عنايت امام صادق(ع) به سلمان سلام الله عليه غرور آفرين است. در تفسير بسياري آيات چون نشاني از شأن نزول مي‌آورند آنجا که قيد مؤمنين است به اين فرزند اسلام بزرگمرد خطه کازرون اشاره مي‌فرمايد.

در تفسير آيه پنج سوره تين « الا الذين آمنو و عملوا الصالحات، فلهم اجر غير ممنون» فرمودند: اين مومنان سلمان، مقداد، عمار و ابوذر هستند که به آنان پاداش بدون منت داده مي‌شود.در سياق خمسه اميرالمؤمنين فرمود: انا سابق العرب و سلمان سابق فارساِنّ الله تعالي امرني بحبّ اربعه من اصحابي و اخبرني اِنّه يحبهم فقيل يا رسول الله منهم؟ قال: علي و المقداد بن اسود الکندي و سلمان و ابوذر!امام صادق(ع) فرمود: ايمان همچون نردباني داراي ده پله و مرحله است. مقداد در پله هشتم، ابوذر در پله نهم و سلمان فارسي در پله دهم ايمان قرار دارند.الله اکبر! مردي از اين سرزمين بر مرکب يقين با پايي پياده بر مشقت جاده سوار مي‌شود.

تاولي را مي‌خرد که به التيام حوران آرام خواهد يافت. آنانيکه به ديدن سلمان مشتاقترند تا سلمان به ديدار آنان! اين کلام پيامبر است که فرمود: بهشت بر سلمان مشتاقتر از سلمان به بهشت است.

آري اين راهپيمايي، مانايي دارد. چه بسيار شهرها را به دنبال محبوب خود با ناله هاي تاول همراه است. حريّت روح به اسارت جسم مي‌ارزد که دل از زخم زبان بيشتر مي‌لرزد. اما نمي‌داند که عرب را فرهنگ جاهلي از جان رخت ‌ بر نبسته و آنرا که بر نسوج نشسته به راحتي نتوان زدود. و هرچه بود در غربت مدينه باز هم زخم زبان بود اما حريت روحش در کنار رحمه للعالمين، گوشهايش را بر مردم حسود بدبين کج آيين بسته بود.

هرقدر بدگويي و طعنه به سلمان بيشتر مي‌شد و هرچه حسب و نسبش را بيشتر به سخره مي‌گرفتند، بيشتر در کنف عنايت محبوبش قرار مي‌گرفت. مگر چند تن اند آنانيکه حبيب خدا به ايشان «منّي» مي‌گفت؟!

علي منّي، ان فاطمه منّي، حسين مني و سلمان منّـي با ايـن تفـاوت کـه مي فرمود: و انا من علي و فاطمه بضعه مني و انا من حسين!!

چرا به خود نباليم؟ که حاملان چنين ابداليم! امام باقر(ع) فرمود: کان سلمان من المتوسمين چرا به خود بناليم؟ کدام ملتي سلمان بن الاسلام دارد؟ و مگر سلمان، دومي هم دارد؟!«و آخرين منهم لما يلحقوا بهم» عرض کرد: آنها چه افرادي هستند! رسول خدا(ص) در حاليکه دست خود را بر سر سلمان گذاشته بود فرمود: به خدايي که جانم در اختيار اوست، اگر ايمان در ثريا، قرار گرفته باشد افرادي از اينان بدان دست مي يابند! صدق الله و صدق رسول الله.


ميرمؤمنان(ع) فرمود «سلمان الفارسي، کلقمان الحکيم!»

صادق آل محمد(ص) فرمود آخا رسول الله(ص) بين سلمان و ابي ذر، و اشترط علي ابي ذر ان لايعصي سلمان و چون روزي سلمان مشغول پختن غذا بود، ابوذر مشاهده کرد ديگ غذا سرنگون گرديد اما چيزي از آن نريخت و اين تکرار مي شد، سلمان ديگ را بر روي اجاق مي‌گذاشت. ابوذر وحشت‌زده موضوع را با اميرالمؤمنين در ميان گذاشت و علي(ع) چون سلمان را ديد فرمود: يا اباعبداله!

ارفق باخيک.