرفت، كم يا زياد پانسيون و بيمه سر وكار داريم بدين معنى كه در طول كار، لباس و مسكن و خورد و خوراك كارگران را «صاحب كار» يا «كارفرما» عهده‌‏دار بوده و در مواقع بيمارى و تصادفات و صدمات نيز در همان جا و به‌‏ صورت رايگان تحت درمان قرار مي‌‏گرفته است.

باتوجه به سازمان ادارى بي‌‏نظير هخامنشيان چه پيش از آنها و چه پس از آنها وحتى در بسيارى از نقاط جهان امروز به ‌‏‌‏‌‏هيچ ‌‏‌‏وجه چنين امرى بعيد نمي‌‏نمايد.



كارگران غيرمحلى

نكته‌‏اى كه در اينجا لازم به يادآورى است، حضور كارگران غيرمحلى و حتى غيرايرانى در اينجاست؛ كارگرانى كه از ساير متصرفات ايران هخامنشى آمده‌‏اند و در زمان ترك كار، مزد خود را دريافت كرده‌‏اند. اين كارگران، از نظر دستمزد به هيچ وجه با ديگر كارگران تفاوتى ندارند و در اين الواح، از اين ايالتها كارگرانى معرفى شده‌‏اند: مصر، سوريه، كاريه، يونان.

چنان كه پيش از اين گفتيم، در نخستين لوح اين مجموعه، يك نجار يا درودگر مصرى را داريم كه درعين حال، سرپرستى صد كارگر قطعاً نجار را نيز عهده‌‏دار بوده. اين استادكار پس از پنج ماه، كار خود را ترك كرده و ناچار به وطن خود بازگشته. بنابراين دستمزد اين مدت را يكجا دريافت نموده است.

در اينجا بد نيست براى نشان دادن نظم بي‌‏مانند سازمان ادارى هخامنشى، عين حواله پرداخت حقوق اين مصرى كه چند سطر بيشتر نيست، آورده شود. «بردكاما (مسئول مستقيم كارگر) به شاكا (كه او هم مسئول پرداخت دستمزدها و به عبارت ديگر، حسابدار بوده) گزارش مي‌‏دهد:

سه كُرشه و دو شكل و نيم نقره به هر دكاما نام او، يك درودگر مصرى [و نيز] سرپرست صد [نفر] كارگر مزدور پارسه [نام اصلى تخت جمشيد] كه وهوكا مسئول [آنها] است، بپردازيد. [معادل پولى] يك گوسفند سه شكِل، يك كوزه [شراب] يك [شكل]، براى ماههاى آبان، آذر، دى، بهمن و اسفند، روى هم پنج ماه سال 32 [داريوش]. يك مرد در ماه شش و نيم (5/6) شكل دريافت مي‌‏كند. [لوح] را هيپى روكا نوشت و از مردوكا رسيد گرفت.

بدين طريق به نظر مي‌‏رسد كارگران در تمام مدت كار، مخارجى نداشته‌‏اند و كارفرما متكلف هزينه زندگى آنها بوده است.



يك لوح استثنايى

در اينجا لازم است به يك لوح استثنايى نيز اشاره كنيم. در لوح شماره 21 كتاب كامرون، دستور پرداخت دستمزد كسانى كه به عنوان تنظيم‌كننده حسابها در خزانه تخت جمشيد مشغول بوده‌‏اند، بابت چهارماه (يعنى ماههاى 9، 10، 11، 12 آذر تا پايان اسفند) صادر شده است. نكته جالب در اين لوح استثنايى اين است كه تاريخ اين دستور ماه دهم (دى ماه) است؛ يعنى اين كارگران در ماه دوم، دستمزد خود را تا پايان ماه چهارم دريافت كرده‌‏اند.

مي‌‏توان چنين استنتاج كرد كه اين كارگران كه ده نفرند، به هر دليلى كه تصور كنيم، نيازمند پول بوده‌‏اند و خزانه‌‏دارى تخت‌جمشيد پيشاپيش حقوق ماههاى آينده آنها را به صورت مساعده يا پيش‌‏پرداخت و براى رفع نيازشان به آنها پرداخت كرده است. مساعده دادن به كارگر را مي‌‏توان يكى از مهمترين مظاهر تأمين اجتماعى در بيست‌‏وپنج قرن پيش در جهان تلقى كرد. مي‌‏توان ادعا كرد كه همين يك لوح، نشان‌‏دهنده عمق توجه دستگاه دولت به زندگى مردم ـ حتى يك كارگر روزمزد ـ است كه نه تنها بي‌‏‌‏سابقه بلكه حتى تا قرنها پس از آن، نيز بدون لاحقه باقى مانده است.



نكات ديگر

در ميان اين الواح 85 گانه نكات فراوانى مي‌‏توان يافت كه نمي‌‏توان به همه آنها پرداخت مگر فهرست‌‏وار، و من سعى مي‌‏كنم نكات آن را در كمال اختصار نقل كنم:

كارگران تنها مردان نيستند، بلكه در ميان آنها زن، پسر و دختر نيز كم نيست. چند نكته را بايد متذكر شد: به نظر مي‌‏رسد سن قانونى در ايران باستان پانزده سالگى بوده است. چنان كه در دين زرتشت نيز پسران و دختران تا اين سن هنوز «اهل دين» شناخته نمي‌‏شوند و تنها پس از انجام مراسمى در هنگام رسيدن به سن بلوغ دينى، يعنى پانزده ساله شدن، به جرگه اهل دين درمي‌‏آيند. بنابراين و باتوجه كارهايى كه دختران و پسران در آن شركت دارند، مي‌‏توان سن آنها را بين 15 و 18 سال تعيين نمود؛ مثلاً براى نمونه در اين الواح دختران در اين مشاغل شركت دارند: طلاكارى (37)، تهيه ماءالشعير (46)، تهيه شراب (36)، ساختن زره (52)، كار روى مس (54)، نگهدارى گوسفندان (61)، صنعتگرى (69 و 70).

هيچ ‌‏يك از اين كارها را نمي‌‏توان به «دختربچه»‌ها محول كرد. البته در تمام اين گونه مشاغل، دستمزد پسران بيش از دختران است و نيز چنين است دستمزد مردان در مقايسه با زنان.

در لوح 48 شش پسر در خدمت يك بانوى احتمالاً متشخص و دربارى، به كار حسابدارى مشغول بوده‌‏اند و دستمزد ماهيانه نسبتاً خوبى دريافت مي‌‏كرده‌‏اند. به ‌‏طور قطع بايد گفت اين پسران، باسواد بوده‌‏اند. البته در اين الواح به حسابداران متعددى برمي‌‏خوريم؛ ولى اين يكى نشان مي‌‏دهد كه به عكس تصور بسيارى، سواد به هيچ وجه در انحصار طبقه يا گروه خاصى نبوده.

نكته‌‏اى كه حتى از اين كار جالب‌‏تر است، برابرى دستمزد همين نوجوانان حسابدار و باسواد با يك خركچى نوجوان است (لوح 47). درا ين لوح يازده پسر يا نوجوان حواله دستمزد خود را گرفته‌‏اند. دستمزد اينان و دستمزد حسابداران نوجوان برابر و ماهيانه 5/3 شكل نقره است.


تقريباً در همه كارى، زنان كارگر نيز حضور دارند و در الواح از آنها سخن رفته است؛ ولى چنان كه گفته شد، دستمزد آنها معمولاً از دستمزد مردان كمتر است و در همه جا از پسران بيشتر.

پس از اين خواهيم ديد كه در «الواح باروى تخت جمشيد» دستمزد زنان و مردان برابر است و حتى گاه بيشتر و در برخى از كارگاهها زنان سمت سرپرستى و رياست بر مردان را هم برعهده دارند. زنان را در اين الواح در مشاغل طلاكار، كار در خزانه، متصدى ماليات، صنعتگر مس كار، چوپان، زره‌‏ساز، شرابگير به كار مشغولند.

در لوح ديگرى (69) تعداد 924 كارگر، مزد ده روز كار خود را گرفته اند. اين كارگران، صنعتگر يا پيشه ور بودند. متن لوح نشان مي‌‏دهد كه اين عده براى انجام يك كار ضرورى، از جايى ديگر براى مدت محدودى (ده روز) فرستاده شده‌‏اند. در لوح آمده كه اينها را «پاتي‌‏ناشا» فرستاده است. دستمزد اين مدت كار اين گروه به نسبت به ساير دستمزدها بالاست.

فرض بر اين است كه اين كارگران و صنعتگران را از مكانى كه احتمالاً به تخت جمشيد نزديك بوده، براى انجام يك كار فورى و ضرورى و بسيار سنگين به تخت جمشيد آورده و پس از انجام كار، به سر كار اصلى خود برگردانده‌‏اند. تعداد فراوان اينها بايد به چه منظورى بوده باشد؟ حتى مي‌‏توان گفت دستمزد بالاى اين ده روز حالت پاداش دارد، نه حقوق.



پاداش

اكنون كه صحبت از پاداش شد، لازم است از پولى كه به 113 نفر چوپان داده شده است ياد كنيم. در صدر لوح شماره 5 آمده است «به فرمان داريوش» و به هر يك از اين چوپانان مبلغ هشت كرشه (برابر با هشتاد شكل نقره) پرداخت شده است.

هيچ توضيح ديگرى در آنجا نيامده، اين لوح از اين جهت بي‌‏سابقه است كه نه دستمزد و حقوق است و نه بين شبانان تفاوتى از نظر دريافت پول قائل شده‌اند. با اين پول هر شبان مي‌‏توانست براى خود 26 گوسفند بخرد و دو شكل هم زياد بياورد. تقريباً مي‌‏توان يقين كرد كه اين پرداخت يك نوع پاداش يا به مناسبت خاصى بوده و چون فرمان آن از سوى شخص داريوش صادر شده، نشان دهنده عمق توجه داريوش، حتى به زندگى شبانان بوده است.

تاريخ لوح معلوم نيست، كامرون احتمال مي‌‏دهد كه پس از سال 30 حكومت داريوش نوشته شده است. البته در يك لوح ديگر نيز از پرداختى نظير اين پرداخت ‌‏‌‏‌‏و به كلى غيرقابل توجيه داريم. در لوح شماره 4 به سيزده نفر، كه نام يك يك آنها آمده پولهايى پرداخت شده: به چهار نفر، هر يك 600 شكل، به سه نفر هر يك 500 و به دو نفر هر يك 300 و به چهار نفر هر يك 200 شكل داده شده است.

ادامه دارد



چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393-23:5 |   | مسعود بوجاری | گروه اجتماعی |لینک به نوشته
کريمخان زند و مرد شاکي

روزنامه اطلاعات ضمیمه ص8 سه‌شنبه 14 امرداد 1393- 8 شوال 1435ـ 5 آگوست 2014ـ شماره 25936
داستان کوتاه
کريمخان و مرد شاکي


مردي به دربار خان زند مي رود و با ناله و فرياد مي خواهد تا کريمخان را ملاقات کند. سربازان مانع ورودش مي شوند. خان زند در حال کشيدن قليان ناله و فرياد مرد را مي شنود و مي پرسد ماجرا چيست؟ پس از گزارش سربازان به خان، وي دستور مي دهد که مرد را به حضورش ببرند. مرد به حضور خان زند مي رسد و کريم خان از وي مي پرسد: «چه شده است چنين ناله و فـرياد مي کني؟»مرد با درشتي مي گويد: «دزد همه اموالم را برده و الان هيچ چيزي در بساط ندارم!»
خان مي پرسد: «وقتي اموالت به سرقت مي رفت تو کجا بودي؟»مرد مي گويد: «من خوابيده بودم!»خان مي گويد: «خوب چرا خوابيدي که مالت را ببرند؟»مرد در اين لحظه آن چنان پاسخي مي دهد که استدلالش در تاريخ ماندگار مي شود و سرمشق آزادي خواهان مي شود.مرد مي گـــويد: «من خـوابيده بودم، چون فکر مي کردم تو بيداري !!!»خان بزرگ زند لحظه اي سکوت مي کند و سپس دستور مي دهد خسارتش از خزانه جبران کنـند و در آخــر مي گويد: «اين مرد راست مي گويد .ما بايد بيدار باشيم»



سه شنبه چهاردهم مرداد 1393-10:6 |   | مسعود بوجاری | گروه اجتماعی |لینک به نوشته
دروغ و تملق در حال نهادينه شدن است

روزنامه اطلاعات ص 2 دوشنبه 13 امرداد 1393- 7 شوال 1435ـ 4 آگوست 2014ـ شماره 25935
ناطق نوري در همايش اساتيد و دانشجويان ايراني خارج از كشور:
دروغ و تملق در حال نهادينه شدن است
 
 


عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اين که در کشور ما دموکراسي آمده است اما ابزار آن وجود ندارد، گفت: در شرايط فعلي بيشتر اصلاح طلبان و اصولگرايان قاعده بازي سياسي را بلد نيستند.

به گزارش ايرنا، حجت الاسلام و المسلمين علي اکبر ناطق نوري ديروز در هشتمين همايش اساتيد و دانشجويان ايراني خارج از کشور که در تهران برگزار شد، افزود: ابزار دموکراسي‌، حزب است که ما در کشورمان حزب تعريف شده با مواضع‌، مرامنامه و اساسنامه شفاف و روشن نداريم.

وي ادامه داد: در همه جاي دنيا احزاب به صورت شفاف و تابلودار مشخص هستند، اما در کشور ما به قول رهبر معظم انقلاب قبيله اي عمل مي‌شود نه حزبي.

وي اشکال ديگر دموکراسي در ايران را بلد نبودن قاعده بازي دانست و گفت: روزي تقسيم بندي ها چپ و راست بود. روزي طرفداران مستضعفين و سرمايه دار و چندي بعد گفتند که خط 3 ، 2 و يك، و الان هم اصولگرا و اصلاح‌طلب نامگذاري شده اند.

ناطق نوري اضافه کرد: بيشترين اين‌ها چه اصلاح طلب ها و چه اصولگرايان قاعده بازي را بلد نيستند.

وي در توضيح اين ادعا اضافه کرد: در هر جاي جهان اگر حزبي پيروز شد‌، رئيس جمهوري ، معاونان ، مشاوران و وزرا از آن حزب انتخاب مي شوند اما از يک سطحي به پايين تر که بدنه کارشناسي است ، تغيير نمي کند.

رئيس دفتر بازرسي دفتر رهبر معظم انقلاب اضافه کرد: در آنجا يا قانون است يا فرهنگ است که اين کار انجام نشود ،اما در کشور ما اگر گروه چپ مي آيد تا مستخدم مدرسه را قلع و قمع مي کند و اگر راست حاکم شود هم اين گونه عمل مي کند.......................................................................................................................

ناطق نوري با بيان اين که در مقام مشاور رهبر معظم انقلاب پيشنهادي به ايشان دادم که دارالحکمه در دانشگاه ها تاسيس شود توضيح داد: شاهد بوديم در دانشگاه ها بعضي از اساتيد عقايدي دارند و در کلاس هاي درس آن‌ها را مطرح کرده و بعضا مورد پذيرش دانشجويان قرار مي گرفت از اين رو پيشنهاد داديم دارالحکمه اي درست شود و امنيت آن از نظر کساني که مي‌خواهند در آنجا حرف بزنند تامين شود حتي اگر عقيده‌اي الحادي داشته باشند در آنجا مطرح و مناظره شود، مستمعين آن دانشجويان و اساتيد باشند و همه اين مذاکرات را هيات ژوري بررسي کند.

وي ادامه داد: اگر بحث جريان‌هاي انحرافي ايدئولوژيک است اين راه حل پيشنهاد شد که رهبر معظم انقلاب هم آن را در قالب کرسي‌هاي آزادانديشي مطرح کردند؛ هر چند به اين موضوع انتقاد داريم که چرا کامل اجرا نشده است.

مرجع تشخيص انحراف سياسي

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام اضافه کرد: اگر جريان سياسي انحرافي باشد سئوال اساسي و مهم اين است که تشخيص انحراف اين جريان با کيست؟

ناطق نوري با تاکيد بر اين که هر کسي حق ندارد به خودش اجازه دهد که به گروهي ديگر حمله و آن را انحرافي يا مانند آن توصيف کند افزود: شوراي عالي امنيت ملي منافع ملي را بررسي مي کند و اين مباحث هم در آن‌ها بحث مي شود که در راس آن رئيس جمهوري و همچنين روساي ساير قوا حضور دارند و اين شورا بايد تشخيص دهد که کدام جريان انحرافي است و چگونه بايد برخورد شود.

ناطق نوري در بخش ديگري از سخنان خود با تاکيد بر اين که در دنياي امروز،ثروت و تکنولوژي سرمايه کشور محسوب نمي شوند تصريح کرد: آنچه که براي يک ملت سرمايه است انديشه و فکر نيروي انساني است.

وي خاطرنشان كرد: شاهد هستيم در کشورهاي مستقل دانشجويان و اساتيد با استعداد ايراني حضور دارند که اگر برگردند چه بهتر و اگر شرايطي باشد که حضور آن‌ها در آن کشور براي تربيت دانشجويان سودمندتر باشد مايه افتخار خواهد بود چرا که ايراني هرجا که باشد عشق به وطنش وصف ناپذير است............... وقتي آدم وارد صحنه سياسي مي‌شود بايد پيه اين مسائل را به تن خود بمالد و مخصوصا اگر نخواهد تملق کسي را بگويد بايد اين هزينه ها را پرداخت کند اما مشکل کار اين است که به اين قضايا رسيدگي نمي‌شود. وي افزود: متاسفانه دروغ، چاپلوسي و تملق دارد نهادينه مي‌شود و مساله ديگر اين‌که نسل جديد نسبت به روحانيت و اسلام بدبين مي شود.



دوشنبه سیزدهم مرداد 1393-23:10 |   | مسعود بوجاری | گروه اجتماعی |لینک به نوشته
انتقال پايتخت از تيسفون به استخر

 

 
روزنامه اطلاعات ضمیمه ص 8 دوشنبه 6 امرداد 1393- 30 رمضان 1435ـ 28 جولاي 2014ـ شماره 25932


پيشنهاد انتقال پايتخت از تيسفون به استخر
درپي افتادن «حيره» به دست اعراب مسلمان در ماه مي 633 ميلادي و سپس محاصره شهر انبار در جولاي همان سال که هر دو منطقه در قلمرو ايران بودند (واقع در غرب تيسفون ـ پايتخت وقت) و انتظار حملات بيشتري از جانب اعراب، بزرگان کشور 28 جولاي به يزدگرد سوم شاه وقت متذکر شدند که ممکن است ابوبکر (خليفه وقت) حملات نظامي وسيعتري را تدارک ببيند و پيشنهاد کردند که بهتر است ضمن دفاع در غرب فرات، پايتخت نيز به استخر (شيراز) منتقل شود زيرا که عبور نيروي عرب از کوه هاي ميان راه دشوار خواهد بود. قبلا در جنوب غربي فرات چهار نبرد محدود ميان نيروهاي دو طرف روي داده بود. يزدگرد چون خطر حمله به تيسفون را بعيد مي دانست با بي اعتنايي تمام پيشنهادرا رد کرد ولي براي بسيج نيرو و آماده شدن جهت دفاع در برابر حملات نظامي بزرگتر نيز اقدام نکرد. ابوبکر سال بعد (634 ميلادي) درگذشت و عمر برجاي او نشست و تصميم به دنبال کردن جنگ با ايران گرفت. زد و خوردهاي بعدي دو سال پس از درگذشت ابوبکر روي داد که قاطع ترين آنها نبرد قادسيه بود که در نوامبر 636 ميلادي صورت گرفت، واحدهاي نظامي ايران شکست خوردند، رستم فرخزدا از ژنرال هاي ارشد ايران کشته شد و درفش كاويان ــ پرچم ارتش ــ به دست اعراب افتاد .
چهار روز پس از اين شکست، بزرگان ايران در نشست خود در عمارت سلطنتي (طاق كسري) بارديگر پيشنهاد جولاي 633 (انتقال فوري پايتخت از تيسفون ـ 36 کيلومتري جنوب شهر بغداد و هشت قرن پايتخت ايران ـ به شهر استخر)را به عنوان عملي ترين راه حل مطرح کردند. تا آن زمان اين نخستين بار بود که پرچم کاويان تصرف شده بود. يزدگرد سوم، نخست پيشنهاد انتقال پايتخت را پذيرفت، ولي بعدا آن را رد كرد که مورخان قسطنطنيه (روم شرقي) شرح اين وضعيت را به تفصيل نوشته و ردّ پيشنهاد را يک اشتباه يزدگرد سوم خوانده اند.



دوشنبه ششم مرداد 1393-23:11 |   | مسعود بوجاری | گروه اجتماعی |لینک به نوشته
درياچه مهارلو توده ای از نمک شد

روزنامه اظلاعات صفحه 14 :چهارشنبه يكم امرداد 1393- 25 رمضان 1435ـ 23 جولاي 2014ـ شماره 25928
درياچه مهارلو توده ای از نمک شد


با ادامه پديده کشند قرمز در درياچه مهارلوي شيراز کارشناسان محيط زيست اعلام کردند شرايط زيستي براي آبزيان درياچه مهارلو از بين رفته و احتمالا هيچ موجود زنده اي در آب درياچه زندگي نمي کند .

به گزارش مهر، خشکسالي هاي متمادي چند سال اخير فارس منجر به خشکي بيشتر تالاب هاي اين استان شده است اما يکي از درياچه هايي که همچنان در مقابل اين خشکي ها مقاومت کرده، درياچه مهارلو بود.اين درياچه که در 15 کيلومتري شيراز قرار دارد، با وسعتي حدود 600 کيلومتر مربع پناهگاهي براي حيات وحش و پرندگان مثل فلامينگو، مرغابي، آنقوت و... محسوب

مي شد.علمدار علمداري کارشناس محيط زيست با ابراز نگراني از وضعيت قرمز شدن درياچه مهارلو گفت: از مدتي قبل درياچه مهارلو به صورت کامل قرمز شد که يکي از دلايل آن پايين آمدن سطح آب و رشد جلبک ها از جمله کشند قرمز بود.به گفته علمداري، کشندهاي قرمز که براي موجودات درياچه مضر هستند، نسبت به شوري مقاومت داشته و زماني که شوري آب بالا برود بيشتر رشد

مي کنند.او با بيان اين که وضعيت درياچه مهارلو بحراني است، گفت: اين درياچه هم اکنون به دليل ورود فاضلابهاي شيراز تا حدودي آبدار است.علمداري ادامه داد: زماني که تراکم جلبک ها در سطح آب بالا رود به صورت لايه اي قرار مي گيرند که مانع از تبادل هوا با آب و در نهايت کاهش اکسيژن مي شود که در اين شرايط با توليد سموم، زيست موجودات زنده به خطر مي افتد.او با اشاره به اينکه تغذيه پرندگان هم با مشکل مواجه شده است گفت: در حال حاضر شرايط به نقطه بحراني رسيده و از درياچه فقط توده اي از نمک باقي مانده است اما با بالا آمدن آب درياچه مي توان اميدوار بود که مهارلو از دست اين کشندهاي قرمز جان سالم به در ببرد.



چهارشنبه یکم مرداد 1393-11:10 |   | مسعود بوجاری | گروه اجتماعی |لینک به نوشته
كوهپايه‌نشينان را به حاشيه‌ شهرها نرانند!

روزنامه اطلاعات صفحه 11 : سه‌شنبه 31 تير 1393- 24 رمضان 1435ـ 22 جولاي 2014ـ شماره 25927
كوهپايه‌نشينان را به حاشيه‌ شهرها نرانند!


بندة خدايي دورخيز كرد كه سوار الاغ شود، بيش از اندازه پريد و از آنسوي الاغ افتاد، لباسش را تكاند و گفت: نه به آن شوري شور، نه به اين بي‌نمكي! اين مثال، بعضي قوانين و مقررات را تداعي مي‌كند، يعني به جاي اين‌كه امور را اصلاح كنند و به صلاح آورند، نه تنها اين چنين نمي‌شود، بلكه معضلات ديگري را هم باعث مي‌شوند. اين‌كه در خصوص قوانين و مقررات منابع طبيعي و حفاظت محيط‌زيست اوّلاً مانع و رادعي براي جلوگيري از تخريب محدودة رودخانه‌ها، منابع آب ،زمين‌هاي قابل كشت، كوه‌ها و جنگل‌ها نشده و در نتيجه اين منابع توسط افراد ذي‌نفوذ تصاحب و تخريب شده و تحت مصارف ديگري قرار گرفته است. از طرف ديگر، گويا اين مقررات فقط براي روستانشينان و عشاير بي‌پناه قابليت اجرا دارند، تا باقيماندة آنان را هم به حاشيه شهرها برانند! زيرا براي چراي دامشان در محدودة چندين هزارساله، يا براي جمع‌آوري بوته‌هاي علوفه براي ذخيره زمستاني در همان محدوده مرتباً به مراجع قضايي معرّفي و با جريمه مواجه مي‌شوند، و از اينرو عطاي ادامه زندگي در كوه‌ها را به لقايش مي‌بخشند و راهي حاشيه شهرها مي‌شوند، و البتّه نتيجه قهري ديگر آن كاهش فراورده‌هاي دامي است.هم‌اكنون در مزارع گندم لرستان و به علّت كوچكي و كوهستاني بودن مزارع، امكان سم‌پاشي با هواپيما وجود ندارد.

نسل همسال من به ياد دارند كه در كتاب‌هاي جغرافيايي آن زمان‌ها يكي از اقلام عمدة صادرات كشور محصول «كتيرا» بود. براي استحصال كتيرا در همين فصل اطراف گون حفر و خالي مي‌شد تا ساقة آن خراش بخورد و شيرة گياه از آن به صورت ورقه خارج شود. اين خالي كردن اطراف گياه گون نتيجه بسيار مفيد ديگري هم در برداشت و آن اين‌كه آفت «سن» پناه گاه‌ زمستاني خود را از دست مي‌داد و از تعداد آنها كاسته مي‌شد. و لذا به طور قطع آفت سن كه چندسالي است مرتباً در حال افزايش است، تناسب مستقيم با افزايش يا كاهش بوته‌هاي «گون» دارد، و واي به حال آن روستايي كه حتي در مزرعة خود يا حاشيه آن بوته‌اي گون را دانسته و يا ندانسته قطع كند! حرف اين است كه تاكنون هيچ تحقيق علمي موثقي فراز از روي كتاب‌ها و مقاله‌هاي بي‌ريشه، بلكه با مشاهده و آزمايش عملي در خصوص اثرات چراي دام‌ در كوه‌ها و كوهپايه‌ها و نيز جمع‌آوري بوته‌هاي گياهاني نظير «كنگر» و «كُما» براي تغذيه زمستاني دام‌ها به عمل نيامده است، آنچه امثال من شاهد آن بوده‌ايم، تعداد دام‌ در روستاها به شدّت نسبت به سال‌هاي پيش از دهة 40 كاهش يافته است. خلاصه اين كه استدعا از مسئولان كشاورزي، منابع طبيعي، قانون‌گزاران و دستگاه‌هاي قضايي اين است كه به تسهيل در زندگي روستاييان و رفع مزاحمت‌ها از آنان كه مولّدند و كوه‌ها را نشكافته‌اند و ويلا نساخته‌اند و رودخانه‌ها را نيالوده‌اند، بلكه براي ادامة زندگي حفظ و حراست از منابع طبيعي، آب، خاك، گياه را جزء لاينفك امور خود مي‌دانند و عمل مي‌كنند، توجّه فرمايند و عملاً اقدامي كنند.

محمد محمدعلي- استان لرستان



سه شنبه سی و یکم تیر 1393-11:9 |   | مسعود بوجاری | گروه اجتماعی |لینک به نوشته
حق مردم است اطلاع از پرونده هاي حيف وميل اموال عمومي

روزنامه اطلاعات صفحه 2 : پكشنبه 29 تير 1393- 22 رمضان 1435ـ 20 جولاي 2014ـ شماره 25925
حق مردم است اطلاع از پرونده هاي حيف وميل اموال عمومي
 
 حجت الاسلام و المسلمين ناطق نوري در مراسم احياي شب بيست و يکم در حرم مطهر امام خميني اظهارداشت: حضرت علي(ع) در حکومت خود با کسي تعارف نداشت. اگر شخصي بيت المال را حيف و ميل مي کرد، او را متهم و مسئوليت را از او سلب مي کرد و اجازه مي داد آبرويش برود. ما چرا تعارف مي کنيم؟ من در سخنراني هاي قبلي خودم هم گفته ام که زودتر به تخلفات رسيدگي کنيد تا ذهن مردم نسبت به مسئولان خراب نشود. مبادا دوغ و دوشاب يکي شود.


به گزارش پايگاه اطلاع رساني و خبري جماران،رئيس گروه بازرسي دفتر مقام معظم رهبري در ابتداي سخنان خود ضمن اشاره به اين مساله که مورخين و محققين در طول ساليان طولاني موفق به بيان گوشه اي از شخصيت جامع اميرالمؤمنين هم نشده اند، اظهارداشت: علي شخصيت کاملي است که بسياري درباره او تحقيق و بررسي کرده اند، از آن جمله است محقق غيرمسلمان جرج جرداق مسيحي که کتاب ارزشمند "الامام علي صوت عدالت الانسانيه" را نوشته است و عبدالفتاح عبدالمقصود از علماي بزرگ اهل سنت که چند جلد کتاب درباره شخصيت علي به رشته تحرير درآورده است.

ناطق نوري سخنان خودرا درباره شخصيت جامع الاطراف علي(ع) با توصيف ويژگي هاي او در برخورد با مردم، کارمندان و کارگزاران در دوران خلافت آغاز کرد و در اين باره گفت: قبل از هر چيز بايد اين مساله را در همه رفتارهاي امير المؤمنين مورد توجه قرار دهيم و آن اين‌که دو چيز براي حضرت علي(ع) همواره دغدغه بود؛ يکي حق و ديگري عدل. اگر 25 سال سکوت کرد براي از بين نرفتن حق بود. او از حق مسلم خود گذشت تا حق بالاتري به نام اسلام از بين نرود.

وي در ادامه به خطبه سوم نهج البلاغه معروف به خطبه شقشقيه اشاره کرد و گفت: امام علي (ع) 25 سال براي حفظ اسلام و دين خدا سکوت کرد. او در اين خطبه مي فرمايد: شخصيت مرا و محوريت من در مورد خلافت را مي دانستند و از ميزان قدرت و علم من آگاه بودند و مي دانستند که هيچ پرواز کننده اي نمي تواند به چنين اوجي برسد. اما من تصميم گرفتم در اين شرايط براي بقاي اسلام و حق صبركنم. پس صبر کردم اما مانند کسي که خار در چشمش باشد و استخوان در گلويش.

ناطق نوري افزود: بعد از 25 سال زماني که سراغ علي(ع) آمدند، باز هم براي حق و دفاع از عدل، حکومت را نپذيرفت. علي فردي عافيت طلب نبود و نمي خواست از زير بار مسئوليت فرار کند. او مرد جنگ و مبارزه و حرکت و کار بود و در همان دوره اي که از حکومت کناره گرفته بود، گوني هسته هاي خرما را به دوش مي کشيد و مي کاشت تا نخل به عمل بياورد و خرما توليد کند. زماني که براي پيشنهاد خلافت نزد علي آمدند، فرمود من را رها کنيد و به دنبال کسي جز من برويد. شما تحمل حکومت علي را نداريد. فرمود اگر من خلافت را بپذيرم، به تصميمي که خود مي گيرم عمل مي کنم نه آنچه که شما مي خواهيد.

ناطق نوري اين سخن علي را حکايت از تعارف نداشتن او با ديگران در امر خلافت و حکومت داري دانست و اظهارداشت: مولا علي(ع) در اداره کشور با کسي تعارف نداشت. جناح، گروه و خط براي او اهميتي نداشت و معيار او در حکومت داري حق و عدل بود. به همين دليل مي‌گفت اگر من خلافت را بپذيرم، کساني را که پيش از من در حکومت داري ظلمي به مردم کرده اند و از بيت المال براي خود هزينه کرده اند، رها نمي کنم و حساب آن‌ها را هم مي رسم. او مي فرمود اگر بيت المال را به تاراج برده و هر طور که دلتان خواسته باشد آن را خرج کرده باشيد، حتي اگر مهريه زنانتان باشد از شما پس خواهم گرفت.

وي ادامه داد: شخصي مسئوليتي را در کشور بر عهده مي‌گيرد و هر طور دلش خواست بيت المال را خرج مي‌کند، آن وقت مي گويند تا زماني که بر مسند است، مصلحت نيست جلواو را بگيريم. وقتي هم که از مسندش کنار رفت مي گويي حالا که رفته است و ديگر مرده را لگد نزنيم. پس کي و کجا مي خواهيم حساب بيت المال را برسيم؟ مگر ما نمي گوييم شيعه و پيرو علي هستيم؟ امير المؤمين علي (ع) که خطاب به کارگزاران خود مي فرمايد قلم خود را ريز کنيد و کمتردرنوشتن کاغذ را حرام کنيد. اگر حکومت علي اين‌گونه است، تکليف ما که اين‌گونه حساب بيت المال را به حال خود رها مي کنيم چيست؟

ناطق نوري درباره فاصله ما با روش امير المؤمنين علي(ع) در برخورد با کارگزاران اظهارداشت: جمهوري اسلامي نظام بسيار مبارکي براي ما و نعمتي است که بچه هاي بسياري پاي انقلاب آن خون داده اند. مردم ما هم با وجود انتقاداتي که دارند، پاي اين انقلاب، ارزش هاي آن و رهبري نظام ايستاده اند. جهان اسلام گرفتار فجايع است اما جمهوري اسلام به برکت نظام، ولايت فقيه و مردم معتقد به ولايت فقيه پا برجاست. هدف اصلي دشمنان و استکبار جهاني و اقمار آن‌ها در منطقه جمهوري اسلامي است، اما به برکت اين نظام، وحدت و انسجام و حضوري که مردم در عرصه دارند، جرئت چنين کاري را ندارند.

وي در ادامه حضور مردم در عرصه هايي همچون روز قدس و 22 بهمن را باعث افتخار نظام جمهوري اسلامي دانست و اظهارداشت: اين مردم با وجود انتقادات بسياري که دارند، با دهان روزه و در گرما براي دفاع از مردم فلسطين در روز قدس از خانه هاي خود بيرون مي آيند. راهپيمايي روز 22 بهمن سال به سال پرنشاط تر و مصمم تر برگزار مي شود و نشان مي دهد که مردم پاي انقلاب ايستاده اند. قدر اين مردم را بايد بدانيم. نبايد بگذاريم مساله دار شوند. اگر مدير، رئيس يا وزيري تخلف کند، بيت المال را هدر دهد يا با مردم برخوردي بد داشته باشد و آن‌ها را تحويل نگيرد، قدر اين مردم را ندانسته است. اين مردم ما را آوردند و همين مردم جنگيدند. حالا ما تا وزير و رئيس مي شويم آن‌ها را تحويل نمي گيريم.

ناطق نوري رسيدگي به تخلفات مالي در سيستم کشور و اطلاع رساني نتايج اين رسيدگي به مردم را مهم تلقي کرد و افزود: مردم مدام از خودشان مي پرسند پس تکليف چند ميلياردي که حيف و ميل کردند، چه شد؟ سئوال مي کنند که بيمه تأمين اجتماعي چه شد؟ رسيدگي کنيد و پاسخ مردم را بدهيد. اگر هم نتوانستيد بگوييد نتوانستيم و دلايل را براي آن‌ها بيان کنيد. ما که نبايد با مردم رودربايستي داشته باشيم.

وي يکي ديگر از مشکلات نظام را تملق و چاپلوسي دانست و تصريح کرد: امام صادق(ع) در حديثي مي فرمايند خدا همه کارهاي مؤمن را به اختيار خودش گذاشته، جز اين‌که خودشان را ذليل کنند. حضرت علي(ع) وارد شهر انبار شدند و مردم آن شهر که ايراني بودند شروع به سجده کردند. حضرت ايستاد و پرسيد چرا سجده مي کنيد؟ ايراني ها جواب دادند اين رسم ماست. حضرت علي(ع) فرمودند: چه بد عملي است آن‌که در دنيا جز رنج ندارد و در آخرت جز عذاب. ايشان در جايي ديگر مي فرمايند آن‌گونه که با سلاطين سخن مي گوييد با من سخن نگوييد.

وي ادامه داد: امير المؤمنين علي(ع) مي فرمودند من مصون از خطا نيستم، مگر آن‌که خدا کمکم کند. بنابراين اگر پيشنهاد، مشورت يا حرف حقي داريد، به من بگوييد. ايشان تملق و چاپلوسي را نمي پذيرفت. شخصي بسيار از امام علي(ع) تعريف و چاپلوسي کرد. حرف هايش که تمام شد ايشان فرمودند من بسيار پايين تر از تعاريف تو و بسيار بالاتر از آنچه هستم که در دلت درباره من فکر مي کني. ناطق نوري در پايان گفت: تملق و رودربايستي در کنار باندبازي مثل موريانه به انقلاب اسلامي آسيب مي رساند. بنابراين نيازمنديم نگاه علي به مردم و کارگزاران را مورد توجه قرار دهيم.



یکشنبه بیست و نهم تیر 1393-11:4 |   | مسعود بوجاری | گروه اجتماعی |لینک به نوشته
همه معتقدان به نظام و قانون اساسي بايد بتوانند حرفشان را بزنند

روزنامه اطلاعات  صفحه 3 شنبه 14 تير 1393- 7 رمضان 1435ـ 5 جولاي 2014ـ شماره 25913
وزير ارشاد: همه معتقدان به نظام و قانون اساسي بايد بتوانند حرفشان را بزنند
 
 
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت : .......... همه کساني که به نظام ،انقلاب و قانون اساسي معتقدند بايد صحنه فعاليت برايشان باز باشد تا بتوانند مطالبشان را بيان کنند.


به گزارش ايرنا، جنتي گفت:ما نگران سقوط اخلاقي جامعه هستيم که پس از 35 سال به عنوان حکومت ديني و با داشتن 50 شبکه ملي و استاني در راديو و تلويزيون و ده‌ها نشريه مدعي ارزش‌هاي اخلاقي، جامعه دچار دروغ پردازي است؛ اين‌ها مايه نگراني است .........................

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تصريح کرد: ما نگران آينده وضع اقتصادي و جوانان بيکار و ناتوان در امر ازدواج هستيم و معتقديم همين مسائل، فساد اصلي است .

جنتي اظهارداشت: ما نگران فروپاشي خانواده‌ها هستيم و مي دانيم در برخي از مناطق تهران از هر سه ازدواج، يکي منجر به طلاق مي‌شود و در کل کشور اين آمار به 25 درصد مي رسد.

جنتي با بيان اين‌که مشکلات را بايد ريشه‌يابي کرد، گفت: بايد بررسي کنيم چرا بنيان خانواده در جامعه ما متزلزل شده است؟!وي با بيان اين‌که ما نسبت به آينده خوش بين هستيم، افزود: با اين حال، دولت بايد چندين سال کار کند که وضع جامعه از زير صفر، به صفر برسد.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اين‌که گوش دولت براي شنيدن صداهاي مخالف باز است، گفت: افراد در نوشتن يا بيان مطالب آزادند و اين مردم هستند که بايد در باره همه مسائل قضاوت کنند، همان‌گونه که در انتخابات سال 92، آن را به اثبات رساندند.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه سخنانش گفت: دولت در اين دوره تلاش کرده است کرامت و منزلت انسان ها را حفظ کند و به استادان ، هنرمندان، نخبگان و فرهيختگان جامعه احترام بگذارد. وي افزود: همه کساني که به نظام، انقلاب و قانون اساسي معتقدند بايد صحنه فعاليت برايشان باز باشد تا بتوانند مطالبشان را بيان کنند .......................................................................

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه سخنانش خاطرنشان کرد: شفافيت و پاسخگويي از اقدام هايي است که دولت يازدهم به آن پايبند است و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي سعي در گسترش آن دارد.وي در اين زمينه به وضع پرداخت يارانه به مطبوعات اشاره کرد و اظهارداشت: تلاش شده است اين امر با شفافيت انجام گيرد و بر همين اساس هم وضع يارانه هاي پرداختي روي سايت قرار مي گيرد.جنتي افزود: در ساير بخش‌ها همچون کتاب و فيلم هاي سينمايي هم اين اقدام‌ها را در آينده نزديک انجام مي دهيم تا تمامي فعاليت‌ها به صورت شفاف باشد.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي خاطرنشان کرد: در همين چارجوب، قانون انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات را رئيس جمهوري در چند روز گذشته ابلاغ کرده است تا مطبوعات قانونا دسترسي به اطلاعات داشته باشند و دستگاه هاي قضايي نتوانند مانع اين کار شوند.............................................................

codex37x



شنبه چهاردهم تیر 1393-1:14 |   | مسعود بوجاری | گروه اجتماعی |لینک به نوشته
استاد همیشه بهار علم حقوق دکتر امیر ناصر کاتوزیان

استاد همیشه بهار علم حقوق دکتر امیر ناصر کاتوزیان

 

دکتر مسعود بوجاری

وکیل دادگستری کانون وکلای مرکز

استاد فرزانه و عالی مقام دکتر امیر ناصر کاتوزیان در دومین روز از دومین ماه فصل سرسبز بهار که ماه شکفتن گلها و شادابی زمین بوده پا به عرصه گیتی نهاده است ، که به سبب سال روز تولدشان پیشاپیش تبریکات فراوان را به محضر حضرت استاد و خانواده معظم ایشان  و همچنین شاد باش کثیر را به جامعه معزز حقوقی کشور  و تمامی دوستداران ایشان عرض می نمائیم ، و از باب رعایت حق عظیم استاد بر شاگرد در امر تعلیم و احترام  به پدر معنوی  دانش آموختگان و دانشجویان علم حقوق ، با بهره گیری از آثار وسخنان  ارزشمند و آموزنده حضرت استاد شمه ای کوتاه از زندگی با برکت و پر از حق و حقیقت معظم له را به همراه آخرین  رهنمودهای ارزنده ایشان در باب اسقرار عدالت در امر قضاوت  و وکالت را به همه دل باخته گان و رهپویان طریق حق و عدالت تقدیم می نمائیم ، تا به تاسی استاد از حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی ( مولوی ) بیاندیشیم که از کجا آمده ایم و آمدنمان بهر چه بود ؟

حضرت استاد در روز دوم اردیبهشت 1310 شمسی که مصادف  با روز عید سعید قربان بوده در خانه کوچکی واقع در کوچه دردار پایین تر از کوچه آبشار  و سه راه امین حضور در محله دولاب تهران متولد گردیده و پدر ایشان ابوالفضل خان به امروکالت اشتغال داشته و فردی مشهور بوده ، حضرت استاد در کودکی از محبت و عشق خانواده سیراب وبه جهت توکل عجیب  مادر بزرگ محترم شان مرحومه منورمطهری به باریتعالی و ائمه اطهار (ع ) خصوصا حضرت امام حسین ( ع ) و شنیدن شرح  وقایع فاجعه کربلا از همان کودکی نفرت از ظلم وحمایت از مظلوم بر عمق وجود و جان ایشان تاثیرات فراوان گذاشته و ظللم ستیزی در تکوین شخصیت ایشان نهادینه گردید ، و پدر مرحوم ایشان به لحاظ ارادت به مولای متقیان امیر مومنان حضرت علی ( ع ) نام امیر ناصر را برای او برگزید تا یاریگر اعتلای اندیشه های والای حق طلبانه آن ابرمرد تاریخ عدالت در طول زندگی گردد .  

حضرت استاد از خاطره چادر از سرکشیدن مادر بزرگش توسط مامورین رضاخان در سال 1314 شمسی و دیدن اشک و آه آن پیر زن بعنوان نخستین برخورد با استبداد و خشونت در دوران کودکی یاد نموده که در آن لحظه نفرت همه وجودش را فرا گرفته بود ، نفرت از خشونت ، نفرت از فرمانده و فرمانبر و نفرت از ظللم .

استاد از دوران کودکی با حفظ اشعار و ضرب المثل های فارسی و مکالمه فیلم ها حافظه اش را تقویت و آماده یادگیری می شد و حس میکرد که با دانستن می توان ممتاز از دیگران شد ، و صبر و درایت را از مادر مرحومش عصمت خانم مطهری نیرومند آموخته بود و بدین سبب بود که به هنگام اخراج از دانشگاه در سال 1361 و ایجاد انواع گرفتاری و آزارهای طاقت فرسای مادی و معنوی با ایمان و توکل به خدای الهام بخش  و تاسی به آموخته های استقامت در کودکی زبان به شکوه از سختی روزگار نگشود و حلم را پیشه نمود و چون عابد راستین از تحمل خویش لذت می برد .

حضرت استاد کلاس اول دبستان را در سال 1316 شمسی شروع و به لحاظ تیزهوشی با موفقیت مقطع شش ساله دبستان را سپری نمود و سپس مقطع شش ساله دبیرستان را در دبیرستان علمیه ، که واقع در کوچه پشت مسجد سپهسالار ( مدرسه شهید مطهری ) که از دبیرستان های معروف تهران بود شروع به تحصیل نمود ، در دوران دبیرستان  در کنار موفقیت های ورزشی  در رشته والیبال تا مقام قهرمانی در پایتخت  و اخذ مدال ورزشی درجه اول ،علاقه شدید به موسیقی و شناخت دستگاه ها و گوشه های آواز ایرانی داشت و سرپرستی انجمن موسیقی  دبیرستان را هم  برعهده گرفت که بعضی از نام آوران کنونی موسیقی مانند استاد همایون خرم و ایرج خواجه امیری و بهرام نیاکان  اعضای آن  انجمن بودند . در دوران دبیرستان علیرغم نمرات ممتاز در دروس فیزیک و طبیعی و ریاضی به پیشنهاد مرحوم پدرش  جهت رفتن به وزارت امورخارجه  و ضرورت انتخاب رشته سیاسی در دانشکده حقوق به خواندن رشته ادبی پرداخت و ضمن آشنائی بیشتر با کلام ادیبان و و شعرا و زبان عربی به مرور با دریچه ای از دنیای ادب و عرفان  آشنا گردید و به جهت تلاش وافر در امتحانات نهایی  شاگرد اول رشته ادبی در بین تمام دبیرستان های تهران گردید و از وزارت فرهنگ وقت نشان و مدال گرفت .

استاد به لحاظ اخذ امتیاز رتبه اول در امتحانات نهایی دبیرستان حائز استفاده از بورس تحصیلی به هزینه دولت برای انجام تحصیلات تا مقطع دکتری در رشته های روان شناسی و یا فلسفه در کشور فرانسه گردید ، ولی در ادامه به جهت بیماری و بستری شدن پدر و ضرورت کمک به مادر و سرپرستی از خواهر و برادر کوچکتر به حکم پیروی از اخلاق و رسم جوانمردی و تنها نگداشتن عزیزانش در سختی روزگار از سفر به کشور فرانسه و استفاده از بورس تحصیلی منصرف شد، و آماده شرکت در آزمون ورودی دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران گردید ، نا گفته نماند که حضرت استاد دارای برادر محترمی بنام مرتضی و خواهر گرامی بنام  مبعوثه میباشد که هر کدام به ترتیب با یکدیگرو حضرت استاد شش سال تفاوت سن دارند  و آقا مرتضی در حال حاضر نقاشی بزرگ و چیره دست و با اخلاق و دارای کمالات بوده که با زبان هنر همه جلو ه های زشت و زیبای زندگی را به نقد و ترسیم در می آورد و تابلویی زیبا از چهره مرحوم مادر به نام انتظار نقاشی نموده که زینت بخش سالن پذیرائی منزل استاد میباشد ،خواهر ایشان مبعوثه خانم در رشته علوم تربیتی و تاریخ تحصیل نموده و خانمی مقاوم و مهربان و انقلابی و نویسنده کتاب (( سپیده تا شام )) بوده که کتاب مذکور حاوی گوشه هایی از تاریخ انقلا ب 1357 ایران است وایشان درحال حاضردر  فرانسه اقامت دارند .

حضرت استاد پس از شروع تحصیل درسال 1328 در دانشکده حقوق دانشگاه تهران در سال اول با اساتید بزرگواری چون مرحوم دکترسید علی شایگان  که از یاران دکتر محمد مصدق واز فعالین جبهه ملی و تحصیل کرده فرانسه و استاد برجسته حقوق بین الملل بود آشنا گردید و به سخنرانی ها و دروس آن مرحوم علاقه خاصی داشت ، استاد بیان می نماید : در دانشکده حقوق کاپیتان تیم والیبال دانشکده بودم و بدین لحاظ موفقیت در مسابقات حذفی دانشکده های دانشگاه تهران برای ایشان ودانشکده حقوق اهمیتی بسیار داشت ، ولی در روز مسابقه دکتر مصدق در مجلس شورای ملی سخنرانی داشت که آن سخنرانی از رادیو پخش می شد ، و جناب استاد آنچنان محو شنیدن سخنان دکتر مصدق شده بود که گذشت زمان را نفهمیده و پس از پایان سخنرانی  شتابان به دانشکده رفته و در وضعیتی که تیم دانشکده گیم اول بازی را باخته بود ، و هر چند در گیم  دوم ایشان به زمین بازی رفته بود ولی تلاش او حاصل نبخشید و تیم در نهایت شکست خورد و به بیان خود استاد خاطره شرمندگی آن تا کنون برایش باقی مانده است و از همان روز به جهت فشار زندگی و فشردگی درس ها و شفیتگی روز افزون به سخنانی که بوی صدق و مردانگی می داد و در راستای سیر بیشتر در مسیر عدالت ، از آن به بعد دیگر برای همیشه از مسابقات ورزشی خداحافظی نمود .

در سال دوم دانشکده استاد با اساتید بزرگ دیگری چون مرحوم آیت الله محمد سنگلجی و مرحوم دکتر سید حسن امامی و مرحوم دکتر کریم سنجابی استاد حقوق اداری و مرحوم دکتر احمد متین دفتری استاد آئین دادرسی مدنی آشنا گردید ، استاد به حضرات سنگلجی و امامی بیش از حد معمول رابطه استاد و شاگردی نزدیک بود  و بدین لحاظ یک نوع  آمیزه استادی و دوستی بین آنان ایجاد شده بود و همین امرسبب  گردید که افکار و معلومات آن دو بزرگوار بیش از دیگراساتید بر وجود استاد نفوذ و تاثیرات بسیار بگذارد ، استاد سنگلجی مردی خوش سخن بود که خشم و مهرش بی پرده و خالی از هر گونه  استعاره بود و دنیائی از محبت و عشق به حق در وجودش جمع ، و در حقیقت دارای عرفانی بی ادعا بود و در هر نفس و گامی که بر می داشت به زبان حال می گفت که :  عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست ، او از حرمان نعمت بینایی شکوه نمی کرد و راضی بود و جهان را ازآن خود می دانست و خود را از آن خدای مهربان ، و سر بر آستان حضرت مولانا جلاالدین محمد بلخی ( مولوی ) می سائید  و در پس سخنانش روحی بزرگ وبی آلایش نهفته بود و پشتوانه هر کلام شیرینی که  می گفت ، پند و اندرزی قرار داشت و سخنانش پر از حکمت و درسش شیرین و دلپذیر بود و سیمای مهربانش جاذبه ای خاص داشت و با گذشت زمان آدمی بیشتر به عمق سخنانش پی می برد ، . جمله ای معروف و پر از حکمت  داشت ، که به دانشجویان می فرمودند : فرزندان من بدانید که یک سانتی متر شاخ بهتر از دو متر دم است ، چرا که شاخ وسیله دفاع و حمله است ولی دم مزاحم حرکت ، که حضرت استاد از این سخن مرحوم سنگلجی بهره گرفته و آن را درجریان سخنرانی  مراسم آغازین اتحادیه  سراسری  وکلای دادگستری کشور ( اسکودا ) در سال 1382 در مشهد بیان فرموده اند و سبب گردید تا اسکودا در اعلامیه پایانی به اتخاذ موضعی قاطع تر ترغیب گردد ، و به قول حضرت استاد به جای تکیه بر دم بیشتر بر شاخ تکیه کند . و ازاساتید دیگری که هم در آن زمان و همچنین به سبب آثارش  در زمان حاضر محبوب دانشجویان علم حقوق می باشد ، مرحوم دکتر سید حسن امامی بوده که حضرت استاد وامدار تشویق ها و مهربانی های ایشان قرار داشته است ، و در آن زمان هنوزمجموعه کتب دوره حقوق مدنی توسط دکتر امامی به رشته تحریر در نیامده بود و کتاب درس شرح قانون مدنی مرحوم عدل ( منصورالسلطنه )  برای تدریس به دانشجویان ملاک تعیین شده بود ، ولی دکتر امامی سر کلاس مواد قانون مدنی را می خواند و تفسیرمی نمود ، که این شیوه تدریس شخصیت و اصالت قانون را نشان می داد ، و استاد بیان میدارد که : این نوع تفسیر ادبی و منطقی قانون برای نوخاستگان علم حقوق امری ضروری و انکارناپذیر است ، زیرا دانشجویان در مرحله نخست باید بدانند چه سرمایه و مستندی را در اختیار دارند تا در گام های بعدی قادر باشند آن سرمایه را مرکب حرکت به سوی عدالت قرار دهند  و حضرت استاد ، از مرحوم دکتر سید حسن امامی بعنوان پیشگام نهضت قانونگرائی در این شعبه حقوق نام می برد و ایشان را مردی بلند نظر و مهربان توصیف می نماید که در زمان حضورش در راهروهای دانشکده حقوق قدم میزد تا بی ریا پاسخگوی سوالات دانشجویان حقوق باشد ، و اینکه آن مرحوم در زمان حیاتش از تمام نفوذ و اعتبار خویش در دستگاههای دولتی به سود مستمندان و گرفتاران سیاسی و احتماعی بهره می گرفت و در حد کمال تواضع داشت و پیوسته در راه خیر گام بر میداشت . ......... ادامه دارد .

منتشره در روزنامه قانون مورخه 1393/2/2 شماره 406 صفحه 5



سه شنبه دوم اردیبهشت 1393-8:0 |   | مسعود بوجاری | گروه حقوقی |لینک به نوشته
فساد سازمان يافته از درون نظام را تهديد و به طور سیستمی در حال شکل گیری است .

روزنامه اطلاعات  چهارشنبه 27  فروردين 1393 - 16 جمادي الثاني 1435ـ 16  آوريل  2014ـ شماره  25849
جهانگيري: فساد سازمان يافته از درون نظام را تهديد مي‌كند
 


معاون اول رئيس جمهوري با اشاره به برنامه ريزي دولت تدبير و اميد براي پيشگيري و مسدود کردن گلوگاه هاي فساد گفت: قوه مجريه از اراده کافي و انگيزه جدي براي برخورد با مفاسد اقتصادي برخوردار است .......

جهانگيري اظهار داشت: امروز فساد به صورت سيستمي در حال شکل‌گيري است و اين موضوع ايجاب مي کند ستاد و دستگاه‌هاي نظارتي، پيشگيري‌هاي لازم را براي ممانعت از بروز تخلفات در دستور کار خود قرار دهند تا از نفوذ فساد به لايه هاي عميق دستگاه‌ها جلوگيري شود...............

در اين جلسه حجت الاسلام والمسلمين رئيسي، معاون اول قوه قضائيه هم بر لزوم انضباط اقتصادي در کشور تاکيد کرد و گفت: اگر مرزباني و نظارت در بخش‌هاي مختلف تقويت شود و فعاليت بانک ها، موسسات و همه بخش‌هاي اقتصادي تحت کنترل و نظارت باشد، امنيت اقتصادي در کشور شکل گرفته و بسترهاي لازم براي فعاليت سالم اقتصادي فراهم خواهد شد.

معاون اول قوه قضائيه همچنين خواستار اصلاح نظام بانکي و فرايندهاي اقتصادي کشور شد و افزود: تا وقتي ارتباطات و فرايندها شفاف نباشد و چارچوب و انضباط بر بخش هاي اقتصادي حاکم نشود، مشکلات و زمينه هاي تخلف از ميان نخواهد رفت.وي با تاکيد بر اين که بناي ما حمايت از سرمايه‌گذاران و توليدکنندگان است، گفت: گاهي عده اي با زد و بند و سوء استفاده، فضاي اقتصادي و سرمايه گذاري کشور را آلوده مي کنند که بايد با آنان برخورد شود تا راه براي کساني که به دنبال فعاليت سالم هستند باز شود.

محمدرضا باهنر نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي هم در اين نشست بر ضرورت تبيين و تعيين دقيق محدوده‌هاي فساد اقتصادي تاکيد کرد و گفت: مفسده و تخلفات اقتصادي نه تنها مانع از توسعه و پيشرفت کشور هستند بلکه رتبه و جايگاه کشور را از نظر سلامت اداري در مجامع بين المللي تنزل مي دهند و فضاي مناسب براي فعاليت هاي سالم اقتصادي را مختل مي نمايد ................................................

codex01x



چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393-11:11 |   | مسعود بوجاری | گروه اقتصادی |لینک به نوشته
آغاز سال 1393

با سلام و شادابی، شروع فصل بهار روئیدن شکوفه های زیبائی و آغاز سال1393 خورشیدی مبارک باد ، نوروز پنجره ایست به سوی بهار و بهار فصلی است برای شکفتن همه ی گل ها ، در سال جدید شاد و موفق و تندرست باشید هر روزتان نوروز ، نوروز وهمه روزهای سال تان خوش و خرم و پیروز

                   Enjoy these flowers



جمعه یکم فروردین 1393-14:36 |   | مسعود بوجاری | گروه هنری |لینک به نوشته
نام روزهای هفته در ایران باستان

/**/

نام روزهای هفته در ایران باستان

آیا میدانستید که در ایران باستان و در آئین پنج هزار ساله مهر (میترائیسم) روز یکشنبه مهرشید نام داشته که منظور از مهر میترا یا مهر خدای بزرگ آئین میترائیسم و معنی شید آفتاب و روشنایی میباشد.

 

آیا می دانید نام روزهای هفته فرنگی، از گاهنامه کهن ایرانی برگرفته شده است؟!

نام روزهای هفته در ایران باستان بدین گونه بوده است:

کیوان شید (شنبه) نخستین روز هفته به نام کیوان شید نامگذاری شده است که تشکیل شده است از کیوان + شید. کیوان بعد از مشتری بزرگترین سیاره شمرده میشود که 700 برابر زمین است. آن را زحل نیز نامیده اند. شید نیز به معنای نور و روشنایی است. از این رو، روز نخست ایرانی حکایت از سیاره روشن و نورانی دارد.

مهر شید (یکشنبه) روز دوم از هفته مهرشید است که مهر آن به معنای دوستی و مهربانی در پهلوی میتراست. مهر برگرفته شده از آئین هفت هزار ساله میترایی است. مهر همچنین ایزد عهد و پیمان است و در اوستا آمده است که هیچ چیز بر ایزد مهر پوشیده نخواهد بود. نامگذاری این روز به مهرشید حکایت از تعهدی است که بین مردمان باید برقرار باشد زیرا در ایران باستان پیمان شکنی و دروغ بزرگترین گناهان به حساب می آمده است. شید نیز به معنای روشنایی و نور می باشد.

مهشید (دوشنبه) مه بر گرفته شده از ماه است که این نیز از آیین میترایی کهن ایرانی آمده است. خورشید و ماه از تندیس های آئین میترایی بوده اند که نشان از قدرت و پویایی جهان آفرینش دارند. سومین روز هفته در ایران باستان به نام این نماد خداوند نامگذاری شد و آن را مهشید به معنای ماه روشن و نورانی نام گذاشتند.

بهرام شید (سه شنبه) بهرام برگرفته شده از ورهرام زبان پهلوی باستان است و از یک سو نام ستاره مریخ است. بهرام ایزد پیروزی در ایران باستان شمرده می شده است و اندیشه نیاکان ما بر این بوده است که خداوند یکتا (اهورامزدا) نیروهایش را برای اجرا در بین افراد بشر بین ایزدان (فرشتگان) خود تقسیم نموده است تا آنان، آن را برای مردمان پیاده کنند. از این رو بهرام، ایزد پیروزی نامیده شده بود و چهارمین روز هفته به نام روز پیروزی روشنایی بر تاریکی و غلبه انسان بر بدی ها و اهریمن نامگذاری شد.

تیرشید (چهارشنبه)تیر برگرفته شده از تیشتر پهلوی است. نیاکان ما تیر را ایزدان و نگهبان باران نامگذاری نموده اند و اینگونه می پنداشته اند که اهورامزدا برای یاری رسانی به کشاورزان و جلوگیری از خشکسالی و باروری زمین و سبز و سالم و پاکیزه ماندن جهان به ایزد باران فرمان میداده است که به یاری مردمان برسد. در کل این روز به نام روز روشنایی باران و خواست پروردگار برای حفظ طبیعت نامگذاری شده است.

اورمزد شید (پنجشنبه)اورمزد نام دیگری از دهها نام اهورامزدا است که همگی حکایت از قدرت و توانایی پروردگار دارند. این نام از واژه های پهلوی ارمزد، هرمزد، اورمزد، هورمزد، اهورامزدا، مزدا گرفته شده است. از این رو پنجمین روز هفته به نام روز روشنایی خداوند نامگذاری شده است. این واژه هنوز به گونه ای دیگر در شب های جمعه برقرار است و هنوز تصور مردمان ما بر این است که شب های جمعه روز ارتباط با خداوند و فوت شدگان است.

ناهید شید (آدینه)ناهید همان آنهیته یا آناهیتا است که ایزد آب قرار گرفته است. در اوستا آناهیتا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا، قدی بلند و اندامی تراشیده نام نهاده شده است و نام دیگر ستاره ونوس نیز آناهیتا یا ناهید است. به این ترتیب، روز جمعه روز روشنایی آب و مظهر بخشندگی و عنایت پروردگار نامگذاری شد.

اینک با بررسی ریشه های این واژگان به این برآبند ساده می رسیم:

کیوان شید = شنبه
saturday = satur +day
satur =
کیوان

مهرشید = یکشنبه
sunday = sun +day
sun =
خور (خورشید) =مهر

مه شید = دوشنبه
monday = mon + day
moon =
ماه

بهرام شید = سه شنبه
tuesday =tues + day
tues = God of war =mars =
بهرام

تیرشید = چهارشنبه
wednesday =wednes + day
wednes = day of mercury =mercury =
تیر

هرمز شید = پنج شنبه
thursday = thurs + day
thurs = thor =day of jupiter = jupiter =
هرمز

ناهید شید یا آدینه = جمعه
friday = fri + day
fri = frig = day of venues = venues =
ناهید

* تمامی دنیا وامدار نیاکان ما می باشند...

 

  منبع : شیراز

 



جمعه یکم فروردین 1393-11:0 |   | مسعود بوجاری | گروه تاریخی |لینک به نوشته
قتل پدر به خاطر مخالفت با ازدواج دخترش *** پدر کشی ؟؟؟

روزنامه اطلاعات دوشنبه 5 اسفند 1392 ص 13

دختر جوان وقتی با مخالفت پدرش برای ازدواج روبرو شد ، در اقدامی هولناک با همدستی جوان مورد علاقه اش ، پدر خود را به قتل رساند .

به گزارش مهر ، اوایل ماه گذشته ماموران پلیس آگاهی شهرستان میانه از کشف جسد سوخته ای در حاشیه این شهر با خبر شدند و در بررسی ها مشخص شد جسد متعلق به مرد ناشناسی است که پس از قتل در محل دیگری به آنجا منتقل شده است ، در ادامه تحقیقات اعلام شد جسد سوخته متعلق به مردی به نام محسن است که 27 دی از خانه اش خارج شده و دیگر بازنگشته  بود .

از سوی دیگر در شاخه دیگری از تحقیقات مشخص شد ، دختر هفده ساله مقتول قصد ازدواج با پسری را داشته که پدرش با این ازدواج مخالف بوده است ، همین موضوع سبب اختلاف شدید بین پدر و دختر شده بود . با کشف این سرنخ دختر جوان به اداره آگاهی احضار شد و در همان بازجوئی اولیه به ارتکاب قتل اعتراف کرد و گفت : پدرم مخالف ازدواج من و میثم بود ، به همین خاطر تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم تا بتوانم به راحتی با پسر مورد علاقه ام ازدواج کنم .

روز حادثه با همدستی میثم پدرم را کشتیم و جسدش را در حاشیه شهر به آتش کشیدیم ، با این اعترافات میثم دستگیر شد و در بازجوئی ها به همدستی در این جنایت اعتراف کرد ، متهمان پس از بازسازی صحنه قتل ، با قرار قانونی روانه زندان شدند .!!!!!!!!!!!!!!! این است بالوالدین احسانا ..... احترام به پدر ....... از قدیم در فرهنگ ما نقل است که : دخترها بابائی هستند !!!!!!!! حال به راحتی و در کمال آرامش و با وجدانی آسوده با پسر مورد علاقه ات ازدواج کن ........ پدر کشی به چه قیمت و بهائی .......  کدام مرام و مذهب و قانون و اخلاق و عقلی مجوز چنین عملی را به تو داد ؟؟؟؟؟؟؟؟ آنکه تصمیم به کشتنش گرفتی و جسدش را به آتش کشیدید اسمش *** پدر *** بود ، او هم خدائی داشت و  اسمش محسن بود *** یا محسن به حق الحسن  *** خدایا آن پدر را بیامرز و روحش را شاد گردان و به عوض سوختن پیکرش در این دنیا ، بدنش را از آتش و عذاب آن دنیا دور فرما ***



دوشنبه پنجم اسفند 1392-23:3 |   | مسعود بوجاری | گروه حقوقی |لینک به نوشته
همه لحظات زندگی سهم ماست

تولد و مرگ در دست ما نیست * اما همه لحظات زندگی سهم ماست * بالاترین موفقیت و سعادت و خوشبختی در زندگی تنها یک چیز است و آن اینکه : زندگی خود را به دلخواه و آزادانه و با آرامش بگذرانیم *



جمعه دوم اسفند 1392-22:12 |   | مسعود بوجاری | گروه اخلاقی |لینک به نوشته
چربي و نمك دشمن سلامت ايرانيان

روزنامه اطلاعات صفحه 5 تاريخ خبر: پنج‌شنبه يكم  اسفند 1392 - 20 ربيع الثاني 1435ـ 20 فوريه  2013ـ شماره  25815
نگاهي فبه برخي عادت‌هاي ناپسند غذايي
چربي و نمك دشمن سلامت ايرانيان


تغذيه سالم نقش مهمي در ارتقاي سلامت و پيشگيري از بروز بيماري‌ها دارد و رعايت تنوع و تعادل در مصرف مواد غذايي، رمز سلامت به شمار مي‌آيد و اين در حالي است كه متاسفانه الگوي تغذيه‌اي مناسبي در جامعه وجود ندارد و به همين دليل بيشتر مردم از عادت‌هاي غذايي نا مناسب پيروي مي‌كنند. ‏كارشناسان معتقدند، در حال حاضر شمار قابل توجهي از هموطنان مان به‌ دليل تغييرات الگوي تغذيه‌اي، استفاده بيش از حد سموم در توليد محصولات كشاورزي ونبود الگوي مناسب غذايي، با بيماري‌هايي مانند کلسترول بالاي خون، سرطان، چاقي، اضافه ‌وزن و بيماري‌هاي غيرواگير مواجه هستند.‏



مصرف متعادل غذا

دكتر علي‌اکبر سياري- معاون بهداشتي وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در مصاحبه با رسانه‌هاي گروهي اظهار داشته است: 840 ميليون‌نفر در دنيا با فقر و گرسنگي دست و پنجه نرم مي‌کنند و40 ميليون‌نفر نيز سالانه به‌علت فقر و گرسنگي جان خود را از دست مي‌دهند. براساس برآورد مصرف در ايران، 23 درصد هموطنان‌مان کمبود مصرف انرژي دارند، در حالي‌که 48 درصد زياد غذا مي‌خورند و فقط حدود 30 درصد مصرف متعادل غذايي دارند. راهکار دولت اين بوده است که براي كمك به تامين نيازهاي غذايي افراد فقير، يارانه تعيين شود. اما روش فعلي توزيع يکسان يارانه‌ها صحيح نيست و دولت و مجلس درصددند که اين روش را اصلاح کنند.‏



ميانگين مصرف غلات و حبوبات

وي با بيان اينکه 90 درصد انرژي مصرفي ايرانيان از غلات تامين مي‌شود، مي‌افزايد: 70 درصد از منابع تامين پروتئين مردم نيز از غلات است، در حالي که ارزش غذايي پروتئين گياهي با حيواني تفاوت دارد.‏‏ از سوي ديگر حدود، 70 درصد مردم ايران کمبود پروتئين دارند و نيز بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه ميزان مصرف گوشت در اقشار کم‌درآمد به طور متوسط سالانه حدود 3کيلوگرم و در اقشار پردرآمد 1/15 کيلوگرم است. همچنين ميانگين مصرف اقشار کم‌‌درآمد سالانه 3کيلوگرم و اقشار پردرآمد 11 کيلوگرم حبوبات است. اقشار کم‌درآمد سالانه 8/104کيلوگرم و اقشار پردرآمد 8/349 کيلوگرم ميوه و انواع سبزي مصرف دارند و سرانه مصرف شير اقشار کم‌درآمد نيز سالانه 3/12 کيلوگرم و اقشار پردرآمد 8/23 کيلوگرم است.



کمبود آهن و روي

معاون بهداشتي وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در مورد كمبود ريز مغذي‌ها ياد آوري مي‌كند: 40 درصد مردم دنيا از کمبود ريزمغذي‌ها رنج مي‌برند و 2 ميليارد نفر نيز کمبود آهن و 6/1ميليارد نفر کمبود روي دارند. 70 درصد ايرانيان هم با کمبود مصرف آهن مواجه هستند که براي رفع اين مشکل، مکمل‌سازي و همچنين برنامه غني‌سازي آرد را اجرا کرده‌ايم و براي رفع مشکل کمبود روي هم در حال حاضر برنامه‌اي نداريم، اما به دنبال غني‌سازي هستيم.



آلودگي سبزي‌ها

وي با اشاره به اهميت ايمن و سالم بودن غذاي مصرفي مردم و سلامت ميوه و سبزيجات مي‌گويد: غذاي مصرفي مردم بايد ايمن و عاري از مواد آلاينده و سموم آلوده‌كننده باشد. شهرداري مطالعه‌اي در ميادين تره‌بار تهران درباره ميزان سرب، کادميوم و نيترات در سبزي‌ها در 4 فصل انجام داده و بدترين نتايج در فصل پاييز به دست آمده است، به طوري که 35 تا 5/41 درصد سبزي‌ها به اين 3 ماده آلوده بوده‌اند. بيشترين آلودگي هم مربوط به پياز به ميزان 54 درصد و خيار گلخانه‌اي به ميزان 45 درصد بوده است.‏

‏ به گفته وي، نتايج مطالعه انجام شده نشان مي‌دهد در فصل پاييز 52 درصد سبزي‌هاي مصرفي بيش از حد مجاز به سموم آلوده است، و اين در حالي است که اين آلودگي‌ها يک روزه عوارض خود را نشان نمي‌دهد، بلکه به‌تدريج عوارض آن بروز خواهدكرد. بايد بدانيم اين مشکلات راه‌حل پزشکي ندارد و لازم است از سوي وزارتخانه‌هاي جهاد کشاورزي و‌ نيرو به مردم اطلاع‌رساني شود که چه موادغذايي‌اي را مصرف کنند.



افراط در مصرف نمک و روغن

دكتر سياري در مورد سلامت روغن‌هاي مصرفي مردم، مي‌افزايد: در سال‌هاي گذشته، اقدام‌هاي خوبي براي اصلاح الگوي مصرف روغن و کاهش مصرف روغن جامد در کشور انجام شد، اما کافي نيست. استاندارد اسيدچرب ترانس در دنيا 2 و در کشور ما 5 است و تازه اين رقم مربوط به روغن‌هايي است که تقلبي نيستند!‏‏ وي يادآوري مي‌كند: متاسفانه سالانه 92 هزار نفر در کشور سکته قلبي و43هزار نفر سکته مغزي مي‌کنند و علاوه بر آن، 15 ميليون‌نفر در کشور چربي‌خون بالا دارند که 34 هزار مورد مرگ، مربوط به چربي‌خون بالاست.‏

‏ معاون بهداشتي وزير بهداشت و درمان با اشاره به سرانه بالاي مصرف نمک در کشور مي‌گويد: ميزان مصرف نمک در صنايع و حتي نانوايي‌ها بايد کاهش يابد، چرا که ثابت شده ميزان سکته‌هاي قلبي و مغزي و فشارخون با مصرف بالاي نمک، در ارتباط است.‏

دکتر سياري مي‌افزايد: متخصصان تغذيه مصرف روزانه 5 واحد سبزي و ميوه را توصيه مي‌کنند در حالي که 88درصد ايرانيان (يعني 47 ميليون‌نفر) روزانه 5 واحد ميوه و سبزي مصرف نمي‌كنند.‏



تغذيه ناسالم و شيوع بيماري‌ها ‏

‏ دكتر محمد علي راستي متخصص تغذيه در مورد پيامدهاي تغذيه ناسالم به گزارشگر روزنامه اطلاعات مي‌گويد: بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه 44 درصد جمعيت 15 تا 64 سال كشور کلسترول خون بالاو حدود 33 درصد هم فشار خون دارند.اين در حالي است كه يکي از عوامل زمينه‌ساز بروز اين بيماري‌ها، کيفيت نامطلوب روغن‌هاي خوراکي و بالا بودن ميزان اسيدهاي چرب اشباع و ترانس آنهاست. بسياري از تحقيقات جهاني ثابت کرده‌است با کاهش 1 درصدي دريافت اسيد چرب ترانس، شيوع بيماري‌هاي قلبي و عروقي تا 25 درصد کاهش مي‌يابد.‏



روغن‌هاي اشباع نشده

دكتر راستي با اشاره به اين مطلب كه براساس استاندارد سازمان بهداشت جهاني، 20تا 30درصد از انرژي مورد نياز روزانه هر فرد مي‌تواند از روغن‌ها و چربي‌ها تامين شود، مي‌افزايد: متاسفانه نتيجه مطالعه‌هاي داخلي نشان مي‌دهد ميزان دريافت انرژي روزانه از طريق اسيدهاي چرب ترانس موجود در روغن‌ها در خانوارهاي ايراني، حدود 4 درصد است؛ يعني 3 درصد بيشتر از استانداردهاي جهاني است كه با توجه به ارتباطي که بين دريافت اسيدهاي چرب ترانس و افزايش خطر ابتلا به بيماري‌هاي قلبي و عروقي وجود دارد، مهم‌ترين مشکل، رعايت نکردن اين الگو و استاندارد جهاني و ابتلاي افراد به بيماري‌هاي قلبي است.‏

اين متخصص تغذيه در پاسخ به اين پرسش كه آيا اقدامي براي كاهش چربي‌هاي اشباع نشده در كشور انجام شده است، ياد آوري مي‌كند: الگوي مصرف روغن در كشور اصلاح‌شده و کيفيت اين محصول در سال‌هاي اخير بهبود يافته است. در سال 1380، حدود 80 درصد از خانوارهاي ايراني از روغن‌هاي جامد استفاده مي‌کردند كه خوشبختانه اين ميزان در سال 1392 به حدود 50 درصدکاهش يافته است.‏

‏ تبليغاتي هم که در مورد عوارض مصرف روغن‌هاي جامد انجام شده است، مردم را به مصرف بيشتر روغن‌هاي مايع که داراي اسيدهاي چربي اشباع و ترانس کمتري است، تشويق كرده است. البته نتايج مطالعه‌هايي که درباره مصرف کمي و کيفي انواع روغن‌هاي خوراکي در ايران انجام شده است، نشان مي‌دهد 45 درصد خانوارهاي تهراني از روغن‌هاي نباتي نيمه جامد استفاده مي‌کنند.‏در حال حاضر روغن‌هاي نيمه جامد را به‌جاي انواع جامدآن روانه بازار کرده‌اند تا بتوانند مقداري از دريافت اسيدهاي چرب ترانس و اشباع را در مردم كاهش دهند. براساس آمارهاي موجود، توليد روغن‌هاي مايع و نيمه‌جامد به ترتيب 46 و 54 درصد در سال 1390 و 52 و 48 درصد در سال 1391 بوده است. هرچند توليد روغن مايع در يکي، دو سال اخير از روغن نيمه‌جامد بيشتر بوده است، اما در حقيقت هنوز 48 درصد روغن نيمه‌جامد که داراي اسيدهاي چرب ترانس و اشباع بيشتري نسبت به روغن‌هاي مايع است، در کشور ما توليد و مصرف مي‌شود.

وي همچنين مي‌گويد: در حال حاضر استاندارد مصوب چربي ترانس موجود در روغن‌هاي توليد داخل زير 5 درصد تعريف شده است، اما کارخانه‌هايي هستند که روغن‌هايي با ترانس زير 2 درصد توليد مي‌کنند و به‌همين دليل كساني که به سلامت خود و خانواده‌هايشان اهميت مي‌دهند، بايد علاوه بر مصرف روغن‌هاي مايع و كنارگذاشتن روغن‌هاي نيمه‌جامد، روغن‌هاي مايعي را انتخاب کنند که روي برچسب آنها نوشته شده اسيد چرب ‏ترانس‌آن‌ها کمتر از 2 درصد است. از اينرو مردم بايد روغن‌هايي را که اسيد چرب ترانس بالاي 5 درصد دارند، خريداري نكنند.‏



مصرف گوشت قرمز

دكتر راستي در مورد مصرف گوشت قرمز مي‌افزايد: عدم مصرف گوشت قرمز باعث کم‌خوني نمي‌شود، به شرطي که گوشت‌سفيد و منابع آهن گياهي جايگزين آن شود. به طور كلي 2 نوع آهن «هِم» و «غير هِم» وجود دارد. آهن «هِم» در گوشت‌هاي قرمز و سفيد موجود است. ميزان آهن در گوشت‌هاي مرغ و ماهي به اندازه گوشت قرمز نيست و به همين دليل اگر قرار باشد گوشت قرمز را از برنامه‌غذايي خود حذف و گوشت سفيد مصرف كنيم، لازم است ميزان مصرف منابع گياهي آهن مانند سبزي‌هاي سبز تيره نظير بروکلي را بالا ببريم.‏

‏ آهن «غيرهِم» (به نسبت متفاوتي)‌ در مواد غذايي با منشأ گياهي مانند غلات كامل، حبوبات، سبزي‌هاي برگ سبز، مغزها (پسته، بادام، گردو و فندق) و انواع خشکبار (برگه‌هلو، زردآلو، انجير، کشمش و خرما) وجود دارد. آهن «هِم» جذب بالايي دارد، در حالي که آهن غذاهاي گياهي فقط 3 تا 8 درصد جذب مي‌شود. ويتامين ‏C‏ سبزي‌هاي تازه و خام، يکي از افزايش‌دهنده‌هاي جذب آهن است و با مصرف مقداري سبزي خوردن، پياز يا انواع سالاد همراه با آبليمو يا آب‌نارنج تازه، جذب آهن «غيرهِم» افزايش مي‌يابد. ‏



مصرف بيش از اندازه نمك ‏

دكتر راستي با اشاره به اين مطلب كه مصرف نمک در کشورمان 2 برابر ميزان توصيه مراكز بهداشتي جهاني شده است، مي‌گويد: مطالعات انجام شده نشان مي‌دهد که با کاهش ميزان نمک به ميزان 6 گرم در روز، سکته‌هاي قلبي تا 24 درصد و بيماري‌هاي قلبي عروقي تا 18 درصد کاهش مي‌يابد.

اين متخصص تغذيه مي‌افزايد: بر اساس نتايج بررسي تغذيه‌اي خانوارهاي کشور که در سال 1391 انجام شده، حدود 80 درصد آنان به صورت دائمي از نمکدان به هنگام صرف غذا استفاده مي‌کنند که بي‌ترديد اين موضوع يکي از عوامل فشار خون بالاست. در حــال حاضــر حدود 57 درصد زنان و 36 درصد مردان 60-45 سال کشور مبتلا به فشار خون هستند و روغن مصرفي در سبد غذايي هموطنان‌مان،‌حدود 31 درصد بيشتر از ميزان توصيه شده است. ‏



دقت در شستشوي ميوه و سبزي ‏

مهندس امير شريف پور ـ كارشناس بهداشت مواد غذايي انستيتو تغذيه نيز در مورد مصرف ميوه و سبزي به گزارشگر روزنامه اطلاعات مي‌گويد: مصرف ميوه و سبزي به دليل دسترسي کم، آموزش نا کافي و مسايل اقتصادي در جامعه ايراني به اندازه يک دوم نياز واقعي است و مصرف بيش از حد سموم کشاورزي نيز موجب سرطان زا شدن مصرف برخي از سبزي‌ها و ميوه‌ها مي‌شود. ‏

وي با بيان اين مطلب كه غذا مي‌تواند بسياري از بيماري‌ها را بهبود ببخشد و يا اثرات مشکل‌زا يا عوارض بيماري‌ها را کاهش دهد، مي‌افزايد: ‏ميوه و سبزي‌ به دليل وجود آنتي‌اکسيدان، املاح، ويتامين‌ها و فيبر، از گروه‌هاي بسيار مهم غذايي است که مي‌تواند احتمال بروز سرطان‌هاي مختلف و از جمله سرطان روده‌بزرگ و سينه را کاهش دهد و نيز عوارض بيماري‌ها را در راستاي بقاي بيمار، کم كند.‏

‏ ‏اين كارشناس بهداشت موادغذايي با اشاره به اينکه پاکيزه بودن ميوه و سبزي‌ها يکي از عوامل مهم جلوگيري از عوارض مخرب آن‌ها است، يادآوري مي‌کند: به دليل استفاده از سموم دفع آفات در مرحله توليد و کشت، ميوه و سبزي‌ها آلوده مي‌شوند و فارغ از اينکه کشاورز بايد بداند در چه مرحله‌اي و از چه ميزان سم استفاده کند، تا کمترين آلودگي در محصولات باقي بماند، خانواده‌ها هم بايد در شست‌و‌شوي ميوه و سبزي‌ها دقت کنند. ‏

وي ياد آوري مي‌كند: شرايط موجود نشان مي‌دهد كه ميوه و سبزي در هرم غذايي يا به اصطلاح «پنجک غذايي» طبق استاندارد سازمان جهاني خواربار (فائو) به طور مناسب مصرف نمي‌شود. به طوري كه سرانه مصرف ميوه در کشورمان 140 گرم در روز و سبزيجات 230 گرم در روز است که بين يک ـ دوم تا دو ـ سوم نياز هر فرد را تشكيل مي‌دهد.‏

مهندس شريف پور با بيان اين مطلب که تغيير الگوي تغذيه و نحوه زندگي در آمار بروز سرطان و ساير بيماري‌هاي غيرواگير بسيار مؤثر است، مي‌گويد: کنترل مزارع کشاورزي براي مصرف سموم دفع آفات گياهي کافي نيست و گاهي ممکن است چند برابر استاندارد سموم شيميايي در مزارع مصرف شود که مي‌تواند خطر بروز سرطان را افزايش دهد.‏



عادت خوب غذايي ‏

به گفته پزشكان، يك عادت خوب غذايي بايد داراي ويژگي‌هاي زير باشد: ‏

‏- زود شام‌خوردن: يكي از عادت‌هاي خيلي خوب ما در گذشته، زود شام‌خوردن بود. مردم بعد از غروب آفتاب شام مي‌خوردند و فاصله شام تا زمان خوابيدن نيز زياد بود. در اين شرايط هضم غذا به خوبي انجام مي‌شد و بيماري‌هايي مانند گاستريت و ورم‌‌معده كمتر بود. متاسفانه اين روزها ديگر فاصله 5/2 ساعت بين شام و خواب رعايت نمي‌شود و به همين دليل بروز مشکل‌هاي گوارشي بيشتر شده است.‏

‏- مصرف فراوان سبزي‌خوردن: در سال‌هاي گذشته مصرف سبزي‌خوردن، در بسياري از مجالس باب بود و به تعداد افراد، بشقاب سبزي‌‌خوردن وجود داشت. در حالي كه امروزه، اين عادت تا حدي كمرنگ شده و سالاد جاي آن را گرفته است. ‏

گرچه مصرف كاهو و گوجه‌فرنگي خوب است و مي‌تواند هم معده را پر سازد و هم به فعاليت دستگاه گوارش كمك ‌كند، اما بهتر است مصرف سبزي‌هايي را هم که حاوي ويتامين‌هاي بسياري هستند، فراموش نکنيم. امروزه سر برخي سفره‌ها يک سبد سبزي‌خوردن مي‌بينيم اما چقدر خوب است همان‌طور که به هر کسي يک ظرف ماست اختصاص مي‌دهيم، مثل گذشته يک بشقاب سبزي‌خوردن هم كنارش بگذاريم. چون وقتي سبزي را در يک ظرف بزرگ وسط سفره قرار مي‌دهيم، دست خيلي از افراد به آن نمي‌رسد و از خير خوردن آن مي‌گذرند!

‏- مصرف موادغذايي تازه: در گذشته مردم سعي مي‌کردند سبزي‌ها و انواع گوشت را تازه استفاده کنند اما امروزه همه نوع موادغذايي را فريز يا کنسرو مي‌کنند. مساله اينجاست که عمر مواد مفيد غذايي پخته شده در فريزر نصف مي‌شود. بنابراين،فريز‌كردن براي استفاده درازمدت، از مواد غذايي روش مناسبي نيست. اگر سبزي‌خام را بتوان 6 ماه در فريزر نگهداري کرد، حداکثر زمان براي نگه‌داشتن سبزي‌پخته 3 ماه است.

- مصرف کمتر گوشت‌قرمز: در گذشته مصرف گوشت‌قرمز كمتر بود و در وعده شام بيشتر غذاهاي حاضري مصرف مي‌شد. اما امروزه متاسفانه ميزان مصرف گوشت‌قرمز بالاتر رفته است. مصرف گوشت‌قرمز براي هيچ‌كس در شرايط عادي ممنوع نيست، بلكه بايد محدوديتي در مصرف آن اعمال شود. البته گوشت سفيد به نوع قرمز آن ارجحيت دارد و بايد حداقل به نسبت مساوي مصرف شود. ‏

خيلي‌ها تصور مي‌كنند خوردن هرچه بيشتر منابع غذايي حاوي آهن، باعث رفع سريع‌تر كم‌خوني آنها مي‌شود، در حالي كه 48 ساعت زمان لازم است تا آهن موجود در حد نياز جذب شود و بقيه دفع مي‌شود. بنابراين افرادي كه به اين ماده‌معدني بيش از ديگران نياز دارند، بايد به اين فاصله زماني توجه كنند تا آهن بيشتري مورد استفاده بدنشان قرار گيرد.



پنجشنبه یکم اسفند 1392-21:47 |   | مسعود بوجاری | گروه اجتماعی |لینک به نوشته
«مديريت دولتي» در ايران دوران ساسانيان

روزنامه اطلاعات صفحه 8 ضمیمه تاريخ خبر: پنج‌شنبه يكم  اسفند 1392 - 20 ربيع الثاني 1435ـ 20 فوريه  2013ـ شماره  25815

«مديريت دولتي» در ايران دوران ساسانيان

بيستم فوريه 1932 «تاراپور»در شهر بمبئي هند «آيين مديريت و نامه نگاري دولتي ايران» در دوران ساسانيان را از روي يك نسخه اصل دوباره نويسي و منتشر كرد . اين آيين نامه يك بخشنامه (دستور العمل) اداري بود كه در دوران سلطنت خسروانوشيروان ساساني براي مقامات دولتي ارسال شده بود تا رعايت كنند. اين روش مديريت دولتي پيش از دوران زمامداري خسروانوشيروان وجود داشت. در اين آييــن نـامه كهن، به مقامات دولتي و كارمندان سازمان هاي عمومي تاكيد شــده بود كـه در گزارش ها و نامه هاي اداري از تعارفات معمول دست بردارند، ملاحظات را كنار بگذارند، روشن بنويسند، لفاظي نكنند، و توجه داشته باشند كه اگر گزارش خلاف واقع بدهند به سختي مجازات خواهند شد. قسمت بيشتر اين آيين نامه مربوط به چگونگي مديريت است و درآن، روي لزوم بازرسي و تشويق و تنبيه كارمندان و توجه به نظر آنان تاكيد شده است. رشوه گيري در اين آيين نامه خطرناك ترين خيانت به كشور و مردم به حساب آمده كه مجازات سنگين و محروميت خواهد داشت. ترتيب اثردادن به درد دل هاي مراجعان و پذيرفتن و احترام كردن آنان از نكات مهم اين آيين نامه است. اين آيين نامه در موارد متعدد روي جمع آوري ماليات و منصفانه بودن آن و خصوصيات ويژه ماموران ماليه و خودداري از به مقاطعه دادن امر جمع آوري ماليات ها تاكيد كرده است. در اين آيين نامه مديران دولتي را از تبعيض و افاده و بي اعتنايي به مردم بر حذر داشته شده اند و... از نكات جالب اين آيين نامه كه نهايت پيشرفته بودن ايران عهد باستان در دانش اداري را منعكس مي كند؛ ضابطه دادن نمره منفي به مديران و كارمنداني است كه در انجام وظيفه سهل انگاري و قصور كنند كه رسيدن نمرات منفي به ميزان معيّن باعث بركناري مدير يا كارمند مي شد. بايد توجه داشت كه مورخان كارشناس رويدادهاي عهد باستان، ايران را به داشتن روش پيشرفـته و كارآمد براي ادارات عمومي ستوده اند. اين آيين نامه توسط مهاجران پارسي قرون هفتم و هشتم ميلادي به هند برده شده بود كه به دست «تاراپور» افتاد.



پنجشنبه یکم اسفند 1392-21:46 |   | مسعود بوجاری | گروه تاریخی |لینک به نوشته
سرنوشت دل دادن به هر چه غیر از خدا سقوط است

نقل است: جاذبه نزدیک  شدن به آن درخت ممنوعه در بهشت وعاقبت خوردن میوه آن و یا وسوسه  خوردن دانه گندم آدم را از بهشت به زمین کشید ، به هر حال سرنوشت دل دادن به هر چه غیر از خدا سقوط است .

به نام آن که لب را خنده بخشید /  دلی از مهر خود آکنده بخشید *

به نام آن که گلبرگ تبسم / به لب های شما و بنده بخشید *

دست و یاد خدا همراهتان و آغوش گرم و مهربان او در سرمای سختی های روزگار پناهگاه تان*



چهارشنبه سی ام بهمن 1392-23:40 |   | مسعود بوجاری | گروه اخلاقی |لینک به نوشته
زندگى براى عدالت ، استاد دکتر امیرناصر کاتوزیان

زندگى براى عدالت

بهتر است از آخر شروع کنیم. غروب آویزان شاخه ها بود که دکتر «ناصرکاتوزیان» جمله آخرش را گفت. جمله اى کوتاه، پرمغز و ماندنى. حکایت آینه و جوان و پیر و خشت خام. «به جوانها مى گویم اگر از چیزى عصبانى هستید مراقب باشید، میراث گرانبهاى چندین و چندساله پدرانتان را از روى عصبانیت به زمین نزنید...» و این تمام پختگى و حوصله پیرمردى سفیدموى و مرتب را نشان مى دهد که شمرده سخن مى گوید و هیچ عجله اى براى گفتن ندارد... - دکتر ناصر کاتوزیان؛ متولد تهران 1310-
- -ملقب به پدر علم حقوق ایران
- متولد: ۱۳۱۰. تهران محله دردار
- تحصیل دوران ابتدایى در دبستان اقبال خیابان «شهباز»
- تحصیل در دبیرستان علمیه طى مى کند
- انتخاب رشته ادبى در کلاس ششم و دریافت مدال درجه ۲علمى به عنوان شاگرد اول رشته ادبی
- انتخاب رشته حقوق در تحصیلات دانشگاه
 -انتشار اولین مقاله حقوقی در مجله کانون وکلا ۱۳۳۲
- ریاست دادگاه اراک ، معاون ادارى و حقوقى دادگسترى و مستشار دادگاه استان از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۴۵
- اولین دانشجوی فارغ التحصیل مقطع دکترای حقوق(خصوصی) در ایران
-دفاع از رساله دکترا در رشته حقوق باعنوان «وصیت» ۱۳۳۹
- تدریس در دانشگاه تهران با درجه استادیاری۱۳۴۳ 
- کسب درجه استادی تمام وقت گروه حقوق خصوصی و اسلامی با پایه یک استادی ۱۳۵۱
- مدیر گروه حقوق خصوصی و اسلامی دانشگاه تهران ۱۳۵۴
- آشنایی و تسلط به زبان عربى ،فرانسه و انگلیسى
- دست اندرکار تدوین پیش نویس اولین قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران
- نگارش بیش از40  جلد اثر تألیفى و تحقیقى و چاپ دهها مقاله پژوهشی
- برخى از آثار او عبارتند از :
۱. مقدمه علم حقوق، (تاکنون ۴۲ بار چاپ شده از ۱۳۴۷ به بعد)، آخرین ناشر شرکت سهامی انتشار، (۱۳۸۱ به بعد) ۲. کلیات حقوق، نظریه عمومی، شرکت سهامی انتشار، (۱۳۷۹ به بعد) ۳. فلسفه حقوق (۳ج)، شرکت سهامی انتشار، (۱۳۷۷ به بعد) ۴. قواعد عمومی قراردادها (۵ ج)، شرکت سهامی انتشار،(۱۳۷۲به بعد). ۵. عقود معین (۴ج)، شرکت سهامی انتشار و کتابخانه گنج دانش، (۱۳۶۴ به بعد) ۶. نظریه عمومی تعهدات، نشر دادگستر، ۱۳۸۰.۷. خانواده (۲ج)، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۷۵.۸. اعمال حقوقی، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۷۰.۹. ابقاع، نظریه عمومی ـ ابقاع معین، نشر دادگستر، (۱۳۷۰ به بعد) الزامهای خارج از قرارداد (ضمان قهری)، (۲ج)، دانشگاه تهران، ۱۳۷۸.۱۱. تحولات حقوقی خصوصی، دانشگاه تهران، ۱۳۸۰.۱۲. مسوولیت ناشی از حوادث رانندگی، دانشگاه تهران، ۱۳۸۰.۱۳. قانون مدنی در نظم کنونی، نشر میزان، ۱۳۸۲.۱۴. اموال و مالکیت، نشر دادگستر، ۱۳۷۸.۱۵. وصیت در حقوق مدنی ایران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۲.۱۶. ارث، نشر دادگستر، ۱۳۷۶.۱۷. حقوق انتقالی، نشر دادگستر، ۱۳۷۵.۱۸. گامی به سوی عدالت، (۲ج)، دانشکده حقوق، ۱۳۷۹.۱۹. توجیه و نقد رویه قضایی، نشر دادگستر، ۱۳۷۷.۲۰. عدالت قضایی، نشر دادگستر، ۱۳۷۸.۲۱. اثبات و دلیل اثبات(ج۱)، نشر میزان، ۱۳۶۲; (ج۲) ۱۳۸۳.۲۲. گذری بر انقلاب ایران، شخصی، ۱۳۶۰.۲۳. درسهایی از عقود معین (۲ج)، کتابخانه گنج دانش، ۱۳۸۱.۲۴. دوره مقدماتی، حقوق خانواده، نشر دادگستر ، نشر میزان،۱۳۸۰.۲۵. اعتبار امر قضاوت شده. ۲۶. وقایع حقوقی. ۲۷. آزادی اندیشه و بیان، سازمان ملل . ۲۸. مسوولیت ناشی از عیب تولید، دانشگاه تهران، ۱۳۸۲.۲۹. سفته، وصیت و ارث، دوره مقدماتی، نشر دادگستر. ۳۰. مبانی حقوق عمومی. ۳۱. گویاتر از گفتارها، انتشارات دانشگاه تهران و ...
بهتر است از آخر شروع کنیم. غروب آویزان شاخه ها بود که دکتر «ناصرکاتوزیان» جمله آخرش را گفت. جمله اى کوتاه، پرمغز و ماندنى. حکایت آینه و جوان و پیر و خشت خام. «به جوانها مى گویم اگر از چیزى عصبانى هستید مراقب باشید، میراث گرانبهاى چندین و چندساله پدرانتان را از روى عصبانیت به زمین نزنید...» و این تمام پختگى و حوصله پیرمردى سفیدموى و مرتب را نشان مى دهد که شمرده شمرده سخن مى گوید و هیچ عجله اى براى گفتن ندارد. دکتر ناصر کاتوزیان حالا درآستانه ۷۳سالگى است.(این مقاله 10 سال پیش نوشته شده است) با آنکه جدى است اما مهربانى و شفقت در چشمانش موج مى زند. متین، صبور، مؤدب و خوش سخن و البته آراسته. «امیرناصر کاتوزیان» درکوچه در دار درخیابان رى به دنیا آمده است. ده سال پیش از آنکه رضاشاه اریکه قدرت را به قماش انگلیس و دارودسته متفقین بسپارد.
او درباره ۷۳سالگى اش با خنده مى گوید: «به نظر شما زیاداست اما اگر ۷۳ساله باشید متوجه مى شوید که چقدر کم است» .
خاندان کاتوزیان ازخانواده هاى باسابقه و کهن در تهران است و نام خانوادگى اصلى آنها تهرانى بوده است که درزمان رضاشاه وقتى مجبور به دریافت شناسنامه مى شوند به دلیل علاقه به زبان اصیل پارسى، لغت «کاتوزیان» را از شاهنامه براى نام خانوادگى خویش اقتباس مى کنند و کاتوزیان به معناى پارسایان است. «گروهى بودند که تقریباً روحانیون دربار ساسانى را تشکیل مى دادند و درواقع طبقه باسواد زمانه خود بودند و از نفوذ فراوانى برخوردار بودند و چون خانواده ما خانواده اى روحانى بود. حتى عموى من قبلاً روحانى بود و بعدها به اجبار دربار عمامه ازسر برمى گیرند و این فامیل را از شاهنامه مى گیرند. آنجا که مى گوید «گروهى که کاتوزیان خوانى اش‎/ به رسم پرستندگان دانى اش» و این شعر فردوسى است.» چرا دکتر ناصر کاتوزیان رشته حقوق را انتخاب کرده است؟ دلیلش براى این کار متواضعانه است. مى گوید: «اتفاق باعث آشنایى من با علم حقوق شد.» و همین اتفاق باعث مى شود تا سرآمد دوران خود دراین رشته شود و شاید اگر او کاپیتان تیم والیبال مدرسه اش نمى بود و اصرار مدیرمدرسه براى حفظ این دانش آموز نبود او هرگز وارد عرصه حقوق نمى شد. «و البته اتفاق تنها هم نبود. بعدها که وارد دانشگاه شدم از انتخاب خودم کاملاً راضى بودم و به آن افتخارمى کنم.» شاید انتخاب رشته حقوق درخانواده کاتوزیان یک سنت نباشد اما اغلب بزرگان و مشاهیر این خانواده براى ادامه تحصیل خود رشته حقوق را انتخاب مى کنند و خود استاد دراین باره مى گوید: «خانواده ما بیشتر حقوقدان هستند. بزرگان خانواده ماقبل از من هم به حقوق خیلى علاقه مند بودند. حتى یکى از قوم و خویش هاى ما اول دانشکده پزشکى را انتخاب کردو بعد پشیمان شد و درانگلستان اقتصاد سیاسى را برگزید.» و البته منظور استاد کسى نیست جز «محمدعلى کاتوزیان » که بسیارى از آثارش در ایران چاپ شده و مورداستفاده قرارمى گیرد. خواسته هاى مغفوله خاندان کاتوزیان البته نقش فراوانى درهدایت استاد به رشته حقوق داشته و خود نیز معترف این ماجراست. زراندوختن و جمع ثروت صفتى نیست که اهالى علم و تحقیق را تحریک کند و این روحیه البته از ویژگیهاى دکتر کاتوزیان هم هست. چنانکه پس از اتمام دوران دانشکده حقوق در مقطع لیسانس از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۴۵ در دادگسترى روزگار مى گذراند و مشاغل مختلفى را تجربه مى کرد تا جایى که حتى به ریاست دادگاه اراک و مستشار دادگاه استان و معاون ادارى و حقوقى هم مى رسد، اما داشتن روحیه تحقیق و پژوهش از یک طرف و عشق و علاقه او به تدریس و همچنین مخالف خوانى هایش با دستگاه حاکم از طرف دیگر سبب شد تا کنج خلوت تحقیق و تفحص را به دنیاى پراضطراب و جنجال دادگسترى ترجیح دهد و به دنیاى علم و آرامش نقل مکان کند.
«روزى که لیسانسم را گرفتم، درس وصیت را که درس بسیار مشکلى هم بود، در کتابهاى فقهى هم مى دیدم که البته مفصل ترین مبحث آن کتابها هم همین مسأله وصیت است. این انگیزه که بتوانم در باب این مسأله تحقیق کنم، باعث شد تا از همان روزى که قلم دانشجویى را زمین گذاشتم، قلم تألیف را به دست بگیرم.» «من هم مثل هر جوانى در آن ایام آرزویى داشتم. من همیشه آرزو داشتم تا یک نویسنده و محقق بزرگ شوم. هیچ وقت آرزو نداشتم یک ثروتمند بزرگ یا یک سیاستمدار مشهور یا یک قدرتمند واقعى شوم.» آیا او به آرزویش رسیده؟ در جواب این پاسخ چیزى جز لبخند از دکتر ناصر کاتوزیان نخواهید شنید. او رسیدن به آرزو را به مثابه توقف مى داند. مى گوید «وقتى میکل آنژ مجسمه «پتیا» را ساخت و در کلیسا خیلى مورد توجه قرار گرفت، خودش گریه مى کرد. وقتى از او پرسیدن چرا گریه مى کنى؟ گفت: براى اینکه این پایان کار من است. چون از این کار خوشم آمده.» و این گفته کاتوزیان نشان دهنده تلاش او براى نگه داشتن روحیه نارضایتى از خود و طلبگى است. او از کارهاى خود به معناى واقعى راضى نیست و در جواب این سؤال کلیشه اى که اگر دوباره به دنیا بیایید، آیا همین مسیر را طى خواهید کرد؟ مى گوید: «اگر دوباره به دنیا بیایم، دوست دارم کارهاى قبلى ام را ادامه دهم.» بزرگترین معضل نظام حقوقى ما چیست؟ چرا خیلى از آنها کارایى خود را از دست داده اند؟ دکتر کاتوزیان فراموش شدن جامعه از سوى حقوقدانان را عامل عمده نقصان مى داند و مى گوید «آنها فکر مى کنند همه چیز در قانون باید گفته شود و منبعث از قانون است، درحالى که حقوق غیر از قانون است. قانون بخشى از حقوق رسمى است که توسط قوه مقننه و مجریه وضع مى شود، ولى این اندیشه ها هستند و جامعه و سازمانهاى اجتماعى که حقوق را مى سازد و زمینه هاى اصلى اش را فراهم مى کند.» دکتر کاتوزیان دو دلیل را علت عقب ماندگى مان از کاروان تمدن و چسبندگى بیش از اندازه مان به قانون مى داند. اول آنکه حقوق ما نتوانسته است معناى واقعى فقه را بشناسد و همین ضعف عمده به قوانین ما سرایت کرده است و فکر مى کنیم همه چیز باید در قانون باشد و همه چیز را قانون به ما بگوید. در واقع ما فراموش کرده ایم که عرف و عادت و هنجارهاى اجتماعى و نیازهاى آن نیاز مبرم به مراجعه ما به قوانین فقهى و بررسى دوباره آنها دارد. ضمن آنکه این عوامل خود نیازهایى را به وجود مى آورد که این نیازها موجب به وجود آمدن قواعدى مى شود که حتى دولتها را مجبور به وضع قانونى آنها مى کند. او در این باره مى گوید «درست است که دولتها مقتدر هستند.
اما این اقتدار کاملاً ظاهریست و دولت از اطراف تحت فشارهاى متعدد اجتماعى است که بخش عمده اى از آنها منبعث از نیازهاى اقتصادى و حتى سنتها واخلاق و مذهب است و این ها در واقع در حال مبارزه با یکدیگرند. قانونى که وضع مى شود نتیجه پیروزى یکى از این فشارها بر سایر نیروها است. ما فراموش کرده ایم که قوه قضاییه مى تواند در قلمرو قوانین و تفسیر آنها خود کارگزار باشد.» در واقع از نظر دکتر کاتوزیان دلیل اول عقب ماندگى نظام حقوقى ما از نیازهاى امروز سنت گرایى شدید است که در ما وجود دارد و اجازه خلاقیت و تصمیم گیرى نمى دهد. و اما دلیل دیگر این عقب ماندگى: «ما از نظر نظام ادارى و حقوقى خیلى تحت تأثیر نظام حقوقى فرانسه قرار گرفتیم. آنها براى حقوق مدنى بعد از ناپلئون همین ارزش و تقدس را قائل بودند ولى حالا این طور نیست و آنها از این حیث خود را نو و مدرن کرده اند و ما همچنان و همان سر کلاه آى با کلاه مانده ایم.» او معتقد است  «حقوقدانان حتماً باید با این شیوه هاى کهنه و منسوخ مبارزه کنند و نداى عدالت و نداى وجدان و آن عرفان حقوقى را که به هرکسى که حقوقدان هم نیست اما وقتى یک قضیه حقوقى پیش او مطرح مى شود مى تواند تشخیص دهد که عدالت کدام طرف است را بیشتر مد نظر قرار دهند و به آن توجه بیشترى بکنند.»
از نظر او ما براى اینکه بتوانیم از یک نظر حقوقى مدرن و کارآمد برخوردار باشیم باید ابتدا جامعه مان عادت کند به اینکه قانون را درست اجرا کند و بعد از آن وقتى که به قانونگرایى کامل رسیدیم آن زمان بهترین زمان براى یافتن راه حل مناسب براى دور زدن قوانین ـ در جهت بهبود شرایط زیست اجتماعى ـ و تنظیم دوباره آنها در استنباطها براى رسیدن به عدالت واقعى خواهد بود.
دکتر کاتوزیان مى گوید: «هدف حقوق و تمام زیر و بم آن اجراى کامل عدالت و مصونیت جامعه از ظلم و بى عدالتى است.» او علت اصلى ماجراى مشروطیت را هم در همین نکته مى بیند و مى گوید : «عموى من یکى از سران اصلى مشروطیت بود و از او یادداشتهاى متعددى هم در این باره به دست من رسیده که آن را در کتابى تحت عنوان «برداشتهایى راجع به تاریخ مشروطیت» به چاپ رسانده ام. در آنجا در مقدمه اش نوشته ام که انقلاب مشروطیت در واقع قیامى براى دموکراسى خواهى نبوده است بلکه حکومت عادل مى خواسته اند و عدالتخانه.» او علت مشروطیت را آراى متضادى مى داند که قضات آن زمان صادر مى کردند و فساد شدیدى که در دستگاه قضاى آن دوران رخنه کرده بود را عامل اصلى آن قیام مى داند. دکتر کاتوزیان در باره آزادى مى گوید:
«آدمى اگر نتواند آنگونه که مى اندیشد افکارش را بیان بکند و اصلاً جرأت بیان فکرش را نداشته باشد مطمئناً اندیشه شکوفا نخواهد شد»
 و این یکى از دغدغه هاى اصلى اوست. از نظر او هنوز سنگینى سالیان دور و دراز حکومتهاى مستبد در تاریخ ایران بر رفتار و سکنات ما سایه انداخته است و ما هنوز تحت تأثیر بیش از چند هزار سال استبدادى هستیم که در تاریخ مان به ثبت رسیده و تازمانیکه سنگینى این سایه از شانه هاى ما جدا نشود در بحث آزادى و عدالت همچنان در خم اول این وادى باقى خواهیم ماند و این حاصل نمى شود مگر زمانى که هر کس هر آنچه مى اندیشد را بیان کند و برخورد اندیشه ها براثر همین اصل پیش پا افتاده میسر گردد. او مى گوید: «در همین حقوق موانع فراوانى براى آزاد اندیشى وجود دارد و تا این موانع از سر راهش برداشته نشود پاى نظام حقوقى ما همچنان مى لنگد.»
- این مقاله ابتدا در مجموعه مهرگان و در جشن نامه مشاهیر معاصر ایران ؛ به دبیری محسن شهرنازدار تهیه و منتشر شده است. پروژه مهرگان که در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی ، در موسسه فرهنگی- مطبوعاتی ایران به انجام رسید؛ به معرفی مشاهیر نسل سوم ایرانی یعنی متولدین 1290 تا 1330 خورشیدی می پرداخت. بخشی از این پروژه در قالب کتاب منتشر شده است.



یکشنبه بیستم بهمن 1392-22:8 |   | مسعود بوجاری | گروه حقوقی |لینک به نوشته
دروغ در لباس راست خود را جلوه میدهد

نقل است : روزی دروغ به راست گفت بیا تا برویم در دریا شنا کنیم ، راست از روی صداقت پذیرفت و به همراه او به کنار دریا رفت ، و تا راست لباس هایش را برای شنا درآورد ، دروغ لباس های او را برداشت و پوشید و فرار کرد * بدینسان از آن زمان دروغ در لباس راست خود را جلوه میدهد . 



دوشنبه چهاردهم بهمن 1392-23:20 |   | مسعود بوجاری | گروه اخلاقی |لینک به نوشته
قاضي سراج: تعقيب مجرمان يقه سفيد با مانع جدي روبروست ‏

تاريخ خبر: روزنامه اطلاعات شنبه 12 بهمن 1392 - يكم ربيع الثاني 1435ـ 1 فوريه  2013ـ شماره  25799 ص13
قاضي سراج: تعقيب مجرمان يقه سفيد با مانع جدي روبروست ‏


سرويس شهرستانها: رئيس سازمان بازرسي کل کشور با اشاره به دستور رئيس جمهوري براي مقابله با ويژه خواري و هماهنگي قوه قضائيه و قوه مجريه، گفت: درباره فساد اقتصادي تاکنون چند جلسه در رياست جمهوري برگزار شده و با هماهنگي به زودي حق مردم را از حلقوم زالو صفتان بيرون مي‌کشيم.

ناصر سراج در آيين معارفه رئيس اداره کل بازرسي استان کرمان با اشاره به وجود بيش از 100 هزار ميليارد تومان معوقات بانکي در کشور، بيان کرد: بيشتر اين پرونده‌ها نياز به شکايت حقوقي دارد که متأسفانه بانک‌ها حاضر نيستند روال رسيدگي را مطرح و دنبال کنند.

وي اضافه کرد: متاسفانه در بانک‌ها عزمي براي وصول معوقات نيست و بانک‌ها به دستگاه قضايي مراجعه و پيگيري نمي‌کنند و اين در حالي است که ما آمارها را به «ريز» داده‌ايم؛ بنابراين قوه قضائيه به عنوان مرجع عاليرتبه قضايي چه بايد بکند؟

او يادآور شد: بانک مرکزي اعلام کرد که 61 نفر، از 100 ميليارد تومان تا هزار ميليارد تومان بدهکار هستند و کميسيون اصل 90 مجلس اعلام کرد که 80 درصد 100 هزار ميليارد تومان در اختيار 30 نفر است و بايد از بانک‌ها سؤال کرد براي وصول اين معوقات چه اقداماتي را انجام داده‌اند.سراج درباره جرم يقه سفيدها افزود: جرم يقه سفيدي حاکي از درک عميق بزهکاران اين جرائم و نيز ضعف علمي و عملي بزه ديدگان است.بزهکار يقه سفيد با استفاده از اقتدار و وجاهت اجتماعي و سياسي بالا و در پناه ظاهر فريبنده و استعداد علمي خود به ارتکاب جرائمي از جمله اختلاس، پولشويي، جعل درآمدهاي کلان مالي و وجاهت بخشي صوري به درآمدهاي نامشروع خود دست مي‌زند.

وي ادامه داد: طبق بررسي‌هاي انجام شده، رقم سياه (کشف نشده) در جرائم يقه سفيدي بالا است و بنابراين بيشترين گونه اين جرائم در آمارهاي رسمي وارد نمي‌شود و دليل آن در دشواري کشف جرم يقه سفيدي است البته جرائم شهروندان عادي برخلاف يقه سفيدها آشکارتر است.

وي افزود: مجرم يقه سفيد حتي در فرض کشف جرم و دستگيري، با جعل اسناد و مدارک و سند سازي‌ها و پشت هم‌ اندازي‌ها و استفاده از کارشناسان خبره و وکلاي سرشناس سعي در قانوني جلوه دادن اعمال خود دارد و جرم يقه سفيدي اصولا درباره سوء استفاده برخي افراد از فرصت‌ها و موقعيت‌هاي ويژه واقع مي‌شود.

سراج اضافه كرد:‌ جرم يقه سفيدي، جرم طبقه ممتاز جامعه است و شخصيت حقوقي مرتکب از شخصيت حقيقي وي ارجح است و در واقع اينها چهره و ظاهري خوش سيما و سيرتي غير انساني دارند و به چيزي جز مطامع مالي و نفساني خود نمي‌انديشند.

وي با اشاره به اين مطلب که مجرمان يقه طلايي در کشور ما به دانه درشت‌ها اشتهار دارند، گفت: اين افراد زودتر از چنگال عدالت مي‌گريزند.

رئيس سازمان بازرسي به مشکلات تعقيب و محاکمه مجرمان يقه سفيد و يقه طلايي اشاره كرد و گفت: رسيدگي به اتهام مرتبط با قدرت و ثروت در مراجع قضايي همواره با مشکلاتي مواجه است و اين مجرمان ظاهري موجه و باطني فاسد دارند و افراد فرصت طلبي هستند که از طريق وابستگي به مقامات و مسئولان حکومتي يا با خوش خدمتي به آنها در ارکان قدرت نفوذ کرده و از اين طريق موجبات برقراري ارتباط با مراجع قدرت را دارند و به اين ترتيب اين افراد براي خود نوعي مصونيت ايجاد مي‌کنند و به طور کلي تعقيب مجرمان يقه سفيد با موانع و مشکلات جدي روبرو است.سراج اظهار داشت: آنها در توضيح اقدامات مجرمانه متهم، به خدمات وي که انگيزه خدمت به نظام است استناد مي‌کنند و به شاکي و اعلام کننده جرم، هدف از اعلام جرم را مخالفت با فلان مسئول يا طرح‌هاي خدمت‌رساني مطرح مي‌کنند.

وي تاکيد کرد: اين متهمان سعي مي‌کنند از حضور در مراجع قضايي خودداري کنند يا صلاحيت قاضي يا فرايند تعقيب و نحوه احضار و رسيدگي را زير سؤال ببرند تا با ايجاد ترديد در مشروعيت احضار، وانمود کنند که هدف از اين احضارها، تخريب و تضعيف برخي دستگاه‌هاي دولتي يا مسئولان است.

او در جمع خبرنگاران با اشاره به اين‌كه بانک‌ها هزار ميليارد تومان معوقات دارند اما حاضر نيستند دادخواست عليه بدهکاران دهند، افزود: قوه قضائيه در ستاد مبارزه با فساد اقتصادي، شرکت فعالي دارد. قوه قضائيه در دوره قبل به دلايلي در نشست‌هاي ستاد مبارزه با فساد اقتصادي شرکت نمي‌کرد و مي‌دانست که تأثيري ندارد.‏وي افزود: در دولت جديد اين ستاد به رياست معاون اول رئيس‌جمهوري تشکيل مي‌شود و معاون اول قوه قضائيه، رئيس کل بازرسي و دادستان مرکز استان تهران و وزراي حوزه اقتصادي نيز

در آن حضور دارند.

codex01x



شنبه دوازدهم بهمن 1392-20:8 |   | مسعود بوجاری | گروه اجتماعی |لینک به نوشته
*اجراي طرح مکنا ‏


تاريخ خبر: روزنامه اطلاعات شنبه 12 بهمن 1392 - يكم ربيع الثاني 1435ـ 1 فوريه  2013ـ شماره   25799 ص 13

*اجراي طرح مکنا ‏


‏ فرمانده نيروي انتظامي دراين همايش گفت: طرح مکنا (مديريت کيفيت نيروي انتظامي) اکنون در يک هزار کلانتري کشور آغاز به کار کرده ..........................
فرمانده ناجا درحاشيه اين همايش گفت: قرار دادن نيروي انتظامي در کنار مفسدان اقتصادي کج سليقگي است.

وي درباره بدهي 185 ميليون دلاري به دولت اظهار داشت: شرايطي پيش آمد تا بتوانيم در فروش نفت به دولت کمک کنيم و رئيس‌جمهوري وقت به ما گفت اگر مي‌خواهيد کسري 11 درصدي بودجه خود را تامين کنيد، نفت بفروشيد و از اين طريق بودجه را تامين کنيد.وي با بيان اين‌که اين کار به صورت قانوني و با مجوزهاي رسمي دولت انجام شد....................................................................................................



شنبه دوازدهم بهمن 1392-20:7 |   | مسعود بوجاری | گروه اجتماعی |لینک به نوشته
دادستان كل كشور: معوقات بانکي 2 برابر شده است


تاريخ خبر: روزنامه اطلاعات شنبه 12 بهمن 1392 - يكم ربيع الثاني 1435ـ 1 فوريه  2013ـ شماره    25799 ص13
دادستان كل كشور: معوقات بانکي 2 برابر شده است

سرويس خبر: ميزان معوقات بانكي در سال 90 بانکي 50 هزار ميليارد تومان بودکه اين رقم براساس گفته‌ها امسال به 100 هزار ميليارد تومان رسيده است. وقتي بانک‌ها براي پول‌هايشان دل نمي‌سوزانند و از مديران بازخواست نمي‌کنند، پليس و دستگاه قضا بدون شکايت نمي‌توانند وارد موضوع شوند. چرا سيستم‌هاي نظارتي بانک‌ها به وظايفشان عمل نکردند که امروز شاهد افزايش دو برابري معوقات بانکي هستيم.حجت الاسلام والمسلمين غلامحسين محسني اژه‌اي دادستان كل كشور در مراسم پاياني همايش «پليس، مديريت کيفيت و تعالي سازماني» با بيان اين مطلب افزود: در پرونده ميلياردي نفتي حتي مسئولان شکايت هم نکردند فقط در يک برگه نوشتند اين فرد حدود 8 هزار ميليارد تومان بدهکار است و اگر صلاح مي‌دانيد او را ممنوع الخروج کنيد. در اين پرونده مدعي العموم وارد موضوع شد و اين فرد را بازداشت کرد.



شنبه دوازدهم بهمن 1392-20:5 |   | مسعود بوجاری | گروه اجتماعی |لینک به نوشته
همکلاسی‌های « ماهان» موی سر خود را تراشیدند


تاريخ خبر: دوشنبه 7 بهمن 1392 -25 ربيع الاول 1435ـ 27 ژانويه  2013ـ شماره  25795روزنامه اطلاعات
همکلاسی‌های « ماهان» موی سر خود را تراشیدند
 

مریوان: ۲۳ دانش آموز کلاس دوم دبستان شیخ شلتوت، همکلاسی «ماهان رحیمی» دانش آموز بیمار مریوانی به نشانه ابراز همدردی با دوست و همکلاسی خود موی سرشان را تراشیدند.این دانش آموزان دیروز به پیروی از حرکت

«محمد علی محمدیان» معلم کلاس خود، موی سر خود را از ته زدند.

محمدیان در این باره گفت: از همان روزهای اولی که بنده موی سرم را زدم تمام دانش آموزان برای تراشیدن موی سرشان اظهار آمادگی کردند اما به دلیل سرمای هوا مانع از این اقدام آنها شده بودم.



دوشنبه هفتم بهمن 1392-20:10 |   | مسعود بوجاری | گروه  |لینک به نوشته